
نگاهی به فیلم«مغزهای کوچک زنگ زده» در جشنواره امسال؛
چوپان حکم پدر را برای گوسفندها دارد، آدم بدون پدر، هیچی نیست
گروه هنر: فیلم « مغزهای کوچک زنگ زده» آخرین ساخته هومن سیدی، بعد از فیلمهای «آفریقا»، «سیزده»، «اعترافات ذهن خطرناک من»و «خشم و هیاهو»، در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر امسال اکران شده است.
هومن سیدی بازیگر جوانی که طی چند سال اخیر رو به کارگردانی آورده است و با ساخت فیلمهای نو و سبک و سیاق جدید توانسته در سینما جایگاه مورد قبولی برای خود رقم بزند.
این کارگردان موضوعات اجتماعی و معضلات پیش آمده برای جوانان را دستمایه فیلمهای خود قرار میدهد و این فیلم نیز در ادامه روند فیلسمازی او ازین امر مسثتنی نیست.
«میگن اگه چوپان نباشه گوسفندا تلف میشن، یا گم میشن یا گرگ بهشون میزنه یا از گرسنگی میمیرن، چون مغز ندارن. هر کی مغز نداره به چوپان احتیاج داره. به چوپان دلسوز. چوپان حکم پدر و برای گوسفندها داره، آدم بدون پدر، هیچی نیست». این دیالوگ در ابتدا و انتهای فیلم مطرح میشود که می توان توضیح جامعی برای معرفی فضای فیلم باشد.
فیلمی که مخاطب را با جریانات سیال ذهن فیلمساز همراه میکند و از ابتدای داستان تا انتها کاملن خیره به پرده نقرهای با داستان همراه میشود. اغراق نیست اگر این فیلم را نقطه اوج فیلمسازی هومن سیدی خطاب کنیم.
فیلمبرداری این فیلم در یکی از محلههای پایین شهر صورت گرفته است که زندگی خانوادهای خلافکار دراین محل روایت میشود و مخاطب را با لایههای پنهانی و کمتر دیده شده شهر آشنا میکند و قصه بزهکاری اجتماعی و شناخت لایههای درونی آنها را به تصویر میکشد. فضایی سیاه و تلخ اززندگی قشری که بدلیل فقر مالی و فرهنگی خانواده در شرایط بد تربیتی رشد میکنند و درگیر بزه و مشکلات و ناهنجاریهای اجتماعی از قبیل قاچاق مواد مخدر و بکار گیری کودکان بی سرپرست میشوند.
فیلم از ابتدا ضربآهنگ تندی دارد و موسیقی قوی فیلم برای نشان دادن حال و هوای فضای داستان کمک بسیار خوبی است وبعنوان بازوی محرک هیجان و کنش و واکنشهای شخصیتها و اتفاقات رخ داده، نقش بسیار مهمی را ایفا میکند. بازی متفاوت بازیگران نقش اصلی از جمله فرهاد صلانی، نوید محمدزاده و همچنین درخشش بازیگران نقشهای ثانوی که کمتر شناخته شدهاند از جمله : فرید سجادی حسینی ،مرجان اتفاقیان، نوید پورفرج در باورپذیری و همذات پنداری با داستان فیلم نقطه درخشانی محسوب میشود.
گریم، طراحی صحنه و لباس همگی بی نقص هستند و تمامی عوامل فیلمسازی دست به دست هم دادند تا فیلمی خوب و متفاوت را به تصویر بکشند.
شاید بیراه نباشد اگر گفته شود فضای فیلم و تم کلی آن شبیه فیلم ابد و یک روز بنظر میآید. خانواده ای در محله ی فقیرنشین که بدلیل اعتیاد پدر و فقر مالی و بیسوادی والدین و محیط نامناسب رشد، شخصیتهایی بزهکار را تحویل جامعه میهد افرادی که طعم مهربانی و کانون گرم خانواده و تربیت صحیح را نچشیدهاند و جبر جغرافیایی و ناملایمات روزگار آنها را در مسیر منحرف سوق داده است و شخصیتهایی وندال و نابهنجار به بار آورده است. و تشابه با فیلم خارجی بلوک 13 ، فیلمی فرانسوی که درخلاصه داستان آن آمده: دیمین ولیتو برای ماموریت به بلوک 13 اعزام می شوند تا مشکلاتی را که در آن ناحیه توسط پنج گروه خلافکار متفاوت و پلیس فاسد ایجاد شده است حل کنند، آن ها باید قبل از اینکه بخش امنیتی شهر به خطر بیفتد مشکل را حل کنند.
اما اینباربا دید منحصرف به فرد خود هومن سیدی و روایتی متفاوت از این دو فیلم. نکتهای که ممکن است برای مخاطب آزارهنده باشد بار حجیم صحنههای خشونت و ناملایمات تلخ روزگار است که قبل این کمتر در فیلمهای ایرانی به نمایش درآمده است.
متاسفانه در ایران برای دیده شدن فیلم و محک هنرمندان سینما جز جشنواره فجر مناسباتی دیگری وجود ندارد اگر هم باشد باندازه این جشنواره مهم تلقی نمیشوند و علاقه مندان ناچارن فیلمهای مورد نظر خود را با سوژههای متفاوت برای نمایش به این جشنواره برسانند در صورتیکه از اسمش پیداست برای دهه فجر موضوعات انقلابی را باید بیشتر به نمایش بگذارند که با حال و هوای این ایام سازگار باشد. ولی با نگاه به تاریخ این جشنواره از ابتدا تا کنون کاملا مشهود است تغییری که در فیلمها صورت گرفته است.
فیلم مغزهای کوچک زنگ زده اگر چه از تمامی جهات فیلمی خوب محسوب می شود اما با نشان دادم فضایی تلخ و سیاه از جامعه و اقشار بزهکار و فقر مالی و فرهنگی قشری از جامعه برای جشنواره فجر مناسب بنظر نمیآید.