جستجو در سایت

1394/08/27 00:00

تلخ اما دوست داشتنی!

تلخ اما دوست داشتنی!

چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت، اولین ساخته وحید جلیلوند را می توان تنها اتفاق جشنواره سی و سوم دانست. این فیلم که ابتدا با نام چهارشنبه ۱۹ آبان شناخته می شد و سازندگانش هم هیچ کجا اشاره ای به چرایی این تغییر نداشتند، یکی از بهترین فیلم های جشنواره بود. فیلم، بسیار دغدغه مند و دقیق ساخته شده است.

داستان چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت، درباره آگهی یک نفر در روزنامه همشهری، برای اهدا ۳۰ میلیون تومان پول به یک نیازمند است. چند هزار نفر متقاضی و آشوبی که در محله سهروردی شمالی اتفاق می افتد، شروع تکان دهنده و جذابی برای اپیزود اول ساخته و به مرور باز شدن گره ها و چرایی آگهی و جزییات آگهی که در اپیزودهای بعدی برای مخاطب بیان می شود، فیلم را دیدنی کرده است. وحید جلیلوند که تا پیش از این، او را با صدای ماندگارش در برنامه های رادیویی و اجراهای تلویزیونی و این اواخر هنرش در بازیگری تئاتر و سینما و تلویزیون می شناختیم، در فیلم اولش، سراغ یک موضوع اجتماعی رفته است که دغدغه خودش و خیلی هاست؛ داستان را با کمک علی زرنگار و مشورت حسین مهکامنوشته و استفاده درستی هم از مشاوره های محمدحسین لطیفی در نقش تهیه کننده داشته است. اینها را اگر کنار بازی های خوب امیرآقایی، برزو ارجمند و نیکی کریمی بگذارید، با موسیقی شنیدنی کارن همایونفر، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت به یک شاهکار تبدیل می شود. جلیلوند در این فیلم، اشاره های عمیق و ریشه ای به مسئله فقر دارد و در کنارش، به درستی در اپیزود دوم (که البته به مراتب ضعیف تر از اپیزودهای قبل و بعدش است) به مقوله ازدواج و مصائب ازدواج دختری که پدر و مادرش را در زلزله بم از دست داده اما اسیر خانواده سنتی عمه اش شده، می پردازد. بازی بازیگران جوان این اپیزود، اگر چه به قوت بازیگران با تجربه اپیزودهای اول و سوم نیست اما از فضای اصلی فیلم دور نیست.

موسیقی چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت بسیار گوش‌نواز است اما مهم تر از موسیقی، فیلمنامه قدرتمند و پرکششی که حاصل فیلمنامه نویسی گروهی است، نقطه قوت فیلم است. تدوین فیلم هم فراتر از انتظار است و هنر تدوینگر در صحنه دعوایی که منجر به زندانی شدن تازه دامادِ قصه می شود، خودنمایی می کند. من به چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت، اولین فیلم وحید جلیلوند نمره ۹ از ۱۰ ، یا ۴٫۵ ستاره از ۵ ستاره می دهم.

نقطه اوج: جایی که امیر آقایی فریاد می زند: «من دردمو آگهی کردم» و چرایی انتشار آگهی عجیبش را برای همسرش توضیح می دهد، در کنار سکانس دیدنی انتخاب یک نفر از میان ده ها نیازمند که شاهرخ فروتنیان و امیر آقایی با هم بحث می کنند، از نقاط اوج فیلم است.

نقطه ناامیدکننده: کاراکتر عمه (که قهرمان اپیزود دوم در خانه او زندگی می کند) کمی دور از منطق به نظر می رسد و جا داشت که در مواجهه با مشکلِ برادرزاده، کمی مهربان تر و با لطافت بیشتری برخورد می کرد.