بدون شرح

دوران عاشقی احتمالن دنبال جذب مخاطب فقط از طریق بازیگران خوبش بوده که تا حد خوبی به این مهم دست یافته است اما در نهایت مخاطب گول خورده از سالن سینما بیرون می رود . حتی در بازی ها هم شاهد رخداد مورد انتظاری نیستیم .داستان فیلم هم دست خورده و مچالی به نظر می رسد و شخصیت ها الکن . ورود و خروج آدمها به داستان خیلی بی ربط و بی جا و اوج و فرود داستان عقیم نه که عملن اوج و فرودی ندارد ! خانم زندی اول فیلم وارد خانه ی خانم وکیل می شود که دست از پافشاری از خوبی و عدالت محوری بردارد . خانم زندی سپس محو می شود تا در یک نمای کلوزآپ وسط دادگاه دوباره ظاهر می شود و دیگر هیچ . خب ؟ این خانم اگر نبود چه میشد ؟ آقای زندی در چند سکانس قرار است قدرتمند جلوه دهد و ما متوجه نفوذ او در چند سکانس در محیط کارش می شویم . خب ؟ قرار است از قدرت این آقا چه چیزی عاید داستان شود ؟ فقط یک ویزای شینگن ؟! خانم وکیل چرا زندگی اش از هم می پاشد ؟ روابط زناشویی و خانواده گی اش چه بوده ؟ غرق کار است ؟ چرا وقتی متوجه ماجرا می شود ، که نقطه ی عطف داستان است هیچ نریشنی در او نمی بینیم ؟ پدرش چرا انقدر دم عیسی می دمد ؟! خانم خارج نشین داستان چه مشکل خانوادگی دارد که مادرش بیست سال سکوت کرده و امشب هم صبر می کند تا تماشاچیان از سالن بیرون روند تا شاید حرفهای بیست ساله اش را بگوید ! ... فیلم آنقدر عقب است که اگر بخواهیم سوالاتمان را ادامه دهیم صفحات یک مجله را پر می کند و داستان ناقص و عدم داشتن حتی یک شخصیت تعریف شده در آن هم نمی تواند پاسخ مناسبی برای این سوالات بیابد . ارباب رجوعهای خانم وکیل که قرار است بازتاب معضلات اجتماعی ما باشند بسیار اغراق آمیز وشعاری و بیشتر به یک مانیفست حزبی می ماند تا پرداختن هنری و جالب اینکه هیچ ارتباطی به داستان ندارند اما به اندازه ی کافی جا اشغال کرده اند . فیلمی که به نظر قرار است در مورد فقدان عشق باشد بیشتر در مورد قوانین مدنی و آموزه های پدر خانم وکیل بر سرپوش گذاشتن اشتباهات اساسی خانواده و مهمتر از آن آموزش به همراه داشتن مستندات قابل ارائه به دادگاه همیشه و در همه حال در کیف خود است . شاید در این روزها نتوان فیلم خوبی ساخت اما حداقل می شود فیلم بدی نساخت . دوران عاشقی فیلم بدی است .