یکی از شایستهترین آثار چند وقت اخیر

ترجمه اختصاصی سلام سینما
آخرین باری که جورج میلر فیلمی جدید به جشنواره کن ارائه داد، مکس دیوانه: جاده خشم 2015 بود که غوغایی به پا کرد. اگرچه فیلم به مانند سایر شاهکارهای هالیوود خارج از رقابت اصلی به نمایش درآمد، اما تمام نگاهها را معطوف به خودش کرد.
حالا دیگر میلر جایگاهش را میان فیلمسازان به دست آورده، حتی با ساخت اثر نامعمولی مثل سه هزار سال حسرت که در جمعه شب خارج از رقابت اصلی در کن اکران شد و به زودی در اواخر آگوست شاهد نمایش آن در سینماها خواهیم بود. سه هزار سال حسرت را نمیتوان یکی از بهترین آثار میلر دانست. درامی بیش از حد خودمانی آمیخته با جلوههایی از فانتزی که از داستان کوتاه جین در چشم بلبل نوشتهی انتونیا سوزان بیات اقتباس شده. داستان روایتگر مواجههی یک محقق ادبی به نام آلیتیا (تیلدا سوینتن) و یک جن چندهزارساله (ادریس البا) است. حاصل کار چیزی جز ویترینی از خلاقیت بصری حیرتآور میلر نیست. او با زبردستی چشمنوازی جلوههای بصری را در داستان گنجانده. اما نکته اینجا است که خود داستان، روایتگر یک داستان دیگر است، درست همینجا است که اشکالاتی در کار میلر به چشم میآید.
ملاقات آلیتیا و جین در همان هتلی در استانبول رخ میدهد که آگاتا کریستی، قتل در قطار سریعالسیر شرق را به نگارش درآورد. جین از آلیتیا میخواهد که او را آزاد کند تا در ازایش، سه آرزوی او را برآورده کند. اما آلیتیا شکاکتر از این است که به این سادگی قال قضیه را بکند. او که یک داستانشناس حرفهای است، به خوبی میداند که چنین موقعیتهایی معمولاً سرانجام خوشایندی در پی ندارند.
جین که موجودی فناناپذیر است، گاهی بیش از اندازه تمایلات انسانی از خود بروز میدهد. توأم با درخواستش از آلیتیا، به مانند شهرزاد قصهگو، داستان قرنها زندانی شدنش را بازگو میکند که در نتیجهی شهوت و طمع بوده. در همین قصهگویی است که کار فیلم میلنگد. سرگذشت جین به اندازهی کافی بیننده را درگیر نمیکند؛ اما کارگردان سرسختانه آن را ادامه میدهد.
خوشبختانه یا متأسفانه، با تصمیمگیری از قبل یا نه، این قصهگویی در 75امین جشنواره کن به طور چشمگیری سنگینی میکند. کن با جایگاهی که دارد، معمولاً پا را فراتر گذاشته و تأثیرش را به دنیای سینما محدود نمیکند. فیلمهایی که برای نمایش در این جشنواره انتخاب میشوند، معمولاً جریانساز میشوند و در سینمای آینده نمود پیدا میکنند.
علاوه بر این، در سالهای اخیر کن به محلی برای طرفداران جنبش "می تو" تبدیل شده که در آن فیلمسازان زن از تبعیضهایی که بر آنان تحمیل شده، میگویند. امسال قضیه فراتر از این هم رفت، به طوری که پیش از اکران سه هزار سال حسرت، یک فعال فرانسوی به فرش قرمز آمد و از تبعیض جسمیتی علیه زنان اوکراینی پرده برداشت.
همچنین دو روز بعد، به بهانهی اکران Feminist Riposte اعتراضاتی در حمایت از 129 زن قربانی که به دلیل زن بودن به قتل رسیده بودند، برپا شد. این رخداد درست قبل از نمایش عنکبوت مقدس ساختهی علی عباسی به وقوع پیوست. فیلم دلهرهآوری که دربارهی سعید حنایی، قاتل زنجیرهای که کارگران جسمی زن را در اوایل دهه 2000 در ایران به قتل میرساند، تولید شده.
نکته حائز اهمیت دیگر در جشنواره، ادامه یافتن اختلافات بین "نتفلیکس" و جشنواره بود. نتفلیکس به عنوان سردمدار سرویسهای پخش آنلاین، از سال 2017 هیچ فیلمی به کن نیاورده و از آن طرف جشنواره هم همچنان بر اصول سنتی سینما پافشاری میکند. این رویارویی در 75امین جشنواره که پس از دوران همهگیری برگزار شد، به شدت ملموس بود.
البته جدال بین سنت و مدرنیته آنقدر هم بیرحمانه نیست. جشنواره امسال با "تیکتاک" همکاری کرده، تیکتاک به دنبال در معرض دید گذاشتن ستارههایش و جشنواره هم به دنبال معرفی سینما به نسل جدید. ناگفته نماند ریثی پان کارگردان شناختهشدهی کامبوجی اخیراً به دلیل آنچه تلاش تیکتاک برای مداخله در تصمیمات داوران اعلام کرد، از هیئت داوران بخش فیلم کوتاه جشنواره استعفا داد. البته بعد از عقبنشینی تیکتاک او از تصمیم خود صرف نظر کرد! در هر صورت خبر گویای همه چیز بود.
از دیگر نکات بحثبرانگیز جشنواره، برخی تصمیمات محیرالعقولی بود که گرفته شد. جشنواره سهشنبه شب با فاینال کات به کارگردانی میشل آزاناویسوس کار خود را آغاز کرد. فیلمی که یک کپی درجه چندم از دارک کمدی ژاپنی one cut of the dead محسوب میشود. بهتر بود فیلم دیگری مانند تاپ گان (که در روز دوم به نمایش درآمد) به جای فاینال کات روی پرده میرفت که حرفهای بیشتری برای گفتن داشته باشد و با داشتن ستارگانی همچون تام کروز (برندهی نخل طلا) نگاههای بیشتری را به خود معطوف کند.
اما نخل طلا: از همان روزهای آغازین، نامزدهای جدی جایزه تا حدودی مشخص شدند. مثلث غم بیشترین توجهها را جلب خود کرده بود. کمدی سیاه به شدت سرگرمکنندهای که کارگردان سوئدی، روبن اوستلوند خلق کرده. اوستلوند سالها قبل با فورس ماژور به شهرت رسید و در 2017 با مربع برنده نخل طلا شد. مثلث غم داستان یک زوج مشهور مدل را بازگو میکند که به یک سفر دریایی مجلل دعوت شدهاند.
مثلث غم یکی از شایستهترین آثار چند وقت اخیر به حساب میآید. اوستلوند زبردستانه آبهای سرکش و مملو از دزدان دریایی را به تصویر کشیده. در طول فیلم صحنههایی وجود دارد که فیلم انگل (2019) را برای بیننده تداعی میکند. از معدود شاهکارهایی که زندگی ثروتمندان را به سخره گرفت.
نظر هیئت داوران امسال جشنواره راجع به اثر اوستلوند چه خواهد بود؟ باید منتظر ماند. هنوز فیلمهای زیادی به نمایش درنیامدهاند. راه درازی در پیش است!
منبع: لس آنجلس تایمز
مترجم: وحید فیض خواه
مثلث غم Tiangle of Sadness (2022)
تاریخ اکران: 7 اکتبر 2022
کارگردان: روبن اوستلوند
نویسنده: روبن اوستلوند
توزیعکننده: نئون
بازیگران: هریس دیکینسون، چارلبی دین، وودی هارلسون، دالی دی لئون، زلاتکو بوریچ، ایریس بربن، ویکی برلین، سانی ملس، هنریک دورسین، کارولینا جینینگ، هانا اولدنبرگ، الیور فورد دیویس، آماندا واکر، آروین کنعانیان
فیلمبرداری: فردریک ونزل
تدوین: روبن اوستلوند، میکل کی کارلسون
موسیقی: میکل مالتا، لزلی مینگ
خلاصه داستان: زوجی که در عرصه مدلینگ کار میکنند، در دو راهی سختی در حرفهشان قرار میگیرند. کشتی تفریحی که افراد ثروتمند را حمل میکند، دچار سانحه شده و غرق میشود. مسافران کشتی به همراه یک زوج مشهور دنیای مد در یک جزیره دورافتاده گرفتار میشوند.