در آخر جهان هم رقصید

جهان با من برقص،اولین فیلم بلند سروش صحت به نویسندگی ایمان صفای وخود سروش صحت است که بازیگران چون: ایمان صفای ( در نقش اصلی)،جواد عزتی، هانیه توسلی،پژمان جمشیدی، سیاوش چراغی پور و.... فیلمی است دوست داشتنی ولی خام و ضعیف.
داستان فیلم درباره مردی است به اسم جهانگیر که بعد از طلاق گرفتن از همسرش دست دختر خود را میگیرد و به طبیعت رجوع میکند جهانگیر به سرطان گرفتار میشود به قول دکترش تنها2 ماه زنده میماند برادر جهان،بهمن رفقای جهان را به خانه جهان که تولدش هم هست دعوت میکند تا اخر عمری با جهان وقت بگذرانند و در این سفر مشکلاتی به وجود می اید.....
یکی از اصلی ترین و مهم ترین اشکالی که میتوان به این فیلم وارد کرد ضعیف بودن شخصیت پردازی است به طوری که حتی کارکتر اصلی فیلم(جهانگیر) بیشتر تیپ محسوب میشود تا یک شخصیت اصلی بهتر بگویم بعد دیدن این فیلم چندسوال در ذهن شما ایجاد میشود
1 چرا جهانگیر طلاق گرفته است؟
2 چرا جهانگیر شهر خود را ول کرده و به شمال امده است؟
3 شغل جهانگیر چه بود؟
یا یک سوال کلی تر
شغل کارکتر ها جز احسان و حمید چه بود
و سوال های از این قبیل که در فیلم جوابی به انها داده نمیشود
این عدم خوب بودن در شخصیت پردازی در کارکتر های دیگر فیلم دیده میشود که نشان دهنده ضعیف بودن شخصیت پردازی در فیلم است
مورد بعدی جالب نبودن صحنه های سورئال فیلم است. صحت تلاش میکند که فیلمش رگ و ریشه اش در رئال بماند ولی اندک شاخ و برگی از فیلمش به سورئال راه پیدا بکند
و این باعث میشود که توجه به قسمت های سورئال کمتر شود و این سکانس ها خوب از اب در نیاییند.
فیلم از نظر دوربین خوب عمل میکند و حرکت دوربین دلنشین است ولی مشکلاتی هم دارد
به طور مثال سکانس اخر فیلم مراسم ختم پیمرد است ما عکسی از او میبینیم ولی از دور فیلمبردار نمایی کلوز آپ از عکس پیرمرد فوت شده به ما نمیدهد یا گه گاهی بازیگر قبل از اینکه دیالوگش را تمام کنید دوربین به جای دیگری کات میخورد نمومنه بارز این قضیه قسمت فوتبال دستی است که میتوان به ان اشاره کرد
فیلم جهان با من برقص فیلمی بود با حال و هوای یاد اور فیلم های چون گاو مهرجویی(همبستگی شدید جهانگیر با گاوش که حتی در یکی از سکانس های طویله خود جهانگیر میگوید(من و تو دقیقا مثل همیم) ) یا فیلم آگرندیسمان آنتونیونی( سکانس توپ فرضی پژمان جمشیدی) یا یکی از اصلی ترین انها سکانسی است که شبیه به نقاشی شام اخر
داوینچی فیلم برداری شده بود
اتوبوس قرمز؟
اتوبوس قرمز که در چند سکانس دیده میشود بدون اینکه به سوالی پاسخ بدهد یا تاثیری بر روند اصلی داستان بگذارد در فیلم پدیدار میشود که فقط باعث تشکیل سوال در ذهن بیننده میشود و یک خوب این دیگه چی بود در ذهن بیننده ایجاد میکند
جریان خودکشی جهان
در اواسط فیلم بعد از خودکشی ناموفق دختر جهان( علت در فیلم معلوم است) جهان دست به خودکشی میزند خودکشی ناموفق و بدون نشان دادن دلیل کافی که بیننده نمیتواند با علت خودکشی را کامل درک بکند و لمسش کند
این سکانس هم خوب از اب در نیامده
پایان غیر معقول فیلم
در طول این سفر ما شاهد یک عشق مثلثی هستیم
زنی که قبلا همسر احسان بوده پس از طلاق گرقتن از احسان با دوست احسان، فرخ ازدواج میکند دعوا و بگو مگو های شدیدی بین این شخصیت ها شکل میگیرد تا 1 ساعت و 17 دقیقه فیلم که رازی بین این 2 نفر( احسان و فرخ) به اشتراک گذاشته میشود
در سکانس اخر این 2 نفر باهم میرقصند سوال پیش می اید که ایا به همین راحتی احسانی که از فرخ متنفر بود سر یک راز گره هایشان را باهم باز میکنند؟؟؟
فیلم باز هم در جواب دادن به این سوال کم می اورد
یا راوی اخر اصلا که بود یا اینکه اخر داستان زندگی جهان چه شد زند ماند؟ مرد؟
در اخر فیلم جهان با من برقص با همه این مشکلات و مشکلاتی که گفته نشد زیبایی های خاص خودش را داشت
انتخواب دقیق لوکیشن
ساکت و ارام مثل شخصیت روحی جهان، فیلمبرداری جالب و صحنه های دلنشین این فیلم را به یکی از فیلم های منتخب جشنواره تبدیل کرد و برای مردم یک فیلمی سرشار از حس خوب بود و باعث شد تبدیل به فیلمی پر طرفدار بشود.