جستجو در سایت

1402/02/19 00:00

«سه کام حبس» دچار لکنت سینمایی و محتوایی

«سه کام حبس» دچار لکنت سینمایی و محتوایی

 در سه کام حبس، قصه به درستی آغاز می‌شود و این آغاز ظرفیت لازم را برای یک اثر قصه‌گو دارد، اما سامان سالور نمی‌تواند با بسترسازی مناسب قصه‌اش را پیش ببرد. از این جهت سه کام حبس در نوع روایتِ هیجانی‌اش به یک‌باره دچار لکنت و فیلم به ورطه دیگری پرتاب می‌شود. نسیم و مجتبی در زندگی‌شان به شدت بدهکار هستند، اما زندگی خوب و خوشی دارند. یک تصادف باعث می‌شود قصه وارد فاز دیگری شود. البته این تصادف که آغاز گره‌افکنی است دیر شکل می‌گیرد، اما پس از آن فیلم به کلیشه‌های مرسوم ژانری دچار می‌شود و بحث اصلی فیلم که مواد مخدر است، نمی‌تواند ساختار روایی را نظم ببخشد. انگار قصه دچار یک دگرگونی می‌شود که فیلمساز نسبت به آن منفعل است، به همین دلیل لخته شدن خون در مغز مجتبی و بستری شدن او و بعد دلیل تصادفش نمی‌تواند مخاطب را غافلگیر کند، چراکه الگو‌های مضمونی این اثر در راستای کلیشه‌های مرسوم است و این سبب می‌شود مخاطب از اتفاق پیش آمده جا نخورد.
از زمانی که مجتبی به بیمارستان می‌رود و موضوع آن سرپرستار و پرستار (میرهادی) را می‌بینیم، عملاً مجتبی و نسیم به حاشیه می‌روند و هدف فیلمساز از شکل‌گیری این دو کاراکتر (که بازی‌های بدی هم دارند) مشخص نیست. این دو باعث شدند موضوع اصلی فیلم کمرنگ شود. سالور قصد داشته بگوید مواد مخدر در همه نوع قشری رواج دارد، اما این بستر‌سازی به قدری کلیشه‌وار گفته می‌شود که مخاطب را پس می‌زند. فیلم ضعف‌های کلیدی دارد مثل جای خالی پلیس. در یک سکانس پلیس خانه را محاصره کرده و نسیم از خانه فرار می‌کند، بماند که تلکه کردن آن سرباز جوان از سوی نسیم چقدر نابجا و شلخته است، اما زمانی که پلیس به خانه‌ای شک دارد برای جست‌وجوی دقیق‌تر قطعاً سگ به آن خانه می‌برد، اما پلیس متوجه مواد مخدر در دبه ترشی نمی‌شود! معمولاً پلیس پس از تجسس در غیاب صاحبخانه آن خانه را پلمب می‌کند، اما در چند سکانس بعد نسیم و مجتبی فارغ از اینکه پلیس می‌تواند این خانه را زیر نظر داشته باشد به آن رفت و آمد می‌کنند. مگر می‌شود اثری درباره مواد مخدر ساخت و پلیس را از آن حذف کرد؟!
سه کام حبس بیشتر از آنکه با توجه به مضمونش نکات جدیدی را بیان کند، اسیر خرده‌پیرنگ‌هایی شده که مخاطب سردرگم می‌ماند. گذاشتن ساک در کمد خانم میرهادی توسط نسیم و رفتن او به خانه میرهادی و فهمیدن موضوع سرطان او چه نکته مهمی برای فیلم دارد؟ همین‌طور فرار مجتبی از بیمارستان چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟ هیچ. سه کام حبس نمی‌تواند اثر مهمی درباره مواد مخدر یا معضل بزرگ اجتماعی باشد، چراکه فیلم کوچکی است که حرفش را ناقص می‌زند و شاید تنها نکته مهم آن آغاز و سکانس پایانی‌اش باشد، میانه فیلم کاملاً از دست رفته است، میانه‌ای که می‌توانست به درستی و در قالبی مناسب شکل بگیرد، اما سالور در انتخاب روایتش تصمیم گرفته از التهاب بکاهد. پریناز ایزدیار در این فیلم همان همیشگی است، چیزی میان نقشش در ابدویک روز یا تابستان گرم و نکته‌ای در بازی محسن تنابنده دیده نمی‌شود. اینکه تا چه زمانی ژانر فلاکت، سیاهی و فقر می‌خواهد در سینمای ایران رواج داشته باشد، مشخص نیست. فیلم‌هایی مانند سه کام حبس نه قادر به آسیب‌شناسی اجتماعی و خانوادگی هستند و نه می‌توانند نکته‌ای را به مخاطب گوشزد کنند، به این دلیل که چنین آثاری فقط قادرند در سطح حرکت کنند، برای همین است که کارکردی در سینما ندارند. مخاطب تا چه زمانی باید ژانر مرسوم فلاکت، سیاهی و فقر را تحمل کند. سه کام حبس براساس همین شبه‌ژانر مرسوم ایرانی ساخته شده که قطعاً فراموش شدنی است.