لکنت در پسِ قصه

فیلمِ سه ماهی از ایده ای ساده و کلیشه ای شکل گرفته است. اما کارگردان با به کار بردن خرده روایت های بی کاربرد سعی در پیچیده کردن داستان داشته است. تا کلیشه ای بودن ، فیلم را تبدیل به یک اثرِ بی کنش برای مخاطب تبدیل نکند. فیلم روایتی نامنسجم دارد و خط روایی ، لکنت دارد. در واقع فیلمنامه در اواسط هدف خود را گم می کند و فقط می خواهد که قصه به انتها برسد. در کل فیلم شاهد خود درگیری های یک زن هستیم که بین دو راهی ای گیر کرده است. این اصرار بر نمایش درگیری یک زن و خانواده اش و استمرار در پیگیری آن میتواند جذاب باشد. در صورتی که یک موضوع چندین بار پشت سر هم تکرار نشود. و به اصطلاح ، شاهد بالا و پایینی در فیلم باشیم. اما این موضوع در فیلم دیده نمی شود. شاهد یک روایت ساکن هستیم. که انگار نمی خواهد تغییری درش ایجاد شود. در فیلم بسیاری از قسمت ها اضافی است و در پیش برد داستان کمکی نمی کنند. مثلا نقش مادر الهام چه بود؟ و قرار بود از او چه نتیجه ای حاصل شود؟ یا اگر پسر الهام زنده بود چه تغییر عظیمی قرار بود رخ دهد؟ فیلم در قصه پردازی الکن است. و به نتیجه ای نمی رسد. هدفش را مشخص نمی کند. و پس از گذشتِ چند دقیقه به نقطهی اول بر میگردد. فیلم نمی تواد تاثیر گذار باشد. چون به ساده ترین شکل ممکن به القای حس ها پرداخته است. استفاده از دیالوگ های سطحی برای حس آمیزی به جای اسفاده از عناصر بصری نمی تواند تاثیر گذار باشد. و فیلم را غیر واقعی و غیر قابل باور جلوه می دهد. که این باعث می شود تا از جذابیت فیلم نیز کاسته شود. فیلم به شخصیت پردازی نمی رسد. و شخصیت ها در هاله ای از ابهام باقی می مانند. و روابط در فیلم قابل درک نیستند. هدف آنها مشخص نیست و ناگهان دست به کار هایی می زنند که منطقی در پشتش ندارد. فیلم حرف برای گفتن دارد اما پردازش غلط آن را نابود کرده است. و دغدغه نویسنده در پشت نامنسجم بودن روایت گم شده است. بازیگران بازی های ضعیفی از خود به نمایش گذاشته اند و شاید دلیل اصلی آن فیلمنامه باشد. بدلیل استفاده از دیالوگ های سطحی به جای حس آمیزی و مشخص نبودن ابعاد شخصیت ها ، بازی ها نیز آسیب پذیر می شوند. اما در خلاف اینها ، فیلم ساختار مناسب و قابل قبولی دارد. استفاده از نماهای مناسب و قاب بندی های قابل قبول میتواند جذابیت ایجاد کند. زیرا ساختار زیبا چشمان بیننده را برای خود می کند. این فیلم میتوانست به نتیجهی بهتری برسد. اگر هدف منسجم تری انتخاب می شد. اگر به پردازش روایت و شخصیت ها بیشتر پرداخته می شد. اگر کنش جذابی ایجاد می شد تا فیلم را از یکنواختی نجات دهد. اگر در پرورش قصه بیشتر دقت می شد. و از همه مهم تر اگر دیالوگ های ساده و سطحی حذف می شد. در یک نگاه کلی ، فیلم حرف برای گفتن دارد ، ساختار قابل قبولی دارد ، اما پردازش ضعیف و استفاده از دیالوگ های سطحی به آن آسیب زده است و فیلم را یکنواخت کرده است.