شناور شدن در خاطرات گذشته

انیمه خانهی شناور درباره هویت و کودکی شناور ما در جهان پسامدرن امروز است. ریشههای رو به ویرانی ماست. صرف فعل بودن است در این تسریع رو به نابودی. دربارهی خاطرات است. خانه شناور کودک درون یا بهتر بگویم معصومیت درونی نسل ماست که به ویرانی میرود.
کودکان انیمیشن نماد خاطرت گذشتهی ما، نماد زیستی که بر ما گذشته است و از ما میخواهد کمی به عقب نگاه کنیم. بیانیهای برای تمام آدم بزرگهایی که یادشان رفته کودکی چیست و تلاش برای همزیستی کنار هم است بدون جنگ و تبعیض و تعصب و.... درست مثل کودکانی که زود میبخشند.
انیمه تمام تمرکزش بر روابط انسانی است، نه روابط داستانی! آنقدر خوب مخاطب را به ژرفای احساساتانسانی میبرد که از هرگونه درگیریِ ذهنی شما با محیط، خانه، شناوربودن آن و حتی فانتزیو... جلوگیری میکند.
خانهی شناور عجول نیست،باحوصله جلو میرود. یک درام عاشقانه است و در جاهایی شاد تنه به رام_کام میزند. لحظات کمدیخوبی دارد که بیرون نمیزند. سکانسهای نفسگیر، کم ندارد و در جاهایی تنهبهتنه یک اکشن، آدرنالیتان را بالا میبرد؛شلوغ نیست و سکوت و آرامش دارد.(اکثر انیمه ها سکوت و ایستایی را چاشنی کارشان میکنند.) از ریتم نمیافتد و خستهکننده نیست. احساس دارد و قابل لمس است.
این انیمه ادای احترامی به تمام مکانهایی است که در آن زندگی کردهایم، به تمام خیابانهایی که قدم زدهایم و به روح محیطهایی که مثل مادر در پرورش ما موثر بودند،درباره خانه است؛درباره وطن! یک اثر وطن پرستانهی متفاوت و دلچسب. دربارهی فراموشی است ،درباره مخروبهها! این مکانها در دل شهرهای امروزی حکم ناهنجاری دارند. مکانهای منفی طلقی میشوند. و این همان کاربرد فضای منفی در هنر است. اگر به صورت کوانتمی به قضیه نگاه کنیم ، فضاهای خالی اطراف اتم هستند که حافظهی پنهان اتمی برای ذخیره خاطرات اشیاست؛ همان قسمت اصیل گذشته.
هنرمندان همیشه درباره هنجارها صحبت میکنند. مخروبهها، داستان دارند، خاطرات را حمل میکنند. تازمانی که وجود دارند ما را به عقب متصل نگاه میدارند. این مکانها به آدمها برای هویت داشتن چنگ میزنند و خواستار بودن هستند و ماندن. حرکت نمیکنند و ایستا هستند. بهمثال یک عکس می مانند. درست مانند دوربین پدربزرگ عمل میکنند؛ یعنی یک برخورد مستقیم و صریح با خود هستند. رفتن به مخروبه(علل خصوص که زیستی در آن داشته باشی) بازگشت به خود و اصل بودن است. سفری به اعماق چیستی خودشناسی. و این شروع ماجراجویی چندین کودک در دل دریای گذشته است.
راستی یادمان باشد که ما با یک انیمیشن(انیمه) روبهرو هستیم و نه سینمای رئالیستی؛ و بالتبع آن باید در ذهن، منطق انیمیشن را نگاه داریم. این اثر رهایی بخشی دارد، روح دارد و سبکتان میکند. البته نمیتوان از چند نقص آن اعم از شخصیت پردازیضعیف، عدم ارائه درست سینماتوگرافی، پرش از روی اتفاقات فرعی و داستان های فرعی و بعضا دیگر کارکترها به دست فراموشی سپرد .هیچ کارکتری جز دوشخصیت اصلی درام و داستان درستی یا حتی خط دیالوگ درستی ندارد.به حد نیاز دراماتیک نیست و خیلی مسائل را تمام نشده رها میکند؛ در بعضی روابط و اعمال کارکتر ها منطق روایی را رعایت نمیکندو...؛ اما آنقدر خوش ساخت است که این مسائل اصلا به چشم نمیآیند و لذت دیدن دوباره را فراهم میسازد. حس و روح این اثر چیزی است که در انیمیشن های غربی کم نظیراند و فرم، ساحتی حسی است.
در آینده از این کارگردان بیشتر خواهیم دید. از آثار پیشتر این کارگردان میـوان به پنگوئن های بزرگراه اشاره نمود؛ و حالا این کار، نوید ساخت آثاری از این دست را میدهد. در هر دوی آنها میتوان کودکان، اهمیت مسئله گذشته و خاطره، طبیعت و خطرات طبیعی، عنصر آب و روابطی مهمتر از فانتزی را دید. هردو معصومیت و حس و حال و رهایی دارند. هردو سفری برای خودشناسی را فراهم میسازند. خانهی شناور با وجود تمام ضعفهایش جذاب است، روان است، گرافیک وانیمیت خیلی خوبی دارد، فانتزیاش دلنشین است، ضرب آهنگ خوبی دارد، و با وجود تمام ضعف های فیلم نامه و پرداخت بد فرعی، دو کارکتر مرکزی خوب دارد. امیدوارم از خوانش این یاداشت لذت برده باشید.