جستجو در سایت

1396/06/13 00:00

بدتر از سایر آثار سینمایی نت فلیکس

بدتر از سایر آثار سینمایی نت فلیکس

 

طرفداران انیمه که می دانند انیمه چیست. اما اگر از کسانی هستید که تا حالا اسم این پدیده به گوشتان نخورده بهتر است در دو الی سه خط راجع به آن بدانید. انیمه همان انیمیشن هست اما به سبک ژاپنی. معروف ترین انیمه ای که ما ایرانیان هم می شناسیم فوتبالیست ها و دیجیمون است. فرق اساسی که انیمه با انیمیشن دارد در موضوع و تم های داستانی و همچنین سبک گرافیکی آن است. موضوعات و داستان های انیمه ها هر سن و سالی را در بر می گیرد. از بچه ها گرفته تا افراد بالغ و بالای ۱۸ سال. خشونت و خون و حتی گاهی مسایل جنسی در انیمه های بزرگسال نمو پیدا می کند و مخاطب خاص خودش را دارد. محبوب ترین سریال های انیمه ای این روزها پا را از ژاپن فراتر گذاشتند و بازار تلویزیون کشورهای دیگر را هم قبضه کرده اند. از انیمه ها بازی های کامپیوتری گوناگونی نیز ساخته می شود که بعضی از آن ها با انتشار جهانی نیز پیدا می کنند و بسیار محبوب هستند. اکثر انیمه ها بر اساس مانگا ساخته می شوند. مانگا هم همان پدیده داستان های مصور یا به اصطلاح کامیک بوک است که سبک و سیاق ژاپنی دارد و فرق هایی با کامیک بوک دارند. مثلا معمولا سیاه سفید هستند و غالبا در طول سالیان دراز منتشر می شوند و همچنین تمام چارچوب های انیمه که پیش تر گفته شد را نیز دارا هستند. بازار مانگا نیز با ترجمه این آثار بسیار در دنیا داغ شده و خوراک فرهنگی بسیاری از مردم شده است.

نت فلیکس به میدان می آید

مانگاهای ماندگاری در طول تاریخ نوشته و به تصویر کشیده شده اند که یکی از آن ها مانگایی به اسم دفترچه مرگ است. مانگایی که در سال 2003 منتشر شد و به سرعت محبوب شد و با ساخت یک سریال ۳۴ قسمتی انیمه (انیمه ها هم به صورت سریال هستند و هم به صورت آثار سینمایی که در نوع دوم بزرگمردی به نام هایایو میازاکی یکی از معروفترین کارگردانان انیمه های سینمایی است که برنده اسکار نیز شده است) از روی مانگای آن و پخش جهانی اش به سرعت در سرتاسر جهان اسم در کرد. ساخت بازی های کامپیوتری از روی این اثر و همچنین ساخت دو سه فیلم سینمایی زنده ژاپنی و یک سریال زنده ژاپنی نیز بیش از پیش دفترچه مرگ را معروف کرد. 

نت فلیکس که یک شبکه اینترنتی آمریکایی است و در سال های اخیر نیز با ساخت سریال هایی موفق محبوبیت چشمگیری در بین کاربران پیدا کرده است. این شبکه به تازگی وارد بازار تولید و پخش آثار سینمایی انحصاری تحت نام نت فلیکس شده است. آثاری که طبق صحبت های موسسان آن ، قرار است آینده سینما باشد و سینما را به خانه ها بیاورد. این وعده و شعارهای نت فلیکس هم موافقان خود را دارد و هم بین کارگردانان مطرح مخالفان زیاد. اما چه موافق آن بودید چه مخالف بعد از دیدن اقتباسی که این شبکه از روی این مانگای محبوب ژاپنی داشته قطعا نا امید می شوید. یکی از مهمترین آثار سینمایی این شبکه که امید زیادی به آن بسته شده بود بسیار بدتر از سایر آثار سینمایی ضعیف اقتباسی است.

بنویس و بکش!

داستان دفترچه مرگ داستان ساده ایست که شاخ و برگ های آن باعث محبوبیت بیش از حد اندازه آن شده است. نویسنده مانگا مشخصا خود آدم نابغه ای است چرا که دو شخصیت اصلی داستان و کارهایی که می کنند در مخیل انسان عادی نمی گنجد و بسیار باهوش هستند. نوشتن چنین کاراکترهایی باور پذیر از منظر هوشی از پس یک نابغه بر می آید و بس. ترنر لایت پسری دبیرستانی است که با پیدا کردن اتفاقی یک دفترچه به اسم دفترچه مرگ پی به راز هولناک آن می برد. اسم هر کس اگر توسط صاحب دفترچه در کاغذهای آن نوشته شود (به شرط آنکه اسم حقیقی باشد و چهره فرد مورد نظر نیز برای صاحب دفترچه مشخص باشد) کشته می شود. نحوه کشته شدن فرد نیز دست نویسنده دفترچه مرگ است. البته دفترچه شامل قوانین بسیار زیادی است که هر کدام هم تبصره های خاصی دارند و در طول انیمه بارها و بارها تکرار می شوند. یک فرشته مرگ به اسم شینیگامی همراه با این دفترچه از دنیای شیاطین آمده و کمک حال لایت ترنر است. لایت ترنر با نام مستعار ((کایرا)) شروع به کشتن قاتلین بالفطره و دیکتاتورها و آدم های بد دنیا می کند. با اینکه هیچ کس از هویت کایرا مطلع نیست اما در سرتاسر دنیا مریدانی پیدا می کند و او تبدیل به یک برقرار کننده عدالت برای مظلومان می شود.  کم کم کنترل قدرت خدای مرگ بودن از دست ترنر خارج می شود و خودش تبدیل به انسانی شیطان صفت می شود. در این بین کارآگاهی جوان با نام مستعار ال به دنبال کشف هویت کایرا است. موش و گربه بازی ال و کایرا در مانگا و انیمه بسیار پیچیده تر و فلسفی تر از چیزی است که در یک مقاله جا شود و دیدن آن را به خودتان واگذار می کنیم.

شلخته و درهم و پر از تغییرات بیجا

فیلمی که جمعه ۲۵ آگوست بعد از مدت ها انتظار از نت فلیکس پخش شد، یک سینمایی نوجوانانه ضعیف با انبوهی از تغییرات بیهوده نسبت به منبع اقتباسی اش بود. اینکه یک فیلم اقتباسی باید زوایای جدیدی از منبع اصلی را نشان دهد و مو به مو اجرا و پیاده نشود کار کاملا درستی است،اما تغییراتی که در فیلم دفترچه مرگ در داستان اصلی رخ داده از قوت داستان اصلی کاسته و آن را تبدیل به مغلمه ای کرده که می خواهد هر چه سریع تر داستانش را بگوید و پیش برود. ضرباهنگ تند و تدوین تندتر از آن فیلم شاید ریتم فیلم را سریع کرده ولی از ضعف آن نکاسته است. انتخاب بازیگران به فجیع ترین شکل ممکن صورت گرفته و جز ویلم دافو که به کاراکتر کیوکی، فرشته مرگ، صدای خود و خنده های دیوانه وارش می آید (این شخصیت یک شخصیت طراحی شده CGI و کامپیوتری است) الباقی بازیگران افتضاح هستند! دو شخصیت اصلی یعنی ترنر و ال (که در اینجا یک بازیگر سیاهپوست نقش آن را بر عهده دارد) نه باهوش به نظر می آیند و نه خصوصیات اخلاقی جذابی که کاراکترها در مانگا داشتند را دارا هستند. این دو صرفا دو بچه عصبانی و دمدمی مزاج هستند که به ناشیانه ترین شکل ممکن ادای کاراکترهای داخل سریال انیمه دفترچه مرگ را در می آورند. شخصیت میا که مثلا قرار است جایگزین کاراکتری به همین اسم در انیمه باشد نیز در فیلم وجود دارد که یک مدل نه چندان معروف نقش آن را ایفا می کند و به حق لیاقت بدترین بازیگر قرن بیست و یکم را دارد. جز دو سه تا از قوانین معروف دفترچه مرگ خبر دیگری از قدرت های آن نیست . کارگردان همین مساله که اسم یکی را بنویس و بکش را سمبل فیلم کرده است و با سکانس های متعدد حال به هم زن کشتار آدم ها به نوعی یک مقصد نهایی جدید (یک سری فیلم ترسناک و معروف که در آن افرادی که از مرگ گریخته اند تک به تک کشته می شوند) ساخته است. هوشمندی که در انیمه دیده می شد و پیچش های داستانی خاص آن در طول مدت زمان فیلم به ندرت اتفاق می افتد و زیاد باعث تعجب تماشاگر نمی شود. دیالوگ نویسی احمقانه را یادم رفت بگویم. دیالوگ هایی لوس و بی معنی که در جای جای فیلم با آن ها مواجه می شوید احتمالا حالتان را بد خواهد کرد!

بعضی از داستان ها هیچ وقت به فیلم خوبی تبدیل نمی شوند

از تنها نکات مثبت فیلم بعد از صدای خوب ویلم دافو، جلوه های ویژه آن است. تکنیک هایی که در فیلم به کار رفته در حد اینکه یک اثر با بودجه محدود تلویزیونی است بسیار خوب هستند و صحنه هایی مثل سکانس شهربازی همچون آثار پرخرج هالیوودی در آمده است. البته ساخت سریال هایی با بودجه بالا و دیدن آن ها از قاب تلویزیون در سال های اخیر این مساله را زیاد به چشم نمی آورد. موسیقی و ترانه های فیلم نیز حس خوبی به مخاطب می دهند و درست انتخاب شده اند.

شاید بهتر باشد بگوییم خوب نبودن فیلم دفترچه مرگ نه تقصیر کارگردان است نه تقصیر فیلمنامه نویس. (البته از نظر انتخاب بد بازیگران هر شخصی که بوده مقصر است!) پتانسیل داستانی که این مانگا و انیمه دارند آنقدر بالاست که جا کردن آن ها در یک اثر سینمایی کار بسیار سختی است. به نظر من اصولا دفترچه مرگ نباید تبدیل به یک اثر سینمایی طولانی بشود و پتانسیل داستان قوی و فلسفی آن بیشتر از این حرف ها است. شاید ساخت یک سریال اکشن زنده از روی این مانگا در چندین قسمت گزینه بهتری برای جان دادن به شخصیت های این انیمه بود.