روایتی بین رویا و واقعیت از زندگی پرفراز و نشیب یک ستاره

ترجمه اختصاصی سلام سینما
یک فیلم زندگینامهای خوب کاری میکند که مخاطب سوژه را از درون به بیرون ببیند و زندگی و حس و حال او را تجربه کند. این کاری است که است «بلوند» به کارگردانی اندرو دامینیک دربارهی مریلین مونرو به مدت 2 ساعت و 46 دقیقه انجام میدهد. این فیلم که بر اساس رمان جویس کارول اوتس ساخته شده است، در فضایی سایکودراماتیک و در جایی بین رویا و واقعیت روایت میشود. فیلمبرداری نیز در برخی سکانسها به صورت سیاه سفید و در برخی دیگر به صورت رنگی انجام شده است تا این احساس را تقویت کند. اما بخش عمدهای از «بلوند» از واقعیت دور است و در رویا میگذرد.
«بلوند» نگاهی گذرا به کودکی پر از حادثهی مونرو دارد. در این فیلم میتوانید به فیلمبرداری سکانسهای مهم فیلمهایش یا حضورهایش در فرش قرمز بنگرید. افتادن او در دام مواد مخدر را تماشا کنید. در جریان چالشهای زندگی خصوصیاش مثل شایعهها، قراردادهای غیرمنصفانه، تنفر از خود قرار بگیرد. نابود شدنش به عنوان یک زن پس از دو حاملگی ناموفق را نظارهگر باشید و بیشتر از همه روابط مریلین مونرو و مردان (جو دی ماجیو، آرتور میلر و جان اف کندی) را ببینید که برای او مانند ماه عسلی بودند که تبدیل به کابوس شدند.
«بلوند» در خود روایتهای شاعرانهای را جای داده که در برخی قسمتها موفق نیست؛ اما بخش عمدهای از آن به روایت سلسله مراتبی زندگی معنوی مونرو میپردازد. این فیلم مریلین مونرو را در قامت یک ستارهی بزرگ و یک هنرمند نابغه به تصویر میکشد؛ زیرا واقعاً اینگونه بوده است؛ ولی بخش عمدهای از آن از انظار عمومی دور مانده است. با شور و شوقی که کنجکاوانه، آرامبخش و قدرتمند است، «بلوند» بر معمایی تمرکز دارند که همگان هنگام اندیشیدن دربارهی مریلین مونرو دچار آن میشوند: او واقعاً به عنوان یک شخصیت حقیقی و یک انسان چگونه آدمی بود؟ چرا زندگی او تبدیل به یک تراژدی غیر قابل پیشگیری شد؟
این فیلم ما را بیشتر آنچه که «الویس» دربارهی «الویس پریسلی» انجام داد، به مریلین مونرو نزدیک میکند و بخش عمدهای از آن را مدیون نقشآفرینی آنا دی آرماس است. آنا دی آرماس علاوه بر جذابیت و دلنشینی فوقالعادهای که دارد، با آن چشمان گردتری و لبخند زیباتری نسبت به مونرو دارد، اما تمام تلاشش را کرده است تا به او نزدیک شود. او بهترین کارش را در زمینهی صدا انجام داده است. صدای مریلین مونرو مانند زنی بالغ است که تبدیل به دختر کوچولویی میشود که مورد تمسخر قرار گرفته است. آنا دی آرماس در زمینهی ایفای صدای مونرو فوقالعاده عمل کرده است و به معنای واقعی تبدیل به مریلین مونرو شده است.
در مورد لهجه کوبایی دی آرماس هم باید بگویم وقتی بازیگرانی مثل گری اولدمن یا آنتونی هاپکینز نقش آمریکاییها را بازی میکنند در مواقعی خاص کمی لهجه انگلیسی یا ولزی دارند که مشکلی پیش نمیآورد. آنا دی آرماس نیز در مواقعی در فیلم «بلوند» لهجهی کوبایی دارد؛ اما مشکل خاصی نیست و توی ذوق نمیزند. این لهجهی بسیار ناچیز در مقابل کار بزرگ او در تقلید صدای مریلین مونرو، کاملاْ قابل چشمپوشی است. او مریلین مونرو را به زمان حال منتقل کرده است و نقش او را بسیار گیرا و دیوانهوار ایفا میکند.
آن چیزی که مریلین مونرو را تبدیل به نماد یک قرن کرده است، علاوه بر زیبایی او، جذابیت جسمانی او است. این چیزی است که مردم را دیوانهی کرده بود. در «بلوند» جذابیت هوسانگیز مریلین را میبینیم که در تنهایی تبدیل به غم، ناامیدی و افسردگی میشود. در «بلوند» چیزی را میبینیم که دربارهی مریلین مونرو زیاد گفته شده هم کمتر درک شده است و آن این جمله است: بزرگترین کاراکتری که مریلین مونرو آن را ایفا کرده است، مریلین مونرو است. چیزی که او را تبدیل به یک بازیگر خارقالعاده کرده است، همین بود. او تکنیکی نداشت؛ بلکه تکنیک را زندگی میکرد.
«بلوند» حقیقت زندگی شخصی مونرو را به شکل عریانی به تصویر میکشد. او هنگام ایفای نقش پشت دوربین، در ملا عام یا هنگام اجرا برای طرفدارانش، یک زن لوند و جذاب بود؛ اما هنگامی که دور از توجه مردم قرار میگرفت، شخصیتی فروپاشیده و در معرض نابودی بود. در «بلوند» ما داستان زنی را تماشا میکنیم که ضربههای زیادی را در کودکی متحمل شد. در بزرگسالی توجه جهانیان را به خود جلب کرد؛ اما هنگام رشد کردن، به خودش اجازهی رشد نداد.
فیلم با سکانسی آغاز میشود که حس ترس و نفرت مونرو از کودکیاش را نشان میدهد. در سال 1933 در لس آنجلس هنگامی که نورما جین بیکر 7 ساله بود، مادرش را میبینیم که دچار شیزوفرنی است و معنای واقعی تجاوز به کودک را درک میکنیم. نورما جین از مادرش به دلیل تلاش برای آتش زدن، خفه کردن و بازی با احساسات او دربارهی پدرش وحشت داشت. او هرگز پدرش را ندید و حتی نمیدانست او چه کسی است. دامینیک قصد ندارد مخاطب را بیش از حد درگیر دوران وحشتناک کودکی مریلین مونرو کند و به قدر کفایت آن را روایت کرده است. در حدی که مخاطب بداند او در پوچی محض خود را ساخته است.
سپس فیلم کات میخورد و به زمان بزرگسالی او میرود. هنگامی که او برای اجرای ترانهی «هر کسی نیاز به بابا دارد»، سر صحنهی فیلم «بانوان ترانه» و دادن تست بازیگری برای ایفای نقش در فیلم «همه چیز درباره ایو» در سال 1950 آماده میشود. هنگام دادن تست او باید فیلمنامه را در دفتر داریل زانوک بخواند. هنگامی که او در حال خواندن فیلمنامه است، زانوک به آرامی به پشت سر مریلین میرود و او را مورد تعرض قرار میدهد. در این لحظه ما میتوانیم این را درک کنیم که حفرهی احساسی مریلین مونرو به خاطر نداشتن پدر در هالیوود که فرهنگ شوگرددی در آن برای بازیگران زن بسیار رایج است، چقدر میتواند مونرو را مورد آسیب قرار دهد و او نیز برای پذیرفته شدن مجبور میشود با بدترین رفتارهای جسمی روبرو شود.
مریلین مونرو یک مازوخیست نبود؛ بلکه در سیستمی کار میکرد که مختصات آن غیر قابل تغییر بود. او به همان اندازه از آن مردان استفاده میکرد که آنها از او استفاده میکردند. او زنی سالم بود که به رابطهی جسمی مثل یک ورزش نگاه میکرد. ما این ویژگی او را در اولین سکانس طولانی فیلم میبینیم که مسئلهمحورترین سکانس فیلم است.
در واقع «بلوند» از آنجایی شروع میشود که مریلین مونرو، جو دی ماجیو را ملاقات میکند. ملاقاتی که تبدیل به رابطهای پر احساس میشود تا جایی که دی ماجیو نسبت به مونرو سرد شده و تبدیل به یک هیولا در زندگی او میشود. دامینیک کارگردان قدرتمند «به نرمی آنها را بکش» و «قتل جسی جیمز به دست رابرت فورد بزدل»، شیوه بینظیری را برای روایت زندگی شخصی مریلین مونرو برگزیده است. مخاطب به مونرو بسیار نزدیک است؛ اما در عین حال طوری او را میبیند که سایر مردم جهان او را میبینند.
دامینیک به خوبی نشان میدهد که چگونه دی ماجیو نمیتواند زندگی با یک نماد جذابیت زنانه را تحمل کند. علاوه بر آن فاصلهی مونرو و دی ماجیو را وقتی میبینیم که بستگان دی ماجیو تلاش میکنند برای همصحبتی به او نزدیک شوند؛ اما مونرو در برقراری یک ارتباط عادی با انسانهای معمولی ناتوان است. شاید برخی اسم این را خجالتی بودن بگذارند؛ اما واضح است که این ناتوانی مونرو در واقع یک اختلال روانی به دلیل سبک زندگی خاص او بوده است. او باهوش و زیبا است اما مانند بچهای میماند که فقط قد کشیده است و نمیتواند از خودش بیرون بیاید.
رابطهی او با آرتور میلر نیز به شکل دیگری از بین رفت. آدرین برودی نقش آرتور میلر را به شکل بینظیری در این فیلم ایفا کرده است. میلر به طور سطحی نسبت به مونرو مهربان بود و به مریلین دربارهی استفاده از او در کتابهایش دروغ میگفت و بدتر از همه هنگامی که مریلین حامله است در صحنهای میبینیم که شاید سقط شدن بچهی او است.
ناتوانی مریلین مونرو در مادر شدن شاید یکی از دلایل اصلی سقوط او بود. در «بلوند» به شکلی داستانی اما ناراحتکننده میبینیم که او چطور با این مسئله دست و پنجه نرم میکند. رابطهی او با آرتور میلر نیز به اندازهی خود او شکننده است و در نهایت فرو میپاشد. او در صحنهی «بعضیها داغش را دوست دارند» بعد از دیدن دیالوگی توهینآمیز عصبانی میشود و آنجاست که میفهمد در طول تمام این سالها او و ستارههای زن هالیوود چه دردسرهایی را تحمل کردهاند.
سپس فیلم به سال 1962 میرود و رابطهی مریلین مونرو و جان اف کندی را روایت میکند. سکانسی که دامینیک در آن رئیس جمهور و مریلین مونرو به تصویر میکشد، بسیار سیاه و منقلبکننده است. کندی با او مانند یک تنفروش شخصی و ابزار ارضای امیالش برخورد میکند. وقتی مونرو رویارویی جسمیاش با کندی را در سکانسی از یکی از فیلمهایش تجسم میکند، لحظهای فوقالعاده و جسورانه به لحاظ فیلمسازی خلق میشود. هنوز هم میگویم کاش آن صحنه با پیچیدگیهای بیشتری اجرا میشد. مریلین مونرو و جان اف کندی از اوایل دهه 50 درگیر رابطهی نامشروع بودند که اگر بیشتر به آن در «بلوند» پرداخته میشد، میتوان جایگاه فیلم را ارتقاء دهد.
نیم ساعت آخر فیلم گام به گام مسیر نابودی مریلین مونرو و مرگ او به دلیل مصرف بیش از حد مواد مخدر را به تصویر میکشد. دامینیک ترجیح داد که به چگونگی پوشاندن دلایل مرگ او توسط رسانهها و رابطهاش با برادران کندی نپردازد. در واقع مرگ مریلین مونرو نیز مانند زندگیاش، در خدمت صنعت تصویر بود. به طور قطع بهترین تصویری که از مونرو وجود دارد، «بلوند» نیست؛ بلکه خود او است. او حتی یک بلوند واقعی نبود، او یک دختر جذاب عشوهگر تشنهی نوازش که در فیلمهایش میدیدیم، نبود. با تمام اوصاف، «بلوند» با تمام نقاط ضعف و قوت، در نمایش معمایی به نام مریلین مونرو، مسیر رسیدن او به قلهی جهان به عنوان یک الههی زیبایی و مشکلات روانی و نیاز شدیدش به خواسته شدن، موفق عمل کرده است.
منبع: ورایتی
مترجم: وحید فیض خواه
بلوند Blonde (2022)
تاریخ اکران: 8 سپتامبر 2022 (جشنواره ونیز)
کارگردان: اندرو دامینیک
نویسنده: اندرو دامینیک
توزیعکننده: نتفلیکس
بازیگران: آنا دی آرماس، آدرین برودی، بابی کاناوله، جولیان نیکلسون، توبی هاس، سارا پکستون، دیوید وارشوفسکی، خاویر ساموئل، گرت دیلاهانت، اسکوت مکنری، لوسی دویتو
فیلمبردار: چیز اروین
تدوین: آدام رابینسون
موسیقی: نیک کیو، وارن الیس
خلاصه داستان: این فیلم برداشتی از زندگی مرلین مونرو، ستارهی فقید هالیوود در دههی 70 است که بر اساس کتابی از «جویس کارول اوتس» ساخته شده است.