جستجو در سایت

1394/06/14 00:00

نقد کوتاهی به فیلم ملکه

نقد کوتاهی به فیلم ملکه

فیلم “ملکه” درمانده و گیج بین دو نگاه به جنگ تحمیلی است . زبان ساختاری خود را بین رئال و سورئال برمیگزیند و در گذر از “واقعیت” به “فراواقعیت” کاملا ناموفق است . دو زبانی که این فیلم را بیشتر به یک فیلم روشنفکرانه جنگی تبدیل کرده است – آن چیزی که دوستان نمیخواهند متوجه آن باشند این بوده است که جنگ ما دفاعی بوده . و اینکه در جنگ دفاعی، دشمن را به چشم مهاجم به خاک و ناموس نبینیم و در مقابله با او دوستانه برخورد کنیم تا دشمنی، از یک نگاه بیمار برمی آید، که تنها راه نجاتش پز روشنفکری است .این سینما به شدت حال آدم را بد میکند – گیج و منفعل است . هر چه برایش بهانه های زیبایی شناسی بصری آوریم، دردی را دوا نمیکند . نه جنگ را میفهمد و نه دفاع و به شدت این دو را با هم اشتباه میگیرد . تنها نکته مثبت این فیلم، فیلمبرداری و در کل کارگردانی علیرضا زرین دست و محمد علی باشه آهنگر است که متاسفانه از لحاظ تفکر این دوستان در مقابله با هشت سال جنگ تحمیلی نگاه هایی غیر عقلانی و احساسی از خود بروز میدهند، که برآیندش از درک نادرست می آید .جنگ ما جنگ تحمیلی بود پس این تفکر که در مقابله با دشمن متجاوز رفتارهای انسان دوستانه و اومانیستی از خود سردهیم و دشمن را دعوت به دوستی کنیم، از آن کارهایی است که به شخصه هیچ وقت درکش نمیکنم .
در مجموع ملکه فیلمی بد، گیج و منفعل است که نه مخاطب عام دارد و نه خاص – شاید عمده دوستان به اصظلاح داوری در جشنواره فجر با جایزه های سفارشی خود باعث ماندن ملکه در این سال ها بوده باشند .