رازی که باید بگشاییم

فیلم خانه دختر از تکاپوی مهیا شدن برای یک عروسی شروع میشود و خیلی زود وارد ماجرای اصلی میشود . ماجرایی از یک تماس و خبر فوت عروس شروع میشود . جایی که هنوز چیزی برای مخاطب روشن نیست . موضوعی که فیلم روی آن دست گذاشته در جامعه ما بسیار حساس است و شاید همین موضوع باعث شده که فیلم نتواند به درستی به بررسی تمام جوانب بپردازد و قسمت عمده قضاوت را بر عهده بیننده فیلم میگذارد . با این حال فیلم ریتم بسیار مناسب و گاهاً تندی دارد . فارغ از نتیجه گیری نهایی ، فیلم از فیلمنامه خوبی بهره میبرد که باعث میشود بیننده تا انتها با فیلم همراه باشد و شاید در طول فیلم بارها سعی دارد بیننده را به شک بیندازد که این به جذابیت فیلم بسیار کمک میکند . گویا فیلم با بیننده تعارف دارد و نمیخواهد موضوع را به درستی بیان کند و شاید بدلیل حساسیت موضوع و ممیزی ها و مشکلات توقیف فیلم نمیخواهد مسئله را کاملاً روشن برای بیننده نشان دهد ، البته این نسخه فیلم بجز کسر یک تا دو دقیقه از فیلم و افزودن صدای آهنگهای حامد همایون در فیلم تغییر فاحشی با آنچه که در جشنواره فیلم فجر 93 دیدم نداشته . اما در هر حال همین محدودیت ها باعث جذاب شدن فیلم هم شده است .
فیلم به دو قسمت تقسیم میشود قسمت اول که از ابتدای فیلم شروع شده و تا رفتن شخصیت بهار به اراک و در ایستگاه قطار به پایان میرسد . در قسمت اول فیلم سعی دارد ابهامات و سوالهایی را برای بیننده مطرح کند . ازجمله اینکه دلیل مرگ سمیرا چیست ؟ چرا پدر او سعی دارد مسئله را نادیده بگیرد . آیا منصور نقشی در مرگ سمیرا داشته ؟ آیا نگهبان خانه ارتباطی با سمیرا داشته ؟ و خیلی سوالات دیگر . اما در قسمت دوم که فلاش بک به گذشته است بسیاری از سوالات پاسخ داده میشود . فیلم روشن میکند که موضوع اصلی که برای سمیرا اتفاق افتاده و پاکدامنی او را مورد آسیب قرار داده چه بوده و همینطور بی تقصیر بودن منصور هم مشخص میشود و در جایی که نباید، فیلم تمام میشود اما گره اصلی داستان همچنان باز نمیشود و اینجاست که بیننده باید آنچه را که دیده در کنار هم قرار دهد و نتیجه گیری کند.
پارامترهای زیادی در فیلم وجود دارند که قصد دارند تقصیر کاری پدر سمیرا را در ذهن مخاطب القا کنند . ازجمله آنها این است که پدر سمیرا اجازه خوانده شدن برگ پزشکی قانونی را به منصور نمیدهد . خواهر سمیرا هم گویا از مسئله ای ناراحت است و شعر نوشته شده روی کاغذ را تغییر میدهد و بجای کلمه شکوه در شعر سروده شده سمیرا کلمه سکوت را مینویسد که شاید سکوتی است که سالها او و خواهرش در مقابل تجاوز پیش گرفته اند . جایی که منصور در ماشین میخواهد دست سمیرا را بگیرد سمیرا این اجازه را به او نمیدهد و بیان میکند که نامحرم هستیم و در سکانسی که نسبت به جشنواره فیلم فجر 93 حذف شده سمیرا به منصور میگوید که دست هیچ نامحرمی به او نخورده است که این هم میتواند دلیل دیگری بر مقصر بودن پدر باشد چرا که پدرش با او محرم است ! اما نقش خواهر سمیرا هم یکی از آن پارامتر هاست . او دختری است که به شدت از پدرش حساب میبرد و یواشکی به دوستان سمیرا ایمیل میزند و پیامک میدهد و از آنها میخواهد که او را تنها نگذارند گویی او از چیزی رنج میبرد و مشکلی دارد ! و سکانس پایانی فیلم جایی که خواهر سمیرا برای پسری که دوستش دارد از پشت ویترین دست تکان میدهد و پسر با اشاره به یک لباس عروس به اومیگوید این لباس را برایش میخرد و لبخندی که روی لب دختر میخشکد و غم او را فرا میگیرد. و این هم اشاره ای که ترس دختر از آینده و برملاشدن مشکل احتمالی دارد که خواهرش هم با آن دست به گریبان بود . و در نهایت هم خود نام فیلم هست که در ذهن بیننده مقصر بودن پدر را القا میکند .