جستجو در سایت

1394/10/16 00:00

آفرین به تدوینگر

آفرین به تدوینگر

" گس "  اولین ساخته ی کیارش اسدی زاده، قرار نیست فیلمی بی نقص باشد و این را می توان از همان تیتراژِ آغازین و تکان خوردن های بی دلیلِ دوربین فهمید. پرسیدنِ این سوال که وقتی با تکان ها هیچ مفهومِ خاصی منتقل نمی شود چرا باید دوربین را از یار وفادارش پایه، جدا کرد ؟


داستانی که باید از یک جا شروع بشود و چرا این شروع اینقدر بد است ؟ دیدنِ کودکِ کم توانِ ذهنی و جسمی ای که با سختیِ هر چه تمام تر و زیرِ لب زمزمه کنان به سمتِ اتاق پرستارش می رود تا او را در هنگام لباس عوض کردن نظاره کند، موید کدامین نکته است ؟ آیا این پیش زمینه ای برای اندیشه ی بیمارگونه ی جلال ( احسان امانی ) است که در ادامه متوجه اش می شویم ؟ و اگر اینگونه است آیا مقایسه ی کودکِ کم توانِ ذهنی با انسانی عادی توهین به آن کودک نیست که ندانسته عملی زشت انجام می دهد در حالی که جلال دانسته و آگاهانه با بد دلی به دنبالِ منشی ای مجرد است ؟ 

دیالوگ ها ضعیف اند و رویشان کار نشده است. جملاتی که اشخاص به یکدیگر می گویند ارتباطی به حرفِ طرف مقابل ندارد و آدم های فیلم برای رفع تکلیف به گونه ای تصنعی دیالوگِ خود را می گویند. سکانس اولین دیدار دکتر جلال و آقا رسول نگهبان ساختمان را به یاد بیاورید. دکتر می گوید : " چه خبر آقا رسول ؟ " و رسول در جواب می گوید : " زنده باشید ! " اتصال داستان های فیلم به هم زیباست ولی باید پرسید که این زیبایی چه هدفی را دنبال می کند. آیا لزومی دارد که تمامی این اشخاص به هم وصل شوند ؟ 

به نظر می رسد فیلم با عجله ساخته شده و این موضوع به طور واضح در شیمی درس دادن های خانومِ استاد ( شبنم مقدمی ) هویداست. وقتی که بورت را ناشیانه پُر می کند. اشتباه درس می دهد و از آنچه که در پای تابلو می نویسد مشخص است که مدرکش تقلبی ست ! اینکه در یک واکنش شیمیایی واکنش دهنده ها را باید با فلش به فرآورده ها مربوط ساخت و نه تساوی را هر فردِ دیپلمه ای می داند و اینجاست که بیننده احساس می کند به او توهین شده و می گوید : " اگر فیلم را برای بیننده ی شیمیدان نمیسازید دستِ کم آن را طوری بسازید که دادِ تماشاگرِ درس خوانده در نیاید. " شاید هم استادِ شیمیِ ما به دلیل مشغله ها و مشکلاتش تا این حد اشتباه درس می دهد و دانشجویان هم به احترامِ او سکوت کرده و اعتراضی نمی کنند !

در پایان باید گفت که تدوینِ فیلم خوب است و این را می توان از فصل " پلیس – مافیا – دکتر " به وضوح درک کرد. برداشت های کوتاه و کات خوردن های فراوان از نوعِ دورِ میزیِ  " تارانتینو " هر چند که در اینجا به جای میز روی زمین به اجرا در آمده، کیارش اسدی زاده را تدوینگر ماهری نشان می دهد...