جستجو در سایت

1396/06/28 00:00

ارزش انسانی

ارزش انسانی


کاترین بیگلو، نام آشنایی برای علاقمندان به سینمای هنری امریکاست. این کارگردان زن برجسته ی هالیوود و همسر سابق جیمز کمرون، نه تنها اولین فیلمساز زن برنده جایزه اسکار بوده است بلکه به سراغ فیلمهایی با موضوعاتی رفته است که در زمره ی آثار جسورانه سینمای امریکا قرار می گیرند.
بیگلو نشان داده است که به سینمای جنگ خصوصاً از بُعد انسانگرایانه و نوع دوستانه ی آن علاقه بسیاری دارد و در دو فیلم موفق قبلی خود نیز چنین موضوعاتی را محور قرار داده است.
آخرین ساخته این کارگردان «دیترویت» براساس یک رویداد واقعی ساخته شده است که در سال 1967 در مُتِلی در دیترویت به وقوع پیوسته است و همین "واقعی بودن" داستانش آن را هولناک تر از آن چه هست درنظر مخاطب نمایان می سازد.
فیلم در دل خود مضمون هایی چون "خشونت"، "نژادپرستی"، "بی عدالتی"، "قساوت" و "کشتار" را حمل می کند که هر یک به تنهایی می توانند مضامینی مهلک و رعب آور به نظر برسند حال آن که از همان سکانس آغازین فیلم بسیاری از این عناصر توامان تجربه و لمس می شوند و مخاطب متوجه خواهد شد که با فیلمی خشن و دردآور مواجه خواهد بود.
جسارت بیگلو در لحن، بیان و اجرای کارش به وضوح آشکار است. او چه در دیالوگ نویسی و چه در ترسیم جزییات رویدادها از کوچکترین واقعیتی پرهیز نمی کند و در واقعگرایانه ترین لحن و شکل ممکن رویدادهای به وقوع پیوسته در حادثه ی جنایت شب بیست و پنجم جولای را به تصویر می کشد. عدم حذف واقعیات و وفاداری به واقعیت نوعی ناتورالیسم خوشایند به فیلم بخشیده است که البته تماشاگر را به گونه ای از تناقض میان اجرای ناب واقعیت و تلخی و سیاهی مطلق ماهیت رخداد می رساند؛ این همان کارکرد درست سبک در تبلور ماحصل اثر هنریست که بیگلو در هر سه فیلم خود نشان می دهد از پس آن به خوبی برمی آید. او بدون فاکتور گرفتن از بخش های ناخوشایند و فاقد جذابیت دراماتیک نشان می دهد که به نحوی در صدد گام برداشتن در یک جریان ضدهالیوودی ست و همین مسئله سینمای او را به سینمای هنری و غیرتجاری نزدیک می کند.
به رغم آن که بیگلو تلاشی برای قصه گویی به سبک رایج آثار هالیوودی نمی کند اما دقتش در ترسیم جزییات و توانمندی بالایش در دراماتیزه کردن رویدادهای مکتوب در روزنامه ها و اخبار و مستندات باقی مانده از این جنایت قدیمی منجر به این می شود که فیلم بر مخاطب "اثر بگذارد" و او را به فکر و تأمل وادارد. به رغم خوش ساختی فیلم و توجه فیلمساز به جنبه های فرمیک اثر، نمی توان تلاش فیلمساز برای برجسته سازی فاکتور پیام رسانی را نادیده گرفت. هرچه باشد فیلمی با تم سیاسی قرار است عقایدی را به تصویر بکشد و بخش های تاریکی از تاریخ معاصر آمریکا را زیر سوال ببرد و بیگلو بی آن که دستی در تاریخ ببرد و بدون افزودن شاخصه های ملودرام های هالیوودی به فیلم، تنها و تنها با ترسیم درست واقعیت، تأثیری را که می خواهد بر مخاطب می گذارد. نمی توان «دیترویت» را یک داکیودرام به حساب آورد اما گنجاندن بخش هایی از گزارش ها و اخبار قدیمی مرتبط با جنایت مُتل دیترویت در فیلم کمک به سزایی به تأثیرگذاری بیش تر آن کرده است ضمن آن که «دیترویت» به سبب لحن و اجرای طبیعت گرایانه اش تا حدودی نیز به فیلمی مستند نزدیک شده است.
کاترین بیگلو در انتخاب بازیگرانش نیز همواره هوشمندانه عمل می کند. این بار کار او دشوارتر هم بوده است زیرا عکس ها و فیلم هایی از افراد حاضر در واقعه ی سال 1967 موجود است و این مسئله الزام وفاداری فیلمساز به واقعه را بیشتر می کند؛ بیگلو علاوه بر انتخاب بازیگرانی بسیار مسلط سعی بر آن داشته تا شبیه ترین بازیگرانِ ممکن به شخصیت های داستان واقعی را برای فیلمش انتخاب کند.
در سال های اخیر مسئله ی سیاهپوستان و تقبیح نژادپرستی همواره از خوراک های موردعلاقه کارگردانان و کمپانی های فیلمسازی آمریکایی بوده است و فیلم هایی با این محوریت ها بارها جوایز متعددی را در مراسم مختف سینمایی درو کرده اند. گاه رواج اپیدمی ها در هالیوود منجر به آن می شود که برخی از فیلم های بی آن که حقیقتاً استحقاق ستوده شدن را داشته باشند با موضوعاتی کلیشه ای و ساختاری تکراری ستوده شوند و به فیلم های مطرحی مبدل گردند. حال با روی کار آمدن دونالد ترامپ و آشکار شدن عقاید نژادپرستانه ی او این موج جدید در هالیوود که عمده دست اندرکاران آن از مخالفان رییس جمهوری جدید هستند شدت بیش تری گرفته است و همانطور که سال گذشته فیلم «مهتاب» در مراسم مختلف سینمایی بسیار دیده شد امسال نیز فیلم های بسیاری با موضوع مرتبط با رنگین پوستان می توانند همین موفقیت را تکرار کنند.
با توجه به این که فیلم جدید کاترین بیگلو در فصل جوایز به اکران درنیامده و جزو فیلم های اکران شده در تابستان به حساب می آید نمی توان شانس آن را برای نامزدی و تصاحب جوایز پیش بینی نمود. اما فیلم بی اغماض یکی از خوش ساخت ترین فیلمهاییست که در ضدیت با نژادپرستی و در تمجید از آزادی بیان و برابری نژادی ساخته شده و می تواند در صورت دیده شدن یکی از فیلم های موفق مراسم سینمایی سال آینده باشد.
اما آن چه مهم تر از جوایز و تشویق هاست ماندگاری آثار هنری ست و کاترین بیگلو نشان داده است که این قابلیت را دارد که ضمن ساخت فیلم هایی اصطلاحاً جایزه بگیر آثاری خلق کند که تا سال ها در ذهن مخاطب بمانند؛ فیلم هایی که شاید ارزش انسانی شان با ارزش هنری آنها برابری کند.