اندک یادداشتی در باب سریال « هجوم »

به عنوان مقدمه وقتی چشمانمان به تیم بازیگری سریال می خورد نامی آشنا را مشاهده می کنیم که به معنای خود جدی کلمه نام آورترین شیر زن این سرزمین است آری بانو گلشیفته فراهانی در نقش « آنیشیا » و به نظر همین نام حداقل برای تمامی ایرانیان کافی است که یکراست حتی با وجود عدم شناخت بقیه عوامل اثر بنشینند پای تماشای سریال! اما اگر به ژرفا های عمق فیلمنامه اثر اندک توجهی کنیم می توانیم به تزلزلی بودن و صد البته بشدت دم دستی و همچنین آبکی بودن اثر پی ببریم.
هجوم در وهله نخست گویای طغیان و حمله هایی ست که ابدا مشخص نیست چگونه طغیان و حمله ای در شرف وقوع می باشد؟!
آیا مخاطب قرار است با یک اثر به اصطلاح « پسا آخرالزمانی » مواجه شود؟ یا یک اثری که قصد تصویر کردن یک جهان به آخرالزمانی رسیده را دارد مواجه شود؟ خوشبینانه ترین حالت فرض یک اثر پسا آخرالزمانی است که بشدت بلاتکلیف و سردرگم است!
جهان پسا آخرالزمانی که روایت می شود توسط چه موجوداتی به ورطه ی نابودی کشیده می شود؟! پاسخ سطحی این سوال همان موجودات به اصطلاح فضایی ست که از قضای روزگار پاسخ دروغین و نه راستین است!!
حال مجدد با فرض خوشبینانه ترین حالت، این موجودات فضایی زاده چه دیاری هستند؟ و اصلا چه عواملی منجر به ظهور خیل عظیمی از این موجودات در سراسر قاره ها و نهایتا به معنای وسیع ترش کره زمین شده است؟! قطع به یقین تمامیت سر و شکل و جثه ی عظیم آنان به هر موجود به اصطلاح « فرازمینی » شباهت دارد الا موجودات به اصطلاح فضایی!!
هجوم اساسا گرفتار خرده پیرنگ هایی ست که متاسفانه به روند پیشبرد قصه هیچ کمکی نمی کنند! و ایضا گرفتار المان های بشدت کیلیشه ای و دم دستی ای از قبیل خیانت-بحث و جدل بچه های مدرسه ای- عشق و فراق عقب افتاده ای و... و حال آنکه از منظر تحلیلی « محتوایی » اثر، قصد روایت یک بحران جهان آخر الزمانی را در خود دارد و بدتر از آن قصد بزرگ نمایی راهکار های به اصطلاح « پیشگیرانه » دولت ها را!
هجوم اساسا سردرگم است و همین علت باعث سردرگمی مخاطب نیز می شود هجوم قصد دارد مسیر قهرمان پروری اش را آن طور که مطابق میل خودش است ادامه دهد در حالی که از منظر اصول قوائد سینمایی نه سرخ پوست اثر به نام ترو می تواند قهرمان از آب در بیاید نه کاسپر و نه زنی به اصطلاح مبارزی به نام آنیشیا که قصد حفظ جان و بنیان خانواده اش را دارد قهرمان از آب در می آید!!
و در تقابل قهرمانانی مفلوک و ناقصی که قصد ساختنش را دارد ضد قهرمان اش هم که همان موجودات ناشناخته و عظیم الجثه ای اند که نه ضد قرمان است و نه چیز دیگری!!
هجوم اگر تمرکز عمده اش را در فیلمنامه ی دم دستی اش می گذاشت بی شک ماحصل کار حتی با وجود خرده پیرنگ ها باز هم اثری باورپذیرتری از آب در می آمد اما فیلمنامه شلخته و مغشوش اش مانع از تقویت روحیه باورپذیری مخاطب می شود و متاسفانه گلشیفته نامی هم ابدا نه به پیشبرد شفاف داستان پر مدعایش کمکی می کند و نه خود او بازی مقبولی تحویل مخاطب می دهد و یگانه علت آن هم اساسا ضعف فیلمنامه ای اثر است و نه خود شخصش.
حیث المجموع سریال هجوم محصول اپل تی وی، اثری بشدت ضعیف در روایت، ضعیف در طراحی مینی پلات های متفاوت اش، و صد البته ضعیف در شخصیت پردازی پادر هوا گونه اش!
از تمامی جهات می توان گفت که متاسفانه هجوم نمی تواند از منظر محتوا حداقل پایبندی ای به حرف به اصطلاح « فاخرش » داشته باشد و تمامیت ساختمان سریال را با خرده پیرنگ های بشدت ضعیف و بی اساس و آبکی پر می کند تا که بتواند در میان آثار آخر الزمانی قد علم کند!!
مختصر یادداشتی در باب سریال هجوم
سامان جوادی