جستجو در سایت

1396/02/01 00:00

یک اسپین آف هیجان انگیز!

یک اسپین آف هیجان انگیز!

 مجموعه فیلم های Star Wars (که در ایران به جنگ ستارگان معروف است،البته ترجمه صحیح تر آن جنگ های ستاره ای است)بی شک جز چغر و بد بدن!!!ترین مجموعه های بلاک باستری هالیوود است،مخصوصا برای عامه مردم ایران که دقیقا نمی دانند داستان فیلم از کجا شروع می شود و به کجا ختم می شود!سه گانه اول کجای کهکشان می گذرد؟سه گانه دوم قضیه اش چیست؟این وسط روگ وان دیگر از کجا سروکله اش سبز شد؟انگار دارند فیلمی را از وسط تماشا می کنند.

اما برخلاف ایران در دیگر جاهای دنیا خصوصا آمریکا شمالی جنگ ستارگان یکی از نوستالژیک ترین فیلم های عامه مردم است.در واقع مردم آمریکا با این مجموعه زندگی کرده اند و بزرگ شدند.جنگ ستارگان در زمان فرمانروایی آثار شاخص کلاسیک هالیوودی اکرانش را آغاز کرد و برای مردم تجربه هیجان انگیز سفر به دیگر کهشکان های جهان هستی را به ارمغان آورد.

سه گانه اول فیلم موفقیت چشمگیری داشت اما در سه گانه دوم شاهد افت مجموعه بودیم ولی با اکران اپیزودهفتم جنگ ستارگان:نیرو بر می خیزد درسال 2015دوباره فیلم به حال هوای کلاسیک خود بازگشت که همین امر نیز فروش باورنکردنی را برای فیلم به همراه داشت،طوری در رده سومین فیلم پرفروش جهان بعد از آواتار و تایتانیک قرار گرفت و همین مسئله باعث شد دیزنی تصمیم بگیرد سالی یک فیلم از دنیای ستارگان عرضه کند.

مجموعه فیلم های جنگ ستارگان هیچ وقت به لحاظ هنری و فلسفی فیلم های موفقی نبودند و بیشتر جنبهای نوستالژیک فیلم  مورد ستایش قرار گرفته و بعضا اکشن های دیوانه واری که در آنسوی کهکشانان ها رخ می دهد،طوری که خیلی از ما زمان تماشای فیلم ممکن است از خودمان بپرسیم که من چرا دارم این فیلمو میبینم؟!

جنگ ستارگان هیچ چیزی به ما اضافه نمی کند چون تنها وظیفه ای که دارد سرگرم کردن است که مطمئنا از عهده این یکی بر می آید.فکرش را بکنید که سوار یک سفینه شوید و به هرجایی از این دنیای بی کران که دوست دارید با سرعت نور سفر کنید!رو هر سیاره ای که می خواهید فرود بیایید و با ماشین های جنگی غول پیکر مبارزه کنید.اینها همه تجربه هیجان انگیزی است که جنگ ستارگان به ما می دهد.

مشکل ما این است که فیلم را علمی-تخیلی فرض می کنیم،درحالی که فیلم به هیچ عنوان علمی نیست و کاملا تخیلی است.فیلم مشکلاتی مانند نبود اکسیژن،جاذبه و یا حالت های غیر منتظره ای که ممکن است در دیگر سیارهای جهان رخ بدهد را به کل کنار گذاشته و درفضایی کاملا سورئال و فانتزی شروع به داستان گویی می کند.

(هشدار:از این جا به بعد بخش هایی از داستان لو می رود.)

این مقدمه طولانی را گفتم تا بدانیم با چه نوع فیلمی طرف هستیم.وقتی مجموعه ای دنیای عظیمی برای خودش طراحی می کند و به همه جزئیات آن توجه می کند می تواند منبع خوبی برای انواع پیش درآمد ها،داستان ها و دنباله ها باشد،مانند سرزمین های میانه که تالکین بزرگ خلق کردکه فقط دو تا از مجموعه های آن ارباب حلقه ها و هابیت بودند،یا دنیای نغمه ای که جرج آر.آر مارتین به وجود آورد و سریال موفق بازی تاج و تخت از روی آن ساخته شد.حال که جنگ ستارگان تمام کهکشان را در سیطره خورد دارد پس قطعا مکان های بیشماری برای گشت گذار و قصه گویی وجود دارد!

روگ وان هم قرار بود همین کار را بکند.مارا به جاهایی ببرد که دیگر اپیزود های فیلم تاحالا به آن وارد نشدند.مثلا یکی از چیزهایی که در اپیزودهای قبلی به آن اشاره نشده بود این است که نقشه ها چگونه به دست شورشی ها افتاد و دیگر مواردی که در این فیلم به آن پاسخ داده می شود.

داستان فیلم از کودکی دختری به نام جین (با بازی فلیسیتی جونز)آغاز می شود.نماهای دور فیلم واقعا خوب و زیبا هستند و کارگردان فیلم گرت ادواردز واقعا دراین زمینه عالی عمل کرده و تصاویر مجذوب کننده ای خلق کرده.اما اصل قضیه این است که ما هیچ شخصیت پردازی نمی بینیم.جین که در ابتدا به خاطر اتفاقاتی که برای پدر و مادرش افتاده نسبت به اهداف قیام دلزده است ناگهان با دیدن یک پیام هولوگرامی از پدرش متحول می شود و جانش را نیز در همین راه فدا می کند.

کاسین (دیه گو لونا) که دیگر عمق فاجعه است!شخصیتی که برای رسیدن به اهداف قیام به راحتی آدم می کشد و اما پس کمی رابطه با جین و اتفاقاتی که در حمله به سیاره ایدو رخ می دهد به این نتیجه می رسد که هدف وسیله را توجیه نمی کند،به راه راست هدایت شده و سر انجام نیز عاقبت به خیر می شود!!!!

البته از این جهت که قهرمانان فیلم یاغی هستند و سیاه و سفید نیستند کار سازندگان فیلم قابل تحسین است ولی باز هم با پایان کلیشه ای که نیروهای شورشی رقم می زنند این ایده نیز چندان به چشم نمی آید.

دیگر شخصیت های فیلم هم تعریفی ندارند،بی مقدمه وارد می شوند و بی مقدمه خارج!تازه بیشترشان کلیشه های هالیوودی هستند که ما در فیلم ها بارها و بارها دیده بودیم.مثلا کماکان ما چینی کوری را میبینم(با بازی دانی ین) که آنطرف کهکشان با حرکات کونگ فو ای اش سربازان اسلحه به دست و مجهز امپراتوری را قلع و قمع می کند و... البته از حق نگذریم ربات وراج و فضول داستان خوب از آب در آمده و لحظه های فان و خوبی را خلق می کند.

فیلم از جنبه های نوستالژیک زیادی بهره می برد که صرفا برای درآمد بیشتر به فیلم اضافه شدند و بود نبودشان هیچ خللی در داستان ایجاد نمی کند.از وجود بی هدف تارکین بگیرید تا سکانس های کوتاه و بی ربط ربات های خاطره انگیز مجموعه های قبل.

فیلم اساسا قرار بود مجموعه ای تیره و تار باشد و انصافا در زمینه نماها نیز از عهده این وظیفه به خوبی بر می آید.سکانس های نابودی سیاره ها واقعا وحشتناک هستندولی در زمینه داستان عملا هیچ چیزی به ما نمی دهد و فقط فقط تکرار مکررات است.سال 2016 سال زیاد خوبی برای بلاک باستر های هالیوودی نبود اما روگ وان خوشبختانه در زمینه سرگرم کننده بودن یک سر گردن از سایر رقبایش بالاتر است و تا آخر  کسانی را که فیلم را برای سرگرم شدن تماشا می کنند با خود همراه می کند.