تاثیری کاذب

به نام خالق زیبایی ها که یکی از این زیبایی ها نوشتن است
" تاثیری کاذب "
روزی که فیلم " محمد رسول الله " را در سینما دیدم ، در انتهای فیلم احساس کردم فیلم بر من بسیار تاثیر گذاشته است – البته به بی هیجانی و بی تعلیق بودن فیلم معترض بودم ولی من حیث المجموع از فیلم رضایت کافی داشتم – ولی بعد از سینما که بیشتر فکر کردم ، به خود گفتم این فیلم مجیدی بوده که بر من اثر گذاشته یا این حس و تاثیری که در خود احساس کردم ناشی از ریشه و پیوند من با اسلام و پیامبر است که به واسطه ی تماشای چند صحنه ی زیبا در من بیدار شده ؟!!
حال که بیشتر فکر می می کنم به نظرم مورد دوم صحیح است یعنی این فیلم مجیدی نبوده که در من اثر کرده بلکه این اعتقاد ریشه دار من مسلمان به پیامبر از دوران بچگی زندگی ام بوده که در آن لحظه در سالن سینما به مدت چند دقیقه تحریک شده و فیلم مجیدی کاری ماندگار با اعتقادات من نکرده است . فقط کمی آن اعتقاد را به یاد من آورده است . این جاست که متوجه می شوم هنوز به عنوان یک مخاطب جدی ، درست و حسابی تربیت نشده ام و باید بیشتر به این مهم توجه کنم.
اما یک سوال مهم فیلم مجیدی چه داشته که من چنین حسی را در سینما پیدا کردم؟! به نظرم فیلم مجیدی فیلمی است که هر کدام از سکانس های آن همانند کلیپ هایی زیبا و بی نظیر در تاریخ سینمای ایران با موسیقی جذاب است که هرگز ترکیب آن ها با هم یک ساختار روایی و یک قصه ی تاریخی عمیق و موثر نمی سازد ، حتی در بعضی از قسمت های فیلم این سکانس ها بسیار بی مربوط به هم مربوط می شوند و سریع هر کدام کات می شوند و فیلم سکانس دیگری را شروع می کند بدون هیچ عمق و بینش کار شده و تامل خاصی و حتی بسیار سطحی وسست . به عنوان مثال سکانس آب دادن پیامبر به اسیران یا بردگان و یا سکانس مربوط به خاک کردن دختر بچه توسط پدرش اگر چه ممکن است در مخاطب مسلمان اثر بگذارد ولی از نظر سینمایی هیچ ارتباطی با قصه و روایت و حتی صحنه های قبلی فیلم ندارد. گویی این صحنه ها الصاق و پیوستی به فیلم هستند که فقط بگویند پیامبر فلان ویژگی ها را نیز داراست . اصلا معلوم نیست این صحنه ها در چه مقطعی از تاریخ و در چه وضعیتی از زندگی پیامبر اتفاق می افتد . آیا همین که بدانیم در دوران کودکی پیامبر است کافی است ؟!
فیلم در به تصویر کشیدن شخصیت پیامبر بسیار دکوری و نمایشی عمل می کند . سکانسی را به یاد آورید که زن ابولهب پیامبر را محمد امین می نامد. چه قدر این اسم نمایشی به پیامبر اطلاق می شود و عملا ما که از کودکی این ویژگی پیامبر را می دانیم و در قاب تصویر فیلم هیچ چیز از این ویژگی پیامبر نمی بینیم ، پس چه طور قرار است این ویژگی توسط فیلم در ما به اعتقادی قلبی مبدل شود ؟! – مگر سینما هنر تصویر نیست ؟!- و همچنین در خلق شخصیت ابوطالب و تاثیر ایشان بر تربیت و شکل گیری شخصیت پیامبر و به تصویر کشیدن فراق مادر پیامبر از کودکش ضعیف عمل می کند .شحصیت ساموئل هم که در فیلم فقط به واسطه بازی خوب تنابنده قابل تحمل شده – اگر چه در ابتدای فیلم خوب تعریف می شود – هرگز نمی تواند به عنوان یک شخصیت منفی قوی در فیلم پرداخت شود و هیجانی خلق کند .
به نظرم کارگردان می خواهد ضعف متن فیلم را از طریق فیلم برداری از صحنه های زیبا و دوربین سوبژکتیو و موسیقی خوب فیلم بپوشاند ، در اکثر اوقات هم شاید در نظر مخاطب موفق می شود ولی مگر می شود این گونه فیلم ماندگار تاریخی ساخت ؟! فیلم اگر تاثیری هم در مخاطب داشته باشد همان یک بار است و بار دیگر هرگز ، چون به کار بردن جلوه های ویژه بدون متن و فیلمنامه قوی نهایت یک بار جواب می دهد و بس .
موسیقی و فیلم برداری فیلم مجیدی در حد و اندازه ی خودش خوب است . به خصوص اگر موسیقی فیلم از آن حذف شود ، فیلم بسیار کسالت آور و غیر قابل تحمل خواهد بود چون متن فیلم با شخصیت های الکنی که دارد به هیچ وجه کشش پیشبرد قصه را ندارد . در ضمن باید به این نکته نیز اشاره کنم به نظرم موسیقی و فیلم برداری فیلم اصلا چیز خاص و پیچیده ای نبود که از دست عوامل داخلی بر نیاید ، شاید حتی می شد با به کارگیری عوامل داخلی هم به فرم ملی و مذهبی خودمان نزدیک تر شد و هم این قدر هزینه گزاف برای فیلم انجام نداد .
به روایت قصه که از زبان ابوطالب بیان می شود توجه کنید . بسیار بی معنا و بی منطق فیلم روایت می شود ، به نحوی که در بعضی از سکانس های این روایت یا ابوطالب نیست یا همانند دیگر افراد در سکانس ها یک آدم عادی است و تاثیر ایشان بر زندگی پیامبر – به جز یک سکانس مبارزه با سربازان ساموئل برای نجات جان پیامبر – کاملا مغفول مانده است. همانند قسمتی از فیلم از زمانی که عبد المطلب سرپرستی پیامبر را با نمایش باشکوه و پرطمطراق مجیدی به ابوطالب می سپارد ، فیلم چه تصویری از نگه داری ابوطالب از پیامبر نمایش می دهد ؟! حتی گاهی ابوطالب بسیار منفعل به نظر می رسد ، همانند سکانس پایانی دریا که بسیار منفعل است. - اگر چه در فیلم فعالیتشان در دوران بعثت حضرت ملموس تر است - . واقعا اگر صدای پخته و سنجیده منوچهر اسماعیلی نبود ، یک ذره هم این گونه روایت گویی نادرست فیلم قابل تحمل نبود. .
به نظرم مجیدی به قدری درگیر صحنه پردازی و جلوه های ویژه و گروه تولید بزرگ فیلمش شده است که به موضوعات پیش پا افتاده ای همچون انتخاب صدایی مناسب برای دوران کودکی پیامبر کم توجهی کرده است و صدایی بسیار بد و ضعیف و حتی گاهی اغراق آمیز – به خصوص سکانس مراجعه ی پیامبر به عمویش برای آن که از فروش غلام عمویش جلوگیری کند - را به کار برده است .
البته تماشای صحنه های جلوه های ویژه ی اول فیلم (پرندگان و ستارگان) و آخر فیلم (دریا) در سینما برای مخاطب تجربه ای است لذت بخش و جذاب و نوین و ممکن است تا حدی در نظر او فرم خلق کنند . به عنوان مثال همان صحنه ی ایمان آوردن ساموئل و نشان دادن رحمت بخش بودن پیامبر در سکانس دریا - اگر چه تا حدی نمایشی است و بوی الهی بودن نمی دهد – خوب از کار در آمده ولی هرگز تاریخ نمی سازد .
پیامبر فیلم مجیدی هرگز به صورت یک انسانی که قرار است سلوک عرفانی داشته باشد و به خدا برسد تصویر نشده است . گویی همانند فرشته ها – نه انسان – متولد شده است. قبول دارم که بخش اعظمی از جنبه ی پرورشی پیامبر در دوران کودکی به صورت غیر الهی و توسط فرشتگان الهی بوده ولی بالاخره ایشان نیز انسان بوده اند و حتما نیاز به تربیت از طریق مادر و عموهایشان داشته اند – هرچه قدر هم کم - . در واقع در اکثر قسمت های فیلم ردی از وجود خدا و کوچکترین توسل قلبی پیامبر به خدا نیست.
در کل به نظرم فیلم " محمد رسول الله " مجید مجیدی به هیچ وجه نمی تواند به عنوان یک اثر سینمایی فاخر و عظیم مطرح و مؤثر باشد . شاید بهترین تعریفی که می توان از فیلم ارائه داد این است که فیلم مجموعه ای است از صحنه ها و سکانس هایی که همچون کلیپ هایی رنگ و لعاب دار با هزینه هایی گزاف و با موسیقی عظیم تولید شده اند که در طول فیلم هیچ گونه تأمل و روایت عمیق تاریخی بر آن ها صورت نمی گیرد. اگر هم فیلم تأثیری در مخاطب مسلمان دارد – در مخاطب غیر مسلمان که بعید می دانم – تاثیری است کاذب و موقت و چند دقیقه ای که ناشی از اعتقادات و باور های قبلی و ریشه دار همان فرد مسلمان می باشد نه ناشی از فیلم ولی حیف که همه ی ما خیلی دیر به این موضوع پی می بریم .