جستجو در سایت

1396/04/29 00:00

ترس در آبیِ بی کران

ترس در آبیِ بی کران

 از زمان عرضه فیلم آرواره‌ها که بیش از 40 سال از عمر آن می‌گذرد، ژانری در سینمای وحشت و هیجان انگیز ایجاد شد که در آن حیوانات عظیم الجثه دریایی (از تمساح تا نهنگ قاتل)، دشمن و شکارچی انسان ها بودند. آرواره‌ها که در ایران با نام آرواره‌های کوسه معروف است، جزو معدود فیلم های اقتباسی موفق از یک کتاب ادبی است که موفقیت آن منجر به ساخت یک سلسله فیلم ترسناک و دلهره آور در زمان خودش شد. ساخت این‌گونه فیلم‌ها که عمدتا به ژانر «جنگ برای بقا» معروف هستند تا به امروز نیز ادامه دارد . بعضی از این فیلم ها، راه خود را از دریا به یک غار یا فضا (مثل فیلم جاذبه و مریخی) بردند و در نگاه عموم مردم و منتقدین نیز موفق شدند و به نوعی این ژانر را به تکامل خود رساندند. موفقیت فیلم اول آرواره ها باعث نوشته شدن کتاب های دیگری از سری کتب آرواره‌ها توسط نویسندگان گوناگون شد که هیچ‌کدام نتوانستند موفق شوند». پیتر بنچلی، نویسنده کتاب اصلی از تجربه هایش در زمینه کوسه و شکار ،کتابی درباره یک کوسه سفید بزرگ که به ساحل کوچک شهر ساحلی حمله می کند و شناگران و شکارچیان را طعمه خود می سازد، نوشت. کتاب خیلی زود بعد از انتشار دستمایه ساخت یک فیلم سینمایی شد. استیون اسپیلبرگ که امروزه شهرت بسیار زیادی در هالیوود دارد در آن سال‌ها مسئولیت ساخت فیلم را برعهده گرفت. فیلمی که بعد از به نمایش در آمدنش، تا قبل از اکران جهانی جنگ ستارگان، توانست رکورد دار پرفروش‌ترین فیلم تاریخ باشد. صحنه‌های دلهره آور و هیجان انگیز کتاب به بهترین نحو ممکن به تصویر کشیده شده بودند و کوسه داخل فیلم آرواره‌ها برای تماشاگران بسیار ترسناک بود.همان گونه که گفته شد، فیلم ها و کتاب‌های دیگری از سری آرواره‌ها خلق شدند که هیچ کدام موفقیت فیلم و کتاب اصلی را تکرار نکردند. قانون نانوشته فیلم بهتر از کتاب در این سری فقط یک بار و آن نيز در سال 1975 جواب داد و اسپیلبرگ را به شهرتی جهانی رساند. بعد از آن باساخت فیلم های ویديویی، مسخره و مضحکی که از روی کوسه ها ساخته شد مثل عناوینی چون کوسه دو سر و کوسه های پرنده و... در عمل فاتحه این ژانر خوانده شده بود. این فیلم ها سبک فیلم های کوسه ای را زیر سوال برده بودند و آن را به جای ژانر وحشت به سمت فیلم های هجویه شناور می کردند.

بازگشت شکوهمند کوسه ها

روند نزول این‌گونه فیلم ها ادامه داشت تا زمانی که در سال 2016، فیلم «کم عمق» به اکران در آمد. فیلمی خوش ساخت که به نوبه ای احیا کننده فیلم های هیجانی برای بقاماندن بود و با بودجه اندک 17 میلیون دلاری خود، نزدیک به120 میلیون دلار در دنیا فروش کرد. حال بعد از گذشت یک سال، فیلم «47 متر در عمق» به پرده سینماها آمده و بار دیگر موفقیت این گونه فیلم ها را کسب کرده است. دو فیلم در دو سال پیاپی توانسته اند پرچم فیلم های کوسه ای را بالا نگه دارند! تهیه کننده و کمپانی تولید‌کننده فیلم 47 متر در عمق، در طی اقدام یک اشتباه فاحش نسخه ای از دی وی دی فیلم را به مراکز کرایه فیلم، پیش از اکران رسمی عرضه کرد که کپی آن سر از سایت هایی درآورد که شاید به فروش فیلم کمی تا قسمتی لطمه وارد کرده است ولی خوشبختانه نام این عنوان با بودجه بسیار اندک سه میلیون دلاری در جدول باکس آفیس به چشم می خورد. فیلم تاکنون بیش از 60 میلیون دلار در سرتاسر دنیا فروخته است. داستان فیلم، بسیار سرراست و ساده است. دو دختر در سواحل مکزیک به یک تور غیرقانونی می‌روند که روالی خطرناک دارد: دو نفر با تجهیزات غواصی وارد یک قفسه آهنی شده و به چند متر زیر اقیانوس بین کوسه ها فرستاده می‌شوند! قفسه آهنی از حمله در برابر کوسه ها ازافراد داخل قفس مراقبت می کند ولی ماجرا تا آنجا بیخ پیدا می کند که در یک نقص فنی زمانی که دخترها در قفس هستند، قفس از کشتی جدا شده و به قعر اقیانوس سقوط می کند. فیلم از اینجا وارد بعد هیجان انگیز خود شده و به خوبی می تواند تماشاگر را در دقایق باقی مانده میخکوب کند.

نگاهی دقیق‌تر به فیلم

خوشخبتانه دو شخصیت اصلی فیلم برخلاف معمول این سبک فیلم ها، دو آدم احمق و دست پا چلفتی نیستندكه اين یکی دیگر از نکات مثبت و قوی فیلمنامه به حساب می آید. تصمیمات خطرناک و ریسکی که کیت ،یکی از دختران داخل قفس، انجام می دهد، مو بر تن بیننده راست می کند. لیسا، دیگر دختر در قفس که دوست صمیمی کیت نیز هست از او ترسوتر است. تنها دلیلی که باعث شده لیسا وارد قفس شود، رو کم کنی یکی از دوستانش بوده و حالا بدون هیچ اطلاع درستی از عالم غواصی و دریا اسیر کوسه ها شده است. بازی هر دو نفر با اینکه بازیگران حرفه ای نیستند، خوب و قابل قبول است. موسیقی دلهره انگیز فیلم برخلاف موسیقی افتضاح تیتراژ پایانی به خوبی کار شده است و در صحنه‌هایی که باید، قلب بیننده را به تپش در می آورد. بودجه کم فیلم باعث شده که از حضور فیزیکی کوسه‌ها کمتر بهره ببریم و آن‌ها را نبینیم، اما سایه حضور آن‌ها به خوبی در تاریکی عمق اقیانوس حس می شود. لحظه‌های بسیاری در فیلم وجود دارند که بدون حضور یک کوسه، بیننده ترس از حمله آن ها را در پوست و خون خود حس می کند. مدت زمان فیلم نسبتا کوتاه است و به همین دلیل ضرباهنگ آن بسیار تند و سریع است و مخاطب را خسته نمی کند. بعضی از دیالوگ های فیلم، بسیار سطحی نوشته شده اند و انگار سر کلاس درس زیست قرائت می شوند! بعضی نکات فیلمنامه نیز برای مخاطب قابل پذیرش نیستند. مثلا اینکه چرا کیت این‌قدر اطلاعات درباره غواصی و کوسه‌ها دارد؟ یا چرا صدای رفتن قایق در اوایل گیر افتادن دخترها شنیده می شود؛ در صورتی که بعدا متوجه می شویم قایق نرفته است؟همچنین فیلمبرداری فیلم، مشکلات ریز و درشتی دارد. البته می توان این مساله را به علت اینکه کل فیلم در زیر آب می گذرد، کمی تا قسمتی از آن چشم پوشی کرد اما تدوین های بی در و پیکر سکانس ها را چه؟ این تدوین های ناگهانی گاها ضربه شدیدی به فیلم وارد می کند و باعث سردرگمی مخاطب می شود. فیلمنامه در اواخر داستان، رودستی بسیار جالب و توجیه‌پذیری به بیننده می زند که احتمالا تا مدت ها در یادتان خواهد ماند و به سببش از کارگردان متنفر خواهید شد! بیشترین نقطه التهاب فیلم بیشتر از آنکه حضور کوسه ها باشد، حس خفگی و از دست رفتن اکسیژن دو قهرمان اصلی است؛ حسی که کاملا قابل ملموس برای همه ماست. مثلا فیلمی مثل مریخی یا جذبه نیز داستان جنگیدن یک فضانورد برای حفظ بقا در فضاست و در عمل یک مساله تخیلی نیست اما برای مخاطب عادی کمتر قابل درک است. حس همذات پنداری با دو نفر که در اعماق آب و بدون اکسیژن اضافی و بدون دانستن علم غواصی، گیر کرده اند، بسیار نزدیک‌تر و ملموس‌تر است. کوسه‌های فیلم، حیواناتی هستند که در واقعیت هستند، نه چیزی فراتر و بیشتر. آن‌ها نه باهوش هستند و نه بسیار چست و چابک. کوسه هایی هستند که در اعماق دریا به دنبال طعمه هستند و هر لحظه که بتوانند به آن ها نزدیک می شوند. همه این مسائل به باورپذیر بودن فیلم کمک دوچندانی کرده است. فیلم 47 متر در عمق که با نام تجاری «در اعماق» نیز شناخته می شود، در نگاه اول یک فیلم کلیشه ای با حضور دو دختر زیبا و یک دریای زلال و چند کوسه است.فیلمی که متاسفانه در این سال‌های اخیر مشابهات آن را زياد دیده‌ايم و کاملا ناامید شده‌ایم. اما اشتباه نکنید، شاید فیلم 47 متر در عمق، یک شاهکار سینمایی نباشد و نتوان آن را مثل پدر معنوی خود یعنی آرواره‌ها صاحب سبک دانست، اما کارگردان توانسته با همین دو بازیگر و یک فیلمنامه از همه لحاظ باورپذیر، 90 دقیقه تمام بیننده را مجذوب خود کند. یکی دو صحنه به یاد ماندنی وحشتناک نيز در اواخر فیلم وجود دارد که به پاس فیلمبرداری مناسب و نورپردازی فوق العاده، بسیار دیدنی شده اند. امر نورپردازی در فیلمی که تمام مدت زیر آب و در عمق تاریک اقیانوس می‌گذرد، مساله کاملا سختی است که خوشبختانه تیم سازنده فیلم از آن سربلند و موفق بیرون آمده‌اند. بهتر است کمی از ایرادات فیلم (که در دقایق آغازین بیشتر به چشم می آیند)، چشم پوشی کنید تا بتوانید با یک اثر سرگرم کننده و دلهره آور، مدت زمانی را همراه قهرمانان وحشت زده اش در عمق اقیانوس سیر کنید.