جنگ سوم در جنگ جهانی سوم

شخصیت ضعیف و ساده ی داستان (شکیب) در فیلم "جنگ جهانی سوم" در پیچ و تاب قضای روزگار به نقشی در هیئت هیتلر تن می دهد. نقشی که به آرامی در وجود او نفوذ کرده و به واسطه ی آن در مسیر رنج ها و ناهنجاری ها، بخشی از فاجعه ی جنگ دوم جهان به نام جنگ سوم در فیلم خلق می شود.
در واقع سیرِ تحولِ شکیب از مردی آرام و بی آزار به فردی معترض و متخاصم یادآور سیرِ تحول جوکر است.
جوکر، دلقک تنها و تهی دست نیز به آرامی در مسیر ناهموار جامعه به نقشی دیگر استحاله یافته و به فردی هنجارشکن تبدیل می شود.
گرچه شعاعِ اندوه جوکر به ویژه، به علت بیماری خاصش گسترده تر از رنج شکیب است ولی هر دو در مسیر ناملایمات و در تقابل با زورگوییِ افراد قوی تر از خویش به خروش آمده و در نهایت در لباس و نقشی که برای آن بازی می کرده اند، انتقام خویش را از اطرافیان می گیرند.
و اما هر چقدر جوکر در صحنه های آخر فیلم با شکل و شمایلی دورتر از فعل پایانی خویش دیده می شود، شکیب، نزدیک ترین فعل را به نقش خود باخَلق پرده ی شام آخر ثبت می کند.
در واقع میان دو راهی خواسته و ناخواسته یِ خیر و شرّ صادقانه بگوییم، سخت است شکیب بودن وقتی در تقابل با زور ناتوان ترین باشی و آوای فروخفته ات نایی برای فریاد کشیدن نداشته باشد. آنوقت است که با تمام قوا می روی و ظالمانه در سکوت هنجارها را می شِکنی، می شِکنی و هیتلروار به نابودی می کشانی جهان اطرافت را، جهان اطرافت را و خود را...