جستجو در سایت

1395/08/27 00:00

فروشنده، فیلمی که باید دید...

فروشنده، فیلمی که باید دید...

اصغرفرهادی بازم با یه کار موفق به سینما آمد ، البته اینبار با یک موضوع بحث برانگیز! موضوعی که مانند آن در سینمای ایران کمتر به چشم میخورد. فرهادی طبق عادت معمولش طبقه متوسط شهری را روایت میکند، طبقه ای که اکثرشان مشتری پروپاقرص اویند.

این فیلم آغاز فوق العاده ای داشته و از همان اول آرامش را از ببیننده میگیرد و او را دچار استرس میکند. تخلیه خانه به علت ریزش و ترک برداشتن اتاق خواب در صحنه ی آغازین فیلم، نشان از ایجاد شکاف در رابطه جنسی عماد و رعناست. شکافی که باعث فروریختن شخصیت عماد که معلمی محبوب و دوست داشتنی است میشود. شهاب حسینی به بهترین وجه ممکن دلهره های عماد را به نمایش میگذارد. در متن این فیلم، نمایشنامه "مرگ فروشنده" نوشته آرتورمیللر جریان دارد که موضوع نمایشنامه با موضوع خود فیلم کنتاکت میخورد. نکته ای قابل توجه در این فیلم این است که خوشبختانه یا متاسفانه در این فیلم مجرمان شبیه جرمشان نیستند. شخصیت پردازی حرفه ای در این فیلم به جذابیت آن افزوده است. این فیلم  برخلاف آغازش  پایان بسته ای ندارد ، و این از شگردهای فرهادی است که میخواهد بیننده را به فکر فرو برد.

محتوای این فیلم، ضمن اینکه عدم ثبات شخصیت در طبقه متوسط را نقد میکند، بیماریهای ناشی از سرکوب نیاز در طبقه فرو دست را نیز به نمایش میگذارد. این عدم ثبات شخصیت بعد از ماجرایی که به سر رعنا آمد در سکانس هایی از فیلم مشهود است. عمادی که در تاکسی به خانم کنار دستی اش ، (درپی اعتراض به او) حق میدهد، در نمایش تئاتر بر دیالوگش میافزاید تا خود را تخلیه کند. یا دیگر همان معلم سابق نمیشود حتی شخصیتش جوری فرو میریزد که حتی از درک کردن همسر آسیب دیده خود نیز عاجز میماند، و حتی در پی انتقام برمیاید.

 این فیلم در نشان دادن ضربه روحی رعنا ضعیف عمل میکند گویا رعنا فقط از آسیب جسمی ناراحت است. همچنین سکانس های پایانی به شدت، نسبی گرایی را به نمایش میگذارد و بیننده را در یافتن مقصر سردرگم نگه میدارد. به راستی مقصر کیست؟