داستانی مدرن از دل ادبیات کلاسیک

«بئاتریکس پاتر» از جمله نویسندگان ژانر کودک معاصر است که تا سال ۱۹۲۰ هم کتاب مینوشت و چندسال پس ازآن هم دار فانی را وداع گفت. زندگی بئاتریکس همانند بسیاری از نویسندگان کودک دیگر دستمایه ساخت فیلمسینمایی با نام «خانم پاتر» شده که در سال ۲۰۰۶ و با بازی «رنه زلوگر» در نقش او اکران شد. بئاتریکس در طولحیات خود دو سری کتاب محبوب برای کودکان به رشته تحریر در آورد که هر دو پیرامون دنیای حیوانات سخنگو وبامزه شکل میگرفت: «پیتر خرگوشه» و «ناتکین سنجابه» نام این دو سری کتاب بودند که با نقاشیهای بینظیر بهسبک خاص خود و داستان جذاب آن توانستند در اوایل دهه نود میلادی دل بچهها را به دست بیاورند.
شخصیت پیتر خرگوشه چندین بار در آثار مختلف سینمایی و تلویزیونی به نمایش درآمده و از دهه ۶۰ میلادی موردتوجه استودیوهای سازنده فیلم و انیمیشن قرار گرفته. از او در آثار کوتاهی از والت دیزنی و یا سریال شبکه HBO وهمچنین انیمیشنهای سریالی متعددی بهرهوری شده که هر یک در زمان خود با اقبال نسبی عمومی مواجه شدند.حالا بعد از گذشت سالها و علاقه دوباره و البته عجیب هالیوودیها به نویسندگان ژانر کودک (در همین چندسالاخیر آثاری از زندگی نویسندههای مری پاپینز و وینی پو و… به اکران در آمده است) پیتر خرگوشه این بار در استودیوانیمیشن سازی سونی دستمایه ساخت یک فیلم سینمایی لایو اکشن قرار گرفته است. پیتر این بار در هیبتی جدید وبا سرووضعی طراحی شده با فناوری CGI (کاملا کامپیوتری) مهمان پرده نقرهای سینما شده و آن معصومیتهمیشگی داخل کتابهایش را نیز ندارد، بهطوری که صحنههای اولیه فیلم مورد غضب منتقدین و طرفداران قرارگرفته بود. داستان پیتر خرگوشه خاستگاهش از انگلستان است و یک نویسنده اصیل بریتانیایی کتب آن را نوشته، ازهمین رو این شخصیت و دوستناش هم در کتاب از نزاکت و آداب انگلیسی (که احتمالا معرف حضورتان است) بهرهمیبرند در صورتی که در فیلم فعلی این آداب رفتاری تا حد زیادی تقلیل یافته و آنها به شخصیتهایی شوخ و شنگو مدرن تبدیل شدهاند. در ابتدای امر و چند ماه قبل از اکران فیلم، حدس زده میشد این دوری از اصالت سری کتابمورد توجه قرار نگیرد اما خوشبختانه ورق برگشت و فیلم با استقبال خوبی از مردم روبرو شد و تبدیل به یکی از آثارسودآور سال گشت (فیلم پیتر خرگوشه با بودجهای ۵۰ میلیون دلاری ساخته شد و با فروش ۲۸۴ میلیون دلاری خودتوانست شگفتیساز شود.)
داستان فیلم روایتگر چند خرگوش و یک سری حیوانات دیگر است که در آبادی کوچکی کنار شهر لندن زندگیمیکنند. در این آبادی چندین ویلا هم توسط انسانها ساخته شده و برخی از آنها با باغداری و… گذران عمر میکنند.یکی از صاحبان این ویلا که از قضا ویلای بزرگ و باصفایی هم دارد پیرمردیست که با ورود این حیوانات بهباغچهاش مشکل دارد و دایما با این خرگوش ها سر جنگ دارد. بعد از اینکه این پیرمرد به طور ناگهانی میمیرد،برادرزاده او در شهر لندن نامهای دریافت میکند که خبر به ارث رسیدن این ویلای بزرگ را به گوشش میرساند، او کهبه تازگی از کار بیکار شده تصمیم میگیرد به این ویلا برود و با مرمتکاری و تمیزکاری ویلا، آن را به فروش برساند.او در حالی رهسپار این سفر میشود که خبر ندارد بعد از مرگ عمویش، حیوانات به سرکردگی پیتر، عضو بزرگخانواده خرگوشها (پدر و مادر آنها هر دو از دست رفتهاند) خانه را تصاحب کرده و در آن مشغول به عیش و نوشهستند! با آمدن عموزاده بازی دوباره شروع میشود و تنفر او از حیوانات پیرامون منزل باعث ایجاد یک نبرد بینآنها میشود. البته در این بین خانمی زیبا هم در این شهر کوچک وجود دارد که هم دوست حیوانات است و همصاحبخانه جدید یک دل نه صد دل عاشق او میشود…
داستان پیترخرگوشه اقتباس شده از هیچ از ۲۳ جلد کتاب حول این شخصیت نیست و همانطور که گفته شد یکداستان مدرنتر است، البته اساسا پذیرفتن این موضوع که حیوانات عشقشان میکشد وارد منزلگاه یک انسانیشوند و برای خودشان آنجا جولان دهند کمی برای عقل آدمی سخت است! ولی خب برای قشر سنین پایینترپذیرفتنی است. کمدی پیترخرگوشه در جزییات ریز و دیالوگهای خندهدار و شخصیتهای بعضا احمق آن گنجاندهشده و از نوع کمدی کاملا پاستوریزه و مختص بچههاست. شخصیتهای متعددی در بین حیوانات قصه به جزخرگوشها وجود دارند که هر یک در حضور کوتاه خود بسیار بامزه ظاهر میشوند (خروسی را تصور کنید که از دیدنخورشید در زمان طلوع آفتاب تعجب میکند و کلی غر میزند!) ترکیب انیمیشن و فیلم سینمایی زنده در پیترخرگوشه با توجه به پیشرفتهای امروزی بسیار بهتر از آثار گذشته این ژانر همچون گارفیلد و اسمارفهاست و بهحقمیتوان گفت ساخت این فیلم تا همین چندسال گذشته یا تبدیل به یک مضحکه و یا تبدیل به اثری پیشپاافتادهدر این زمینه میشد.
صحنههای موزیکال در فیلم نه زیاد هستند و نه کم و به صورت گذرا و باز هم با اسانس کمدی حضور دارند که این مساله هوشمندی کارگردان را به دنبال دارد. او از همه عناصری که این روزها کودکان را به وجد آورده یعنی شخصیتهای بامزه، موزیکال بودن، اکشن بامزه، یک داستان عاشقانه سرراست و ساده، کمدیهای اسلپ استیک و…استفاده میکند و آنها را ۱۰۰ دقیقه تمام میخکوب فیلم میکند. در این میان او سعی میکند که چند سکانس هم برای جذب بزرگترها در کنار کودکان جای دهد که باید گفت متاسفانه در این زمینه به اندازه آن طرف ترازوی فیلم موفق نمیشود و این زور زدن بیجا خوب از آب در نیامده است.
استودیو انیمیشن سونی از جمله استودیوهای انیمیشنسازی است که هنوز نتوانسته پابهپای شرکتهای بزرگ اینصنعت قدم بردارد و آثار عموما متوسطی را روانه سینماها میکند. (سری هتل ترانسلوانیا در این میان یک استثنا بهشمار میرود) پیتر خرگوشه هم به همین شکل ساختههای این استودیو پایبند بوده و یک اثر شاهکار نیست ولیگزینه خوبی در ژانر سینمای کودک به شمار میرود و سازندگان آن توانستند از دل یک کتاب کلاسیک کودک، اثریمدرن و امروزی پسند خلق کنند. پیترخرگوشه فیلم نامزد بگیر اسکار و… نیست اما شوخیهای سالمی دارد (به جزیک مورد حمله به فردی آلرژی دار که آنقدر سروصدا به پا کرد که عوامل فیلم رسما از ساخت این صحنه معذرتخواهی کردند) که در این روزها کمتر در آثار کمدی پیدا میشود.