مرز باریک بین سینما و گیم

استیون اسپیلبرگ در کارنامه هنری خود دائما کانال عوض میکند و هربار که مخاطبین سینما فکر میکنند که باید این پیرمرد ۷۲ ساله را فراموش کرد چنان مهارتی از خود نشان میدهد که انگار انرژی و خلاقیتش همچنان مانند جوان بیست و چند سالهایست که فیلم «آروارهها» را ساخت و سینما را دگرگون کرد. بعد از سرک کشیدن اسپیلبرگ به فیلمهای سیاسی در سالهای اخیر و درخشیدن در این گونه آثار، کمتر کسی توقع ساخت فیلم Ready Player One را از او داشت؛ فیلمی سرتاسر آغشته به دنیای گیم و تکنولوژی که بیننده را مدهوش جلوههای بصری خود میکند و مخاطبین گیمرش را ذوق زده.
- استودیو سازنده: برادران وارنر
- کارگردان: استیون اسپلیبرگ
- بازیگران: تای شریدان، اولیویا کوک ،بن مندلسون و سایمون پگ
- بودجه فیلم: ۱۷۵ میلیون دلار
جهانی را تصور کنید که در آن دنیا به واسطه یک بازی آنلاین واقعیت مجازی VR که بین مردم فراگیر شده تبدیل به یک آشوب شده. سال 2045 میلادیست و دانشمند و بازیساز قهاری با نام جیمز هلیدی یک جهان مجازی به نام OASISساخته که مردم با زدن یک عینک واقعیت مجازی میتوانند وارد آن شوند و خودشان را از تمام واقعیات زندگیشان رها سازند. وید واتز پسر نوجوان یتیمی ست که در یک کابین به همراه خاله و شوهرخالهاش در حومه شهر زندگی میکند و مانند بقیه مردم اسیر و گرفتار جهان OASIS شده.
جیمز هلیدی که خالق این دنیاست به نوعی نقش خدا را برای مخاطبین بازی میکند ولی او هم مثل هر آدم دیگری بعد از مدتی میمیرد و در حین مرگ وصیتنامه عجیب و غریب ویدئویی خود را منتشر میکند. او در این وصیتنامه میگوید که ۳ کلید در جهان پهناور مجازی OASIS پنهان کرده که یافتنش کار هرکسی نیست و با پیدا کردن هر سه کلید، فرد میتواند حاکم جدید و کنترل کننده OASIS باشد. این خبر در سرتاسر جهان میپیچد و همه مردم را به تکاپو وامیدارد. شرکت تکنولوژیک دیگری با نام IOI با استخدام صدها هزار نفر و وارد کردن آنها به بازی ارتشی موسوم به «سیکسر» درست میکند که وظیفهشان پیدا کردن کلیدهاست. آنها قصد دارند تا بتوانند به این دنیای مجازی حکمرانی کنند و از مردم (گیمرهای داخل بازی) سواستفاده کنند...
نبرد نهایی فیلم یکی از حماسیترین نبردهای تاریخ سینماست و پر از ایستر اگ و شخصیتهای آشناست.
فیلم Ready Player One بر اساس کتابی با همین نام نوشته ارنست سلین ساخته شده (که اخیرا در بازار نشر ایران هم ترجمه شده) که خود نویسنده کتاب مسئولیت نوشتن فیلمنامه را نیز در کنار زک پن (نویسنده چندتا از فیلمهای ایکس من و مردان سیاهپوش و فرشتگان چارلی) که چندان هم با بازیهای ویدئویی غریبه نیست (دو بازینامه چهارشگفت انگیز و ایکسمن در کارنامه هنری او به چشم میخورد) بر عهده گرفته است.
ارنست سلین نوینسده با اسپیلبرگ کارگردان راه آمده و باید گفت که فیلم در اقتباسش صرفا بنمایه اصلی کتاب را گرفته و تغییرات بسیاری در آن اعمال شده است. بسیاری از این تغییرات به بهتر بودن فیلم کمک کرده و موجب شده که فیلم Ready Player One از جمله آثار سینماتیکی باشد که بهتر از منبع اقتباسی ادبی خود است.
فیلم Ready Player One یقینا از نظر فیلمنامه (با وجود اینکه نویسنده اصلی در نوشتن آن دخالت داشته) مشکلات عدیدهای دارد که بیننده باهوشتر سینما نمیتواند از آنها گذر کند (مثلا اینکه با وجود فراگیر بودن یک بازی آنلاین چرا تمام اتفاقات و قهرمانان و بدمنها و...فیلم در یک شهر زندگی میکنند) ولی به جرات میتوان گفت که اسپیلبرگ با چنان مهارتی جلوههای ویژه را در صحنههای اکشن آمیخته که بیننده پاسخ یافتن برای این سوالات را از یاد میبرد (این اتفاق به خصوص در نیمه اول فیلم شدت بیشتری دارد)
ریتم تند و خلق صحنههایی که تاکنون نظیر آن در پرده سینما دیده نشده برای علاقهمندان سینمای اکشن و البته گیمرها دیوانهوار است و متاسفانه فیلم نمیتواند این ریتم را تا لحظه آخر با خود نگهدارد؛ درواقع باید گفت که مدت زمان ۱۴۵ دقیقهای فیلم کمی برای آن طولانیست و اواسط داستان حوصلهسربر میشود..
تیم بازیگری فیلم چندان چهرههای شناخته شدهای نیستند و کار خودشان را نیز چندان که باید و شاید انجام ندادند ولی همانطور که گفته شد این ایرادات فنی فیلم با خلق صحنههای عظیم سینمایی پوشانده میشود. فیلم Ready Player One چشمنوازی میکند و محتوایی را که به خورد بیننده خود میدهد را ناقص تحویل میدهد اما در آن سورپرایزهایی گنجانده که تماشاگر را به وجد بیاورد. در کنار این سورپرایزها آهنگسازی کار با توجه به همین ویژگیها ساخته شده و بسیاری از قطعات مشهور و به یادماندنی بازیها و فیلمهای معروف دوباره بازسازی شدهاند. فیلم پا را از بازسازی موسیقی آثار معروف جهان انترتینمنت فراتر هم میگذارد و با وارد شدن به فیلم مشهور Shining (درخشش) و بازآفرینی لوکیشن این فیلم، ادای احترامی جانانه به سینمای وحشت میکند.
اسپیلبرگ مخلوطی از انیمهها و گیمها و کامیکها و فیلمها و سریالها را در هم آمیخته و آن را وارد یک جهان تازه و ابداعی با نام OASIS کرده که ساخت آن در آیندهای نه چندان دور با توجه به پیشرفتهای کنونی چندان هم دور از تعجب نیست. با اینکه فیلم سعی دارد در پس پرده موضوع نوجوانانه و اکشن خالص خود حرفهایی هم برای گفتن داشته باشد اما این حرفها چندان هم جدی تلقی نمیشوند.
مثلا کاراکتر جیمز هلیدی تا حد زیادی تداعی کننده استیو جابز است و رقابت دو شرکت تکنولوژیک در دنیا برای گرفتن کنترل زندگی مردم بسیار شبیه به رقابت گوگل و اپل در این روزهاست. مواردی از این قبیل در طول فیلم به چشم میخورد اما فیلمنامه کشش جدی شدن را ندارد و در حد همان یک بازی ویدیویی عظیم باقی میماند.
همین مساله شبه گیم بودن فیلم شاید در نگاه اول برای بسیاری غیرقابل تحمل باشد، برخی از تماشاگران علاقه چندانی به دیدن یک فیلم با سکانسهای تمام CGI صرف ندارند و آن را نوعی انیمیشن تصور میکنند تا یک فیلم لایو اکشن زنده سینمایی؛ اما بعد از دیدن فیلم Ready Player One احتمالا شما هم مثل من متوجه خواهید شد که OASIS و ساخته جدید اسپیلبرگ در هیچ قالبی جز این شکل جای نمیگرفت و هر کس دیگر هم آن را میساخت به این چشمنوازی نبود. (ضمن اینکه توصیه شدید میکنم فیلم را در بزرگترین ابعادی که میتوانید ببینید!)
مرز بین بازیهای ویدئویی و سینمای بلاکباستری هالیوود هیچوقت تا به این حد به هم نزدیک نبوده و فیلم به خوبی توانسته هم به گیمها و گیمرهای کلاسیک و هم به نوجوانان تازهنفس عاشق گیم و عناوین امروزی ادای احترام کند. از این حیث فیلم Ready Player One قطعا در تاریخ سینما جاودان خواهد ماند.
- تفاوتهای فیلم با کتاب
- وجود ایستراگهای مختلف در سرتاسر سکانسهای فیلم از جمله تغییراتی است که به سبب بصری بودن صحنههای کتاب داده شده و چشمهای شما هرجای صحنه را که ببیند یک چیز آشنا از دنیای گیم، انیمه، سینما و کامیک بوک میبیند. از دیگر تفاوتهایی که فیلم با کتاب دارد میتوان به خطر لوث شدن داستان کشته شدن برخی قهرمانان داخل کتاب اشاره کرد که البته اسپیلبرگ تصمیم گرفته فیلمش را نوجوانانهتر بسازد و قهرمانان را زنده نگهدارد. پایان خطر لوث شدن داستان. آنتاگونیست فیلم نیز برخلاف صفحات داخل کتاب یک آدم احمق و تکبعدی به نظر میآید و اصلا آن پختگی و شخصیت پردازی داخل کتاب را ندارد (معاون او یعنی خانم فنل هم به همین عارضه در فیلم دچار شده و کاراکتر سینمایی او یک شخصیت زاید در آمده تا یک دشمن تمام عیار) با وجود اینکه فیلم بیشتر از کتاب در دنیای واقعی میچرخد و سعی میکند تا رئال را نیز وارد ماجرا کند، روابط بین شخصیتهای دنیای واقعی تصنعی از آب در آمده و هیچ شیمی بین کاراکترها وجود ندارد. در آخر باید به برخی تفاوتهای عمده در مراحل بازیها برای پیدا کردن کلیدهای مفقود شده اشاره کنم که زمین تا آسمان با مراحل داخل کتاب تفاوت دارند.
پی نوشت(نکته جالب): بعد از اکران شدن فیلم Ready Player One گفته میشود که فروش دوربینهای واقعیت مجازی افزایش چشمگیری داشته و مردم بیشتر به استفاده از این دستگاه علاقهمند شدند!