پیشبینی و پیشنهاد منتقدان سینمای ایران درباره عملکرد دولت جدید

به عقیده بسیاری از اهالی سینما وضعیت سالهای اخیر سینمای ایران چندان مطلوب نبوده و بدنه آن روز به روز بیمارتر شده است. سالهایی که دیگر خبری از صفهای طولانی کنار گیشههای سینما نیست و تاثیرگذاران دهههای اخیر سینما دیگر در عرصه فعالیت حضوری ندارند. اکنون با انتخاب رئیس جمهور جدید و روی کار آمدن بدنه جدید وزارت ارشاد باید دید آیا وضعیت سینمای ایران از این رکود و رخوت چندساله بیرون میآید؟ به همین بهانه به سراغ چند تن از منتقدان سینما رفتیم تا دیدگاه خود را از 4 سال آینده سینمای ایران بیان کنند.
نظارهگر این میدان پرآشوب هستیم!
شاهین شجریکهن، منتقد سینما در ارتباط با وضعیت احتمالی سینما در دولت جدید بیان کرد: الان یک منتخب جدید مردم روی کار آمده است که باید صبر کنیم ببینیم چه کسانی را برای مدیریت سینمای ایران انتخاب میکند و تا چه اندازه به او اجازه انتخاب کار میدهند. البته احتمالا چند ماه آینده بتوان بهتر در این باره اظهارنظر کرد و اکنون تنها نظارهگر این میدان پرآشوب هستیم و منتظر هستیم تا اتفاقات بهتری رقم بخورد.

وی با توجه به به مشکلات سالهای اخیر سینمای ایران، گفت: مدیران جدید در اولویت اقدامات خود باید از افرادی با تخصص سینما را وارد این حوزه کنند و از انتصابات حزبی و جناحی خودداری شود؛ آنچه که در دولت پیشین مشاهده کردیم. یعنی مدیرانی انتخاب میشدند که به اصلاح خودی بودند و مولفه صلاحیت و دانش در نظر گرفته نمیشد.
این منتقد درباره عملکرد دولت جدید بیان داشت: الان امیدواریم که این نگرش ادامه پیدا نکند و کسانی برای اداره حوزه فرهنگ، از جمله سینما، انتخاب شوند که فرای عقاید و سابقه سیاسی، حداقل تخصص فرهنگی داشته باشند و سینما و هنر را بشناسند.
معجزه نه اما یک انقلاب سینمایی انتظار داریم!
جبار آذین، منتقد، درباره وضعیت سینمای ایران در چند سال اخیر بیان کرد:
اکنون فرهنگ و هنر و به تبع آن سینمای ایران با معضلات و مشکلات فراوانی روبه روست. این مشکلات زیربنایی و روبنایی است؛ یعنی هم ساختاری و هم اجرایی. این معضلات طی دهههای مختلف در سینمای ایران ایجاد شده و نیازمند معالجه و جراحی است!
او مهمترین ضعف سینمای ایران را در بخش مدیریتی، به دلیل نداشتن دانش و تخصص لازم برخی مدیران و دور شدن هنرمندان ارزشمند از فضای سینمای این سالها دانست و گفت: در چند سال اخیر به علت تغییراتی که در سینما صورت گرفت، شاهد ضعف محتوا و ساختار برخی فیلمها بودیم و در حقیقت نوعی انحصار در آثار سینمایی دیده میشد که موجب شد برخی هنرمندان موثر فعال نباشند.

او افزود: هرچند سینماگران خوب ملی داریم اما سینما و صنعت سینمای ملی نداریم و علت آن عدم مدیریت مناسب و تخصصی بوده است.
این منتقد انتظار خود از رییس جمهور جدید و هیات مدیران سینمایی آینده او را اینگونه شرح داد: اکنون که آقای پزشکیان، رئیس جمهور منتخب و دولت او قرار است برای کسب رضایت ملی و ایجاد اصلاحاتی مناسب در همه عرصههای فرهنگی و هنری، از جمله سینما، برنامههایی را طراحی و اجرا بکنند بهتر است این نکته را در نظر بگیرند که سینمای ایران نیاز به نوعی انقلاب فرهنگی، مدیریتی و اجرایی دارد. به نوعی ساختمان سینمای ایران به معماری و معماران نوین نیازمند است.
البته با توجه به پیشینه آقای پزشکیان و اطرافیانشان و به علت باندهای مافیایی، ممکن است نتوانند اقدام بزرگی انجام دهند اما میتوانند قدمهای موثری بردارند.
آذین با اشاره به نقطه ضعف برخی مدیریتهای پیشین که از مسیر واقع گرایی دور شده و درگیر چالشهای سیاسی بودند به دولت جدید پیشنهاد داد: از دولت جدید انتظار معجزه نمیرود اما جذب و جلب نظر اهالی سینما، استفاده از متخصصان در عرصههای مدیریتی، انجام اقداماتی موثر در جهت پاکسازی آلودگیها و پولشوییها میتواند اقدامات مفیدی برای مدیران جدید سینمایی باشد.
سال به سال دریغ از پارسال!
مینو خانی، منتقد سینما، عملکرد دولت در سینمای این سالها را چندان موفق ندانست و گفت: سال به سال دریغ از پارسال! باید منتظر باشیم ببینیم وزیر ارشاد چه کسی خواهد بود اما در وهله اول باید از بدنه فرهنگی باشد . هرچند آقای خزایی از بدنه سینمایی بودند اما بازهم اتفاقات ناخوشایندی در آن دوره نیز افتاد. البته فکر میکنم دوره مدیریتی مرحوم داد بسیار درخشان بود.

او با اشاره به امیدوار کننده بودن نسبی جشنواره 1401 بیان کرد: هرچند بعد از آن سال دورههای بعدی ناموفق بودند اما امیدواریم ریاست جدید سینمایی از بدنه سینمایی باشد و بتواند دورهای درخشان همچون دهه 60 و 70 شمسی رقم بزند. مدیریت سینمای آینده باید به دست کسی باشد که بتواند بدنه درخشان سینمای ایران را مجددا به عرصه فعالیت بازگرداند و از آنها برای انتقال تجربههای ارزشمندشان حمایت کند.
نسل Z را به رسمیت بشناسید!
پویان عسگری، منتقد سینما، در ارتباط با شرایط فعلی سینمای ایران گفت: از سال 1401 شاهد شکلی از یک شورش یا جنبش فرهنگی بودیم و میتوان گفت عملا بخشهای زیادی از فرهنگ در ایران قفل شده است که باید راهی برای گشایش فرهنگی یافت.
او در ادامه گفت: البته تحلیل این موقعیت بسیار پیچیده و لایه لایه است. یعنی ابتدا لازم است دولت جدید به سمت تامین امنیت کاری برای اهالی سینما حرکت کند. چرا که حداقل در دوسال اخیر شغل اهالی سینما در معرض خطر قرار گرفته است و فکر میکنم باید یک آشتی بین اهالی فرهنگ و سیستم اتفاق بیفتد. این سیستم میتواند دولت و یا حکومت باشد.
البته این تنها یکی از چالشها است یک چالش دیگر میتواند این باشد که ما در سال 1403 طبیعتا مسایل و دغدغهها با دهههای پیشین بسیار متفاوت است. ما در این دهه با نسل زد مواجه هستیم که بخش زیادی از علایق و سرگرمیهای آنها را سیستم به رسمیت نمیشناسد. اگر در یک معادله فرهنگی بخواهم مثال بزنم، موسیقی هیپهاپ یکی از علایق این نسل است. اما سیستم چه اقدامی در این زمینه کرده است. پذیرش سیستم در سه دهه اخیر در ارتباط با فرهنگ درست نبوده است. مواجهه ناقص با امور جدید فرهنگی از سر ترس اتفاق خوبی نیست. دولت جدید باید در جهت آشتی هنرمندان با سینما تلاش کند.

او درباره مشکلات سینمای فعلی گفت: مسائل سینمای ایران فرای دولتهاست و بیشتر حاکمیتی محسوب میشود. یعنی تا سیستم تصمیم نگیرد که وجوه و موقعیتهای جدید فرهنگی را به رسمیت بشناسد، تغییری رخ نمیدهد. البته این به رسمیت شناختن با توجه به اکوسیستم بومی کشور میتواند باشد و به این معنا نیست که مدرنیست سنت ما را از بین ببرد اما باید این نگرهای جدید فرهنگی به رسمیت شناخته شود.
این منتقد در ارتباط با اولویت اول مدیران جدید سینمایی بیان کرد: من فکر میکنم فرهنگ تابعی از اجتماع است و از هم تاثیر میگیرند. تجربههای دهه 90 این را ثابت کرد که مسایل اجتماعی باید حل شود. وضعیت اجتماعی ما بلاتکلیف است و به تبع آن وضعیت سینمای ما نیز بلاتکلیف است.
نویسنده: سیده فاطمه صادقی