جستجو در سایت

1400/10/28 00:00

این قسمت از جیغ حرف‌های زیادی برای گفتن دارد

این قسمت از جیغ حرف‌های زیادی برای گفتن دارد

ترجمه اختصاصی سلام سینما

در سال 1996 اولین فیلم جیغ با مورد نقد قرار دادن بی‌رحمانه ژانر اسلشر، افزایش کلیشه‌ها و در عین حال ارائه دید تازه‌ای نسبت به استعارات آشنا، به این ژانر جانی دوباره بخشید. بیست و شش سال بعد، پنجمین قسمت این فرنچایز که اتفاقاً نامش را جیغ گذاشته‌اند، جهان وحشت مدرن را مورد هدف قرار داده و به نقد هواداری سمی، دنباله‌های بی‌هدف و خودِ مجموعه فیلم‌های جیغ می‌پردازد. این فیلم هوشمندانه و سطح بالا از مسخره کردن وجود خود و سعی در یافتن پیچش‌ها و تغییرات داستانی کافی برای توجیه کردن خود لذت می‌برد. در نتیجه، فیلمی بدست آمده که به ظاهر جذاب است حتی با اینکه در نهایت با تغییراتی که برای حفظ تردستی مسخره کار در آن ایجاد شده، ناتمام باقی مانده است.

اگر اولین فیلم جیغ سال 1996 را دوست داشتید، حداقل از جیغ 2022 هم خوشتان خواهد آمد. این فیلم اکنون در سینماها در حال اکران بوده و بسیار قوی‌تر و بامزه‌تر از قسمت چهارم است.

کارگردانان فیلم مت بتینلی - اولپین و تایلر ژیلت آن‌قدر ناامیدانه خود را وقف آن چیزی کرده‌اند که استاد مرحوم ژانر ترسناک یعنی وس کریون در دوران جیغ به دست آورد (که آخری‌اش در سال 2011 بود) که خوشحالی‌شان از این تقلیدی که کرده‌اند مسری است. 

قبول، رنجاننده هم هست. این جیغ زیاد با جیغ کریون برابری نمی‌کند اما بتینلی - اولپین و ژیلت که به کارگردانی فیلم آماده‌ای یا نه نیز معروف‌اند، حقیقتاً اینجا آن روی کریونی خود را نشان داده‌اند. شوخی‌های سطح بالایی که با فیلم‌های اسلشر، دنباله‌های بادآورده‌شان و طرفدارانی سمی که اینها را سریع خورده و بعد تف‌شان می‌کنند می‌شود، همگی فضای تقلیدی شادی را فراهم آورده‌اند.

اکران جیغ در چهاردهم ژانویه در انگلستان و آمریکا شروع شده و آذوقه‌ای را برای طرفداران ژانر ترسناک که در حال حاضر گزینه‌های زیادی ندارند فراهم آورده است. این دنباله همان لذت‌های همیشگی مجموعه را ارائه می‌کند - از جمله بازگشت بازیگران وفادار فرنچایز یعنی کورتنی کاکس، دیوید آرکت و نو کمبل. فروش موفقیت‌آمیز این فیلم در روزهایی که اکثر استودیوها به دلیل وجود اُمیکرون اکران سینمایی ندارند تضمین‌شده به نظر می‌رسد. 

فیلم مخاطبان را به اجتماع کالیفرنیایی و آرام وودزبرو برمی‌گرداند که بار دیگر در آن زنی جوان به نام تارا (جنا اورتگا) در خانه‌اش توسط فردی با نقاب شبح و با چاقو مورد حمله قرار می‌گیرد. او به سختی جان سالم به در می‌برد و همین موضوع خواهر بزرگترش سم (ملیسا باررا) را وادار می‌کند که دوباره به شهر بازگردد. او سال‌ها پیش به دلایل پیچیده‌ای زادگاهش را ترک کرده بود. سم باید به همراه دوست‌پسرش ریچی (جک کواید) و دوستان تارا هویت قاتل را پیدا کرده و همچنین با گذشته خجالت‌آور و مرموز خود کنار بیاید.

این فیلم خود را یک "دنباله - بازسازی" می‌داند که ما را بار دیگر به وودزبرو می‌برد، جایی که شبح‌چهره اولین بار قتل‌های خود را شروع کرده و معروف شد. چهره‌های آشنایی مثل کورتنی کاکس، نو کمبل و دیوید آرکت بار دیگر حضور بهم رسانده و با چهره‌های جدیدتر فیلم، بازیگران جوانی که اعتبار و دنبال‌کننده‌های تازه‌تری دارند، به رقابت می‌پردازند.

جنی اورتگا در اینجا نقشی مشابه درو بریمور دارد. او نقش نوجوان تنها در خانه یعنی تارا را بازی می‌کند که صدای شبح‌چهره ناگهان از تلفن همراهش به گوش رسیده و از او همان سوال همیشگی‌اش را می‌پرسد: فیلم ترسناک مورد علاقه‌ات چیست؟

تارای فیلم‌بین بر خلاف کاراکتر بریمور برای جواب دادن نیاز به فکر کردن نداشته و سریع جواب می‌دهد "بابادوک" و بعد هم نظر خودش را درباره آن می‌گوید: "این فیلم توجهی فوق‌العاده بر مادری و غم دارد." تا وقتی فیلم‌های جدیدی مثل دنبال می‌کند، موروثی و جادوگر وجود دارند دیگر نامی از فیلم‌های ترسناک قدیمی برده نمی‌شود.

وس کریون چهار قسمت قبلی این مجموعه را کارگردانی کرده بود اما در سال 2015 از دنیا رفت و سازندگان فیلم آماده‌ای یا نه یعنی مت بتینلی - اولپین و تایلر ژیلت جایش را گرفتند. فیلمنامه این قسمت اثری از جیمز وندربیلت و گای بوزیک است. کارگردانان فیلم با این تصور پیش رفته‌اند که مخاطبان با جیغ اول و حتی با ژانر ترسناک معاصر آشنایی دارند (قطعاً آشنایی تماشاگر با عبارت‌هایی مثل "وحشت سطح بالا" و "دنباله - بازسازی" به درک بعضی از جوک‌های فیلمنامه کمک می‌کند). اما این دنباله حتی بیشتر از فیلم اصلی سال 1996 تفسیری بر خود است؛ نه فقط توضیح دوباره‌ای بر چگونگی نجات از یک فیلم ترسناک، بلکه شوخی درباره اینکه فرنچایزهای کپک‌گرفته تا کجا برای نگه داشتن خودشان پیش می‌روند.

متأسفانه ترس و وحشت‌های فیلم با قسمت‌های خنده‌دارش مطابقت ندارند. تارا در حال خونریزی با عجله به بیمارستان برده شده و در آنجا خواهر بزرگترش سم و دوست‌پسرش ریچی به دیدنش می‌آیند.

دیگر بازیگران نسل جوانی که به لیست مظنون‌ها اضافه می‌شوند، دوقلوها چاد و میندی (میسون گودینگ و جزمین ساووی برون) و پسر کلانتر، وس (دیلن مینت) هستند. البته حدس اینکه چه کسی چاقوکش است این بار کار آسانی است.

چنین مشاهدات واضحی گاهی کسل‌کننده می‌شوند، اما فیلمسازان اغلب با اضافه کردن لحنی شاد و جذاب از پرداختن به علایق خود سر باز می‌زنند و البته، مثل قسمت‌های قبلی، این بار هم این داستان وجود دارد که گروهی از کاراکترها دور هم جمع می‌شوند تا بفهمند کدامشان شبح‌چهره هستند. قسمت جديد تعادلمان را بهم ريخته و ما را به اين فكر می‌اندازد كه شايد متخصص وحشت، میندی، قاتل باشد - یا شايد هم قاتل، دوست صميمی تارا يعنی امبر (مايكی مديسون) است. البته همه مظنون هستند و شبح‌چهره به اندازه كافی چاقوكشی می‌كند كه نتوان از دست پشت پرده اطمینان حاصل کرد.

متأسفانه حضور دوباره آرکت، کاکس و کمبل کنار هم - که به ترتیب در نقش پلیس دوست داشتنی دویی، گیل روزنامه‌نگار و بازمانده قوی سیدنی جلوی دوربین حاضر می‌شوند - تنها بی‌روح بودن این کاراکترهای جدید را پررنگ‌تر می‌کند. به ویژه اضطراب درونی سم اصلاً جذابیت و قانع‌کنندگی ندارد - که جای تعجب دارد چرا که وحشت مدرنِ بیش از حد، استعاره‌ای از آسیب شخصی است - و مظنون‌های فیلم هم جذابیت خاصی ندارند. در نتیجه، این جیغ جدید هم از همان مشکلات همیشگی دنباله‌های ترسناک رنج می‌برد یعنی بازگشت مجدد به نقطه قوت‌های قبلی و ایجاد احساس دژاوو در بیننده که به اندازه قسمت‌های ترسناک اصلی قوی عمل نمی‌کنند.

اما با این حال هنوز هم تماشای جمع شدن تیم فرنچایز جیغ در کنار یکدیگر خالی از هیجان نیست. آرکت این بار پیرتر و داناتر به نظر می‌رسد. او نقش دویی را بازی می‌کند؛ مردی دائم‌الخمر که همش به این فکر می‌کند چرا شبح‌چهره آشنایان قاتلان اصلی را مورد هدف قرار می‌دهد و کاکس که ازدواج سابقش با آرکت دچار پیچش شده، بار دیگر به عنوان روزنامه‌نگار گیل ودرز به شهر بازمی‌گردد.

پس کمبل چه؟ او نقش سیدنی پرسکات را بازی می‌کند، استاد کمک به خود که زمانی اسمش به عنوان "آخرین دختر" در لیست کشتارهای غارتگران نوشته شده بود. سیدنی، عشق سابق یکی از چاقوکشان اصلی، سورپرایزهایی با خود به همراه دارد و آن‌قدر خوب‌اند که حیف است حین نقد گفته شوند.

این جیغ مخصوص نسل جدید است - نسلی خودآگاه و خودمسخره‌کن که بی‌پروایانه مشتاق پراکنده کردن ترکیب شیطانی خود از خوشی و تهدید هستند. این فیلم تمرکز و اندیشه‌ای عالی بر الهام قرض‌گرفته‌شده و آخرین تلاش‌ها برای رسیدن به نتیجه است. 

حالا که بحث از تلاش شد، بتینلی - اولپین و ژیلت کشت و کشتارهای زیادی را در فیلم قرار داده‌اند اما این سکانس‌ها بیش از آنکه الهام گرفته‌شده باشند، در حال رقابت‌اند (استثنایی جالب توجه، ورژنی زیرکانه از آن صحنه‌هایی است که معمولاً قبل از ورود چاقوکش‌ها می‌بینیم). حتی بازگشت سمبل فرنچایز یعنی قاتل ماسک‌زده آن هیجان و شوک قبلی را ندارد - گویا به شبح‌چهره‌اش عادت کرده‌ایم.

همین‌طور که جیغ به پایان خود نزدیک شده و هویت قاتل آشکار می‌شود، کم‌کم فیلم به اکشن - تریلری پرانرژی تبدیل شده و تعدادی از کاراکترها برای حفظ جانشان مشغول جنگیدن هستند. آشکارسازی اصلی آن‌قدرها هم جذاب نیست - و توضیحِ داده‌شده هم مخاطب را راضی نمی‌کند. اما این موضوع جلوی تفسیر فیلمسازان این اثر از دنیای واقعی را نمی‌گیرد؛ اینکه چگونه زنان هر روز با ترس از مورد تجاوز قرار گرفتن زندگی می‌کنند - یا اینکه چگونه تصمیمات خلاقانه فرنچایز توسط طرفداران متعصب و کوته‌بین آنلاین آن دیکته می‌شوند. این قسمت از جیغ به دلیل تعمقاتی که بر خود داشته حرف زیادی برای گفتن دارد، گر چه ایده‌ها و کشتارهای آن قبلاً تأثیرگذاری بیشتری داشتند.

منبع: اسکرین دیلی

مترجم: وحید فیض خواه


جیغ Scream (2022) 

تاریخ اکران: 14 ژانویه 2022

کارگردان:  مت بتینلی الپین، تایلر گیلت

نویسنده: جیمز وندربیلت، گای باسیک

توزیع‌کننده: پارامونت

بازیگران: نو کمپبل، کورتنی کاکس، دیلان مینت، جنا اورتگا، دیوید آرکت، ملیسا باررا، جک کواید، کایل گالنر، مارلی شلتون، مایکی مدیسن

فیلمبرداری: برت ژوتکویچ

تدوین: مایکل آلر

موسیقی: برایان تایلر

خلاصه داستان: داستان این فیلم 25 سال بعد از سری قتل‌های وودزبورو رخ می‌دهد. قاتلی جدید پیدا می‌شود و سیدنی پرسکات برای کشف حقیقت برمی‌گردد.