برای مرحوم فرج اله سلحشور

آی فیلم مدتی است که فیلم یوسف پیامبر ( ع ) را مجددا باز پخش می کند. امروز قسمت جوان شدن زلیخا در این شبکه پخش شد، زلیخا درحالی جوان شد که خالق سکانس بسیار زیبا و تاثیر گذار جوان شدن زلیخا، روی در نقاب خاک کشیده است. اکنون این روح آسمانی اوست که نظاره گر این لحظات و طبعاً نوع نگاه ما به اثر و صاحب اثری است که اکنون در میان ما حضور ندارد.
حال که سلشحور از میان ما رفته است و مخالف و موافق وی نیز به این باور رسیده اند که دیگر سلحشوری وجود ندارد، نمایش مجدد یوسف (ع) فرصتی را فراهم می آورد تا در یک فضای آرام و دور از التهابات موجود در زمان حضور آن مرحوم، به نکاتی چند اشاره شود:
مردم ایران در طول تاریخ، به تنها صفتی که مشهور نبوده اند " نمک نشناسی" بوده است. آنها حتی از مخالفین خود، در گذر زمان به نیکی یاد کرده اند، ولی در عین حال بر بزرگی، عظمت و سربلندی کشور خود تاکید داشته و آن را ارج نهاده اند.
نویسنده اعتقادی با بسیاری از دیدگاه های سیاسی، گروهی و نوع برخورد آن مرحوم با مسائل مبتلابه جامعه نداشته است، این احتمالاً نظر بسیاری از خواص و عوام نیز بوده است، اما آیا سیاسی شدن برخورد با مقوله های اجتماعی، هنری، علمی، فرهنگی و با شخصیت های فعال در این عرصه ها، این اجازه را به ما می دهد که همه جوانب زندگی، شخصیت و هنر و .... آنان را زیر سوال ببریم؟
سیاسی شدن هنر و تقسیم بندی های رایج در جامعه که حتی به درون خانواده ها و دوست و فامیل نیز کشیده است، بتدریج تبعات منفی و غیر انسانی خود را بیشتر بر ملا می کند و جبهه بندی های موجود، دست اندرکاران و عوامل عرصه های مختلف علمی، فرهنگی، هنری، اجتماعی و .... را به دو قطب طرفدار دیدگاه های نظام و مخالف آن تقسیم می کند که نه تنها شایسته جامعه ما نیست، بلکه شباهت زیادی نیز با سیاست های استعمار، برای تفرقه افکنی در میان ملل مختلف دارد که خود قابل توجه و تعمق است.
در چنین فضائی است که شخصیت های بزرگی که نیازی به نام بردن از آنها در اینجا نیست و در همین چند روز اخیر نیز شاهد اظهاراتی از سوی برخی از آنان بوده ایم، مرتب فریاد می زنند که ما طرفدار این و آن نبوده و اصولاً سیاسی نیستیم. چرا که تبعات امر را برای خود بسیار سنگین می دانند. تبعاتی که قبلاً بر سر تعدادی از هنرمندان آمد و نتیجه را همگان شاهد بودند.
ما همه مسلمان هستیم و به ایران تعلق داریم، ایران کشور ما است، همانگونه که، کشورهمان هائی است که به هر دلیلی از ایران رفتند و همینطور آنهائی که در اینجا در کشور خود غریب باقی ماندند.
زندگی در غربت، برای مخالف و موافق به یک اندازه درد آور است. همین که تو را تافته جدا بافته از دیگران بدانند، غریب خواهی شد، حال چه در داخل کشور خودت باشی و چه در خارج از آن. امری که با شان و کرامت انسانی در تضاد است.
مخالفین سلحشورمعتقدند، هنرمند باید حرف دلش را بزند، عقاید خود را بدون ترس و واهمه بیان کند و با شجاعت و پایداری، پای گفته های خود بیایستد. از دید آنان، چنین فردی شایسته تکریم و احترام است. اما وقتی پای عمل فرا می رسد، یکطرفه به قاضی رفته و بر این باور قرار میگیرند که تنها هنرمندی متعهد و شجاع است که دیدگاه هائی مخالف با جریان حاکم بیان داشته و در مقابل آن بیایستد. این یک پارادوکس بزرگ و بدون پاسخ از سوی آنها ست.
سلحشور این جرئت و جسارت را داشت که خود را طرفدار قشری از جامعه معرفی و برعقایدی استوارباشد که بسیاری نه تنها آن را نمی پسندند، بلکه حتی از آن گریزانند. این خود فروختگی و خودنمائی سیاسی و عقیدتی و .... نیست، این همان روح آزاد اندیشی و استواری درعقیده و مرام سیاسی و دینی است که از سوی هر کسی، با هر دین و آئینی که باشد، باید ارج نهاده شود، مگر روش و اقدام سالار شهیدان غیراز این بوده است؟ (إن الحياة عقيدة وجهاد )، مگر چگوارا غیر از این عمل کرد؟ آیا بابی ساندز یادمان رفته است که خیابانی نیز در تهران به نامش شد، و ..... سلحشور فیلم و یا سریالی نساخت که صرفاً به مذاق این و آن خوش آمده باشد. او بر اساس تعهد و اعتقاد شخصی، آثاری از خود بر جای گذاشت که ده ها سال دیگر نیز به نمایش درخواهند آمد و مایه سعادت و خوشبختی او، اگر اعتقاد به جهان باقی داشته باشیم، خواهند شد.
او هنر خود را صرف آویزان کردن هیچ قلاده ای نکرد، جبهه و جنگ را به بازی نگرفت، به رای و نظر مردم بی احترامی ننمود و لودگی و مسخرگی را سرلوحه آثار خود قرار نداد. سلحشور مفاهیم آسمانی را در قالب داستان های قرآنی، به زیبائی و شکوه هر چه تمامتر به تصویر کشید و آنها را از خود به یادگارگذاشت.
شبکه های اجتماعی نبض جامعه امروز ایران اند. تبریک و تسلیت بمناسبت، مناسبت های خاص به عمد و غیرعمد فراموش شده و ایام تولد و مرگ شخصیت های سیاسی، علمی و فرهنگی و .... جایگاه خاصی را میان پیام های مردم کشورمان در این شبکه ها باز کرده اند، باید مطمئن بود که مردم قدر شناس ما در سالگرد فوت این فرزند هنرمند خود نیز، با یادآوری آثار ماندگار وی، او را فراموش نخواهند کرد و یادش را گرامی خواهند داشت.