جستجو در سایت

1396/09/13 00:00

هجوم بر ذهن بی دفاع مخاطب

هجوم بر ذهن بی دفاع مخاطب

 فیلمی به شدت مبتی بر فرم. هجوم فیلمی است پادآرمانشهری و تقریباً سورئال، فیلم در فرم خود به شدت مهندسی شده پیش رفته و بیننده را به آینده سینمای فرم گرای ایران امیدوار می کند، اما فیلمنامه به مانند فیلمنامه ماهی و گربه پاشنه آشیل فیلم است، ما در فیلم هجوم با هزارتوهای(هزارتوی فیلم درخشش استاد فقید و بی نظیر سینما استنلی کوبریک را به خاطر بیاورید) طراحی شده از جناب مکری طرف هستیم که ما را به جای اینکه از این هزارتوها با طی مسیر سخت و صعب العبور به هزار توی دیگر بفرستد، فیلمساز محترم بدون حل مسئله ما را از این هزارتو به هزارتوی دیگر پرت میکند، دوستان عزیزی که فکر می کنند فیلمنامه پاسخ تمام سوالهای ذهنی مخاطب را داده و برای هر گره داستان یک گره گشایی سورئالیستی دارد بهتر است به فیلم های سورئالی مثل جاده مالهالند دیوید لینچ مراجعه کنند تا بهتر متوجه شوند که ما در فیلم های سورئال با یک سری مفاهیم انتزاعی و برخاسته از ناخودآگاه انسان روبه رو ایم که از گوشه ای از خودآگاه و زندگی وی نشات گرفته ولی در این فیلم، فیلمنامه به دنبال حل چالشهای ذهنی نیست بلکه هدفش فقط به کمال رساندن فرم است. البته از اشارات سیاسی گل درشت فیلم(دیوار،آرمانشهری در پس دیوار،محیط ایزوله شده ای به اسم باشگاه و ...) نمی شود به سادگی عبور کرد اما ای کاش جناب مکری که مهندسی فیلمش مخاطب را به یاد نابغه ای به نام کریستفر نولان(البته در اشل بسیار کوچکتر) می اندازد فیلمنامه هایش هم قابل ستایش باشد.