تماشای این فیلم دشوار است

ترجمه اختصاصی سلام سینما
وقتی «کوین مک دونالد» تصمیم گرفت تا «موریتانیایی» را بسازد، ابتدا میبایست با وکیل مدافعی به نام «نانسی هالندر» آشنا میشد. نقش این وکیل را «جودی فاستر» در فیلم «مک دونالد» ایفا میکند. «هالندر» وکیل مدافع فردی به نام «محمدو ولد الصلاحی» یکی از مظنونین مشارکت در فاجعهی تروریستی یازده سپتامبر بود. در آن زمان بسیاری از افراد ارتش و بازجویان معتقد بودند که «صلاحی» نقش مؤثری در استخدام هواپیماربایانی که هواپیما را به مرکز تجارت جهانی کوبیدند و او نیز تحت شکنجه به تمام این اتهامات اعتراف کرده است.
برای «هالندر» قبول کردن پروندهی «صلاحی» میتوانست نفرت عمومی را علیه او به همراه بیاورد. «مک دونالد» یک فیلمساز اسکاتلندی است که همواره به سراغ موضوعات سیاسی داغ رفته است. بنابراین اینکه او حس وطنپرستی آمریکایی را در ک نکند، چندان دور از انتظار نیست و نمیتوان او را متهم کرد. از این جهت ممکن است فیلم او در آمریکا مورد بیمهری و بیتوجهی قرار بگیرد.
یکی از چالشهای مهم کاگردان، روایت داستان از سمت «صلاحی» است بدون آنکه به اهمیت گذشتهی پیچیدهی او بپردازد که مسئولان آمریکایی را مجبور به بازداشت او کرده بود. تنها ارجاعات کوچکی به تماسی از تلفن همراه بن لادن با تلفن همراه او و همچنین عضویت او در القاعده داده میشود. اما فیلمنامه که توسط «مایکل برونر»، «سهراب نوشیروانی» و «روری هینز» نوشته شده است، تصمیم گرفته است تا اتهام دولت آمریکا علیه او را به هیچ عنوان بررسی نکند.
«موریتانیایی» فیلمی است که لذت بردن از آن دشوار است زیرا قطب مقابل سایر آثار شناخته شده با مضمون دوران پس از یازده سپتامبر مثل سریال «24» یا «سی دقیقه بامداد» است. در این گونه آثار به مخاطب القاء میشود که هدف، وسیله را توجیه میکند اما «موریتانیایی» مسیری کاملاً متضاد با این نگاه را پیش میبرد. این فیلم جذابیتهای یک اثر هالیوودی درجه یک را دارد و شوکی به مخاطب وارد میکند که در کمتر آثاری مانند آن دیدهایم.
اولین بار در یک مراسم عروسی در موریتانی با «صلاحی» آشنا میشویم که با دستگیری آن نیمه تمام ماند. با وجود تمام سختیهای چندین ساله در زندان، «صلاحی» همچنان خندیدن را فراموش نکرده است. نقشآفرینی «طاهر رحیم» که او را با ایفای نقش بینظیرش در فیلم «پیامبر» محصول سال 2009 و گذاشتن لقب «رابرت دنیروی جوان» روی او توسط رسانهها بخاطر داریم، عمق و جذابیت بیبدیلی به کاراکتر «صلاحی» میبخشد که به او کمک میکند تا نیتهای اصلی خود را بپوشاند.
«رحیم» در طول دههی اخیر نقشآفرینیهای فوقالعادهای از خود به نمایش گذاشت اما همچنان برای بخش عمدهای از جامعهی آمریکا، چهرهای ناشناخته است. بنابراین استفاده از او فرصتی مناسب برای کارگردان است که بدون ایجاد انحراف در ذهن طرفداران هالیوود، نشان دهد که نگه داشتن یک انسان در زندان به مدت 8 سال آن هم بدون داشتن هیچ مدرکی علیه او، به هیچ عنوان انسانی نیست. «مک دونالد» میخواهد در فیلمش بگوید که مهم نیست چقدر پروندهی «صلاحی» پیچیده است اما اگر نتوان ثابت کرد که او گناه کار است، پس میبایستی آزاد شود.
«جودی فاستر» در نقش زنی که جرأت رویارویی با این هیولای فرضی را پیدا کرد، ایفای نقشی متفاوت نسبت به آثار اخیرش داشته است. طبیعتاً بسیاری از طرفداران سینما در صحنهی مواجههی او با «صلاحی»، سکانس روبهرو شدن او با یک جنایتکار بالفطره را در «سکوت برهها» به خاطر میآورند. فیلم چنین ایدهای ندارد که «هالندر» ممکن است فریب خورده باشد بلکه نشان میدهد حضور او در زندان گوانتانامو، امری مخفیانه نبوده است و تمام تلاشش را برای بیرون آوردن او از آنجا میکند.
زندان گوانتانامو یک نقطهی تاریک در نظام عدالت ایالت متحده است. آنجا یک مکان بیقانون است که با توجهی به گفتهی «هالندر»، ساختن آن در خارج از محدودهی دادگاههای ایالات متحده، دلیلی دارد. «هالندر» وظیفهی خود میداند که محافظتهای قانون اساسی را به آن زندان بیاورد. جایی که به دستور وزیر دفاع ایالات متحده، علیه زندان آن از روشهای ویژه استفاده میشود. موکل او یعنی «صلاحی» نیز یکی از همین افرادی بوده است که روشهای ویژه در اعتراف گیری از او نقش اصلی را داشتهاند.
هرگز فراموش نمیکنم که یکی از دوستانم در حال تماشای صحنهی شکنجه در فیلم «آخرین پادشاه اسکاتلند» به کارگردانی «مک دونالد» از هوش رفت. حالا میبینم که تحمل تماشای نحوهی رفتار ارتش با «صلاحی» بسیار سختتر از آن است. در طول دو ساعت و چند دقیقهی فیلم، ما کاملاً با این این مرد احساس همدردی میکنیم که البته نقشآفرینی لطیف و تازهی «رحیم» نیز در آن تأثیر زیادی دارد.
منبع: ورایتی
مترجم: وحید فیض خواه