جستجو در سایت

1402/04/28 00:00

معجزه در قاب تصویر

معجزه در قاب تصویر

  

دانکرک، Dunkirk


کارگردان: کریستوفر نولان، فیلمنامه: کریستوفر نولان، مدیر فیلمبرداری: هویت ون هویتما، تدوین: لی اسمیت، موسیقی: هانس زیمر، بازیگران: تام هاردی(فاریر)، مارک رایلنس(آقای داوسون)، فیون وایتهد(تامی)، جک لودن(کالینز)، هری استایلز(آلکس)، محصول: آمریکا، انگلیس، فرانسه، هلند، 2017، 106 دقیقه.


سال 1940 پس از سقوط فرانسه نیروهای متفقین در دانکرک محاصره شده اند. شهر در حال سقوط است و بیش 400 هزار نفر باید سریع تخلیه شوند. اتفاقی که با توجه به حمله های نیروهای آلمانی غیر ممکن به نظر می رسد. یک شکست بزرگ و فاجعه ایی انسانی در حال شکل گرفتن است.


معجزه در قاب تصویر


«دانکرک» زمان کافی برای هیچ شخصیتی ندارد، اثری بدون شخصیت اصلی با موسیقی وهم انگیز که ترس در فضایی بسته، و اضطرابِ محصور شدن همراه با ناامیدی را، با سه روایت موازی در سه بازده زمانی مختلف، در سه مکان، که در زمان های مشخصی به یکدیگر گره می خورند. با تصاویرِ شاعرانه ی برگ هایی که از آسمان فرود می آیند و سربازانی خسته، ناامید و درمانده که برای زنده ماندن تلاش می کنند را مانند شاعرانه ایی خیال انگیز ترسیم می کند. ترس، ناامیدی، اضطراب، استیصال، امید و شکوه در قاب هایی استثنایی که مانند فریم های عکاسی با دقت و وسواس کنار یکدیگر چیده شده اند و تدوینی عالی که از سبک روایی داستانی «یوسا» پیروی می کند. اثری به یاد ماندنی درباره جنگ را به نمایش گذاشته است. بی شک «نجات سرباز رایان» و پیاده شدن سربازان در ساحل اوماها یکی از به یاد ماندنی ترین صحنه های جنگی است که تا امروز به تصویر کشیده شده اما «نولان» به خوبی توانسته ترس و ناامیدی در فضایی بسته و محصور را به شکل شاعرانه ایی با سربازانی ناامید و به صف ایستاده؛ به انتظار پیدا شدن نقطه ایی در افق، به امید آمدن یک کشتی برای فرار از جهنمی که تقریبا نجات از آن ناممکن است را به نمایش بگذارد. در روزهای سختِ جنگ همه چیز برای رخ دادنِ یک فاجعه آماده است. پس از سقوط فرانسه و عقب نشینی، همه در دانکرک محاصره شده اند. لحظه به لحظه صدای انفجار و بمباران حتی دریا را برای کشتی هایی که برای نجات سربازان می آیند ناممکن کرده است. تصویر کف های دریا که تا ساحل کشیده شده اند مانند عاشقانه های «نرودا» سرشار از تخیلی است که امیدی در آن به چشم نمی خورد. سه سرباز جوان که هر یک بر حسب اتفاقی زندگیش با دیگری گره خورده، کنار ساحل ناامیدانه پس از فرار از یک کشتی در حالِ غرق، مانند غریقی رسیده بر ساحل که از پشت سرشان صدای گلوله های آلمانی ها قطع نمی شود، هیچ امیدی به رهایی و زنده ماندن ندارند. داستان از سه روایت تشکیل شده که به صورت موازی با یکدیگر روایت می شوند. سه روایت از نا امیدی، امید، فداکاری و افتخار که به صورت موازی یکی در ساحل، دیگری در دریا، در قایقی که توسط پدر و پسری هدایت می شود و سومی در آسمان درباره دو هواپیما که قرار است فشار آلمان ها, که همه را زمین گیر کرده اند کم کنند در زمان های مختلفی به هم گره می خورند. «نولان» که نویسنده و کارگردان «دانکرک» است از ایجاز در روایتش به شکلی شاعرانه استفاده کرده و تصاویری تخیلی و زیبا را مانند برگ های اخطاری که از آسمان فرود می آیند یا کف هایی که به ساحل آورده می شوند، در زمانی کم، جنگ، ویرانی، ناامیدی و امید را ترسیم می کند. مگر می شود از جهنم دانکرک فرار کرد؟ وقتی ساحل گلوله باران می شود و در دریا کشتی ها غرق می شوند. نه ماندن برای زنده ماندن امیدوار کننده است نه رفتن به دریا، و همه برای زنده ماندن در استیصال و درماندگی به هر تکه چوبی برای زنده ماندن می آویزند. ولی همچنان ناامیدی را می توان از ترس پسری که روی عرشه می ایستد و در سکوت، غمگینانه شبانه دریا را به نظاره می ایستد، احساس کرد. میل به زنده ماندن در شرایط بحران به گونه ایی انسان را در خود مچاله کرده که حتی میان جبهه متفقین هم افراد شروع به خودی و غیر خودی کرده اند و مرزبندی برای زندگی در غریزی ترین شکل ممکن انسان را وادار به انجام کارهایی می کند که تمام مفاهیم انسانی را زیر سوال می برد. عرشه ایی که پر از سربازان ناامید است فقط سربازان انگلیسی را از جزیره ناامیدی نجات می دهد و فرانسوی باید گوشت جلوی گلوله باشند. بی رحمی جنگ به شکل غمگینانه و حقیقی احساس می شود و انسانها برای زنده ماندن حاضرند دیگری را جلوی گلوله بگذارند. «نولان» که سینمای گری مولف است دوباره روی زمین برگشته و انسانها را به شکلی روانشناختی می کاود و با قدرت تصویر تشریح می کند. مانند سربازی که جسد هم رزمش را زیر شن ها مدفون می کند و لباهایش را می پوشد تا بتواند در میان خودی ها جای گیرد. 

بهترین بخش داستان روایت مردی است که با پسرش وارد دریا می شود تا سربازان را نجات دهد. «مارک رایلنس» پس از دو همکاری با «اسپیلبرگ» در «دانکرک» مردی جا افتاده و منطقی است که تجاربش او را به درکی دقیق از زندگی رسانده است. آقای داوسون ترسِ سربازی روی بدنه ی یک کشتیِ غرق شده را, از محصور شدن در فضای بسته درک می کند. می فهمد چرا انسان ممکن است بترسد و مانند پسر نوجوانش زود قضاوت نمی کند و او را ترسو نمی داند.

تفاوت نگاه دو انسان و قضاوت هایشان در برخورد با یک اتفاق و درکِ درست از شرایط و ناامید نشدنِ کسانی مانند آقای داوسون از فاجعه دانکرک جلوگیری کرد. «دانکرک» سرود بلندی در وصف ایستادن در برابر فاشیسم تحت هر شرایط، در زمانی است که تقریبا همه ناامید شده بودند. داستان ملتی است که کنار یکدیگر ایستادند تا پرچم های فاشیسم برافراشته نشود. سربازی که پس از نابود کردن بمب افکن های آلمانی که زمین و دریا را ناامن کرده اند فاتحانه فرود می آید، و به دشمنانِ آزادی غنیمتی نمی دهد. بی شک با وجود بازگشت سربازان از دانکرک، امید توانست از فاجعه ایی انسانی جلوگیری کند، نگاه های خندان مردم و مردی ایستاده در ساحل که از اسیر شدن ترسی ندارد. اما فاتحانه می جنگد، ترسیم جنگی سخت علیه فاشسیم است. مانند بیانیه «چرچیل» «حتی اگر مجبور باشیم که در خیابان هایمان بجنگیم؛ می ایستیم». «دانکرک» اگر رمان می شد یکی از بهترین رمان های سالهای اخیر ادبیات بود. داستانش مانند «دو روز و یک شب» کوتاه و سرشار از ایجاز با نشانه های دقیق از مفاهیم انسانی است که به شکل روانکاوانه ایی به تصویر کشیده شده است. «دانکرک» شعر بلندی در وصف ایستادگی و عقلانیت است. 

یک کشتی کوچک که هدف تمرینی سربازان آلمانی است شاید راهی برای رهایی از جهنم باشد اما باید کسی فدا شود. انسانها برای فدا کردن دیگری به خاطر سکوت یا فرانسوی بودن، ترسی از فرستادن دیگری جلو گلوله ندارند. جنگ، روزهای سختی پدید آورده و شرایط بحران تمام مفاهیم انسانی را تغییر داده است. شیلنگ آبی که با ولع برای جرعه آبی مکیده می شود و گلوله باران، یک اتفاق ساده و روزمره زندگی را به بازی مرگ و زندگی تبدیل می کند. هر چقدر روی زمین همه چیز سخت، پیچیده و طاقت فرسا است، در آسمان وضع بهتر است. روایت جنگنده ها داستان امیدواری برای ایستادن در برابر دشمن است. حتی اگر همه چیز سخت و طاقت فرسا باشد. تصاویر بسته و نماهای نزدیک صورت «تام هاردی» که با حالت چشمان و بیانِ کلمات ترس، اضطراب و امید را به نمایش می گذارد. جنگ را به شکلی بی واسطه و عریان ترسیم می کند. حرکت دوربین برای مستند کردن و حقیقی کردن اتفاقات و چیدمان تصاویر کنار یکدیگر برای بیان دقیق مفاهیم در ترسیم شرح واره ایی ساده و پر ایهام یکی از نکات برجسته «دانکرک» است. 

نولان به ایجاد احساس مصنوعی و کلیشه ایی ترس علاقه ایی ندارد برای همین بازیگرانش را در شرایطی قرار می دهد تا موقعیت ها را به شکلی واقعی از درون احساس کنند. مانند چشمان سربازی که ترس و ناامیدی، به شکلی دردناک در آنها احساس می شود. چرا باید کسی به جهنم بازگردد؟ «دانکرک» شعر بلندی در وصف امیدواری، ترس و ناامیدی است.