«غریب» ضعیف در درام، قدرتمند در بازیگری

اگرچه غریب پس از فیلم فسیل توانست با فاصله زیادی فیلم پرفروش اکران نوروزی باشد که همچنان اکرانش ادامه دارد و نسبتاً نیز با استقبال مواجه شده، اما اکران این فیلم مانند فیلم موقعیت مهدی که سال گذشته در نوروز اکران شد به نوعی فرصتسوزی تلقی میشود به این معنا که غریب ظرفیت دیده شدن گسترده را داراست، اما اکران آن در زمان نامناسب و بیسلیقگی در چیدمان فیلمهای نوروزی باعث شده این فیلم فقط حدود ۶ میلیارد فروش داشته باشد که یقیناً اگر در عید فطر یا زمان دیگری مانند هفته دفاع مقدس اکران میشد، میتوانست فروش بالاتری داشته باشد.
در بحث محتوایی فیلم غریب با یک اثر استراتژیک و جنگی مواجهیم، فیلمی که پرتره نیست، اما اثری است که به برههای از زندگی شهید محمد بروجردی به عنوان فرمانده غرب کشور میپردازد. چه خوب که لطیفی سعی نداشته براساس مؤلفههای مرسوم و تکرار شده صرفاً قهرمانپروری کند. کارگردان سعی داشته با مختصات درونژانری رشادتهای واقعگرایانه این شهید را در فیلمش به تصویر بکشد که اساساً کارگردان با استفاده از کارکردهای سینمایی توانسته بهطور نسبی مخاطب را به شهید بروجردی نزدیک کند.
دلیل این نسبی بودن بیشتر به محتوای آن بستگی دارد که اگر غریب در قالب یک مینیسریال یا سریال ساخته میشد قطعاً میتوانست تأثیر مناسبتری داشته باشد، اما در شکل فعلی احساس میشود مهم بودن سوژه و البته بکر بودن آن برای محمدحسین لطیفی در ساختار مهمتر از انسجام در متن بوده، بهطوریکه انگار در بعضی از مقاطع سوژهای به این مهمی فراموش میشود و همانطور که لطیفی سعی داشته اجرای قابل قبولی را ارائه بدهد، اما تصور میشود متن کم و کاستیهای ویژهای دارد. از ظاهر فیلم مشخص است که کارگردان برای خلق موقعیتها تلاش و با پژوهشهای مهمی اقدام به ساخت غریب کرده است.
تعدد سکانسهای چریکی و جنگی به چگالی جذابیت یک اثر استراتژیک افزوده است، اما همانطور که گفته شد انگار بسترسازی مناسبی برای نوع روایت کردن در نظر گرفته نشده است. بهطور مثال خردهروایتهایی در بطن فیلمنامه وجود دارد که اساساً در بعضی از سکانسها لطیفی سعی داشته احساسات مخاطب را تحریک کند که این تحریک کردن کاریزماتیک بودن شخصیت شهید بروجردی را تحتالشعاع قرار میدهد؛ بنابراین وجود کاک شوآن به عنوان شخصیت منفی فیلم بیشتر زمان فیلم را تلف کرده و سکانسهای جنگی و چریکی که هدفمند شکل گرفته است، نمیتواند تأثیر مثبتی در مخاطب داشته باشد. همه نکات از نظر بصری درست و کامل به نظر میرسد، اما قالب ساختاری نتوانسته سینمایی بودن روایت را حفظ کند، به همین دلیل احساس میشود غریب میتوانست یک مینیسریال به شدت موفق باشد، چراکه پیچیدگیهای درام و ویژگیهای درونژانری غریب قدرت لازم را برای تبدیل شدن به یک اثر سینمایی ندارد. در واقع محدود بودن زمان فیلم سینمایی باعث شده موقعیتهای حساس و بغرنج شهید بروجردی در یک ایستایی قرار بگیرد.
از سوی دیگر پردازش شخصیت شهید بروجردی و نقش او در جنگ آنچنان مهم و خاص است که احساس میشود به دلیل محدود بودن زمان سینمایی پرداختن به سوژه مورد نظر هم محدود شده است. در شرایط فعلی در فیلم غریب، لطیفی سعی داشته ابعاد دیگری از دفاع مقدس و عنصر قهرمانانه شهید بروجردی را حفظ کند، اما ساخت دو ساعت فیلم جنگی در این برهه زمانی امکان دارد مخاطب را خسته کند. اساساً آثار جنگی و استراتژیک اگرچه باید با جذابیت هیجانی مخاطب ساخته شود و غریب هم این ویژگی را توانسته تا حدودی حفظ کند، اما در بعضی از سکانسها لطیفی تأکیدهای بیموردی دارد که باعث میشود ریتم فیلم کند شود و اینجاست که ارتباط مابین مخاطب و فیلم مخدوش میشود، اما بازی بابک حمیدیان در نقش شهید بروجردی یکی از نکات مهم این فیلم است که حمیدیان با بهرهگیری صحیح از ویژگی شخصیتی شهید بروجردی توانسته به درستی نقشش را ایفا کند.