آرامش در حضور مردگان

استودیوي انیمیشن سازی پیکسار، آثار مهم و به یاد ماندنی را در کارنامه خود دارد و از همین رو با خبر ساخته شدن یک عنوان جدید توسط این استودیو، چشم همه هنردوستان به ویژه عاشقان انیمیشن به آن دوخته می شود. عنوان «کوکو» که خبر ساخت آن از چندین سال پیش در رسانهها پخش شده بود، تا مدتها یک معما برای علاقه مندان به شمار می رفت و تا چند ماه قبل از اکران رسمی آن کسی از موضوع و داستان آن جزییات چندانی نمیدانست. سپس معلوم شد داستان حول فرهنگ و باورهای کشور مکزیک می چرخد و کمی ترس از تکراری بودن آن (به دليل شباهت ظاهری با انیمیشن دیگری به نام کتاب زندگی که سه سال پیش اکران شده بود) به طرفداران سرایت کرد که البته بعد از اکران از بین رفت؛ چرا که کوکو توانسته بعد از دو سه سال یک داستان اصیل (همان اورجینال) از استودیوی جادویی پیکسار باشد و تکیه به عناوین قبلی این شرکت نکند و یک اثر دنباله به شمار نرود.
کوکو در سالی اکران شده که از قحطی انیمیشن خوب و درخور توجه رنج می برد و همین مساله توانسته کمی تا قسمتی روی بهتر دیده شدن آن تاثیر بگذارد، منظورم این است که به واقع نمی توان کوکو را یک شاهکار سینمایی در دنیای انیمیشن دانست ولیکن به سبب نبود عنوان در خور توجهی (انیمیشن وینسنت دوست داشتنی که یکی دیگر از بهترین آثار امسال به حساب میآید، زمین تا آسمان با دیگر عناوین انیمیشن دنیا تفاوت دارد) نقص هایش کمی پوشیده شده است.
داستان به روال برخی ساخته های قبلی پیکسار با یک سکانس چند دقیقه ای ولی بسيار خلاقانه (چه در نوع روایت و چه در سبک گرافیکی انیمیشن) آغاز می شود که در آن متوجه می شویم شاهد خاندانی هستیم که موسیقی در آن قدغن محسوب شده و هیچ یک از اعضای این قوم و تبار حق استفاده یا حتی اسم بردن از موسیقی و اقسام آن را ندارند. اماپسر کوچک این خانواده به نام میگل، علاقه شدید و قلبی به موسیقی و نواختن دارد و دور از چشم خانواده تا جایی که می تواند خودش را درگیر گوش دادن به نوای آهنگهای مختلف میکند. اسطوره او مثل سایر موسیقی دوستان شهرشان مردی است به نام ارنستو د لا کروز که بعدتر مشخص می شود از اجداد او بوده و البته به علت بیش از حد جدی گرفتن کار موسیقی خود و پشت کردن به خانواده اش از سوی این خاندان نفرین شده و هیچکس دل خوشی از او ندارد. ( علت منع شدن موسیقی هم نشأت گرفته از اقدامات همین جد بزرگوار است) پسرک زمانی که به قبرستان شهر می رود تا در آرامگاه جد خود به گیتار او دست بزند، به ناگه وارد دنیای دیگری شده که فقط او در میان جمعیت آن دنیا یک آدم زنده به حساب می آید: دنیای مردگان!
همان طور که مسائل مطرح شده در بحث روانشناسی را هیچ جوری بهتر از نشان دادن انیمیشن «درون بیرون» پیکسار نمیتوان به یک کودک نشان داد، مساله مرگ را نيزبه هیچ طریقی بهتر از انیمیشن کوکو نمی توان با کودکان در میان گذاشت. مبحث تلخ و غمگین مرگ در کوکو رنگ و بوی دیگری دارد و فارغ از هر باور و فرایض دینی می تواند تداعی کننده همان بهشتی باشد که میخواهیم خوشیها و شادیهای آن را به کودکانمان نشان دهیم ولی در عین حال از اهمیت و احترام به از دست رفتگان نیز صحبت کنیم. مورد دوم یعنی همین احترام به مردگان از همه موارد دیگر در انیمیشن پررنگ تر است و طوری به بیننده القا می شود که شايد اشک را از چشمانش سرازیر كند. داستان تا اواسط روایت آن به سمت کسل کنندگی و حتی در مواقعی نخ نما می شود ولی درست در یک سری حرکت حساب شده چرخشهای داستانی به میان میآید که از نوع پیکساری هستند. دگرگون شدن ماجرا و جدیتر شدن اتفاقاتی که بر قهرمان داستان می آید در این قسمت بزرگسالان را به همراه کودکان میخکوب نیمه دوم فیلم کرده و برگ برنده رو شده پیکسار در این دقایق بار معنایی و حساب شده ای به کوکو می دهد. استفاده نکردن پیکسار از چهرههای مشهور برای صداپیشگی کاراکترهای خود نشان از باور و ایمان اعضای این استودیو به خوب بودن داستان و کلیت عناوین خود دارد و تمسک نجوییدن به این چهرهها کلاس کاری خاصی به آثار ساخته شده این کمپانی میدهد. صداپیشگان در کوکو به سبب موقعیت جغرافیایی داستان جملگی از افراد مکزیکی و آمریکای لاتین انتخاب شدند و توانستند از پس کاری که به آنها محول شده به خوبی برآیند. آوازخوانی برخی از آن ها نیز با اینکه چندان به چشم نمیآید ولی در هر حال توانسته روح تازه ای در دنیای مردگان بدمد.پیکسار محتاطانه به گود ژانر محبوب این روزها یعنی سبک موزیکال وارد شده و کوکو در واقع اولین عنوان موزیکالی این استودیو به شمار می رود؛ البته این حرف به آن معنا نیست که در طول مدت زمان کوکو به طور دايم شاهد آوازخوانی و رقص و موسیقی همچون عناوین دیگری چون «فروزن» و... خواهیم بود بلکه در نهایت شاهد دو یا سه موسیقی هستیم که جز یکی از آنها، بقيه چندان دندانگیر نیستند و ضعف این قسمت به شدت حس می شود. پیکسار که معروف به ریسک پذیری در ساخته های خود است، این بار سر موسیقی و آوازخوانی بیش از حد وسواس به خرج داده و شاید با اعتلا بخشیدن به این بخش می توانست کوکو را به مراتب جذاب تر سازد. اين انیمیشن همانقدری که تازه است، در برخی مواقع نيز قدیمی محسوب میشود و نمونه کاملی از بهترین چیزی که «پیکسار» در حال حاضر قادر به تولید است و البته یادآور دوران طلایی این استودیو نیست و همچنان در رده ساخته های خوب و نه شاهکار این شرکت قرار میگیرد.البته تاریخ ثابت کرده خلاقیت در پیکسار خشک نمی شود و هنوز هم یکه تاز دنیای انیمیشن است ولی کوکو شاهکار به تمام معنای آنها نیست و باید کمی تا ساخت شاهکار بعدی صبر پیشه کرد.