نقد فیلم فروشنده

آقا اجازه؟آدما چجوری گاو میشن؟
-به مرور
اوایل فیلم این دیالوگ بین عماد(شهاب حسینی) و یکی از دانش آموزاش رد و بدل میشه.
بقیه داستان خیلی روی این دیالوگ پیش رفت.یه جورایی داشت گاو شدن عماد و نشونمون میداد.یه معلم خونسرد و دوست داشتنی ، یه آدم فرهنگی و مثبت که به مرور عوض میشه.
این فیلم با بقیه فیلم های فرهادی فرق داشت ، توی تمام فیلمای فرهادی نقش منفی وجود نداشت ، ولی توی این فیلم هر چقدر هم که بخوایم اون پیرمرد و نقش منفی ندونیم نمیشه ، این فیلم یه نقش منفی بزرگ داشت ، کسی که عماد و عوض کرد.
فرهادی توی این فیلم هم نشون داد تصمیمایی که تو یه لحظه گرفته میشه چقد میتونه تاثیر گذار باشه ، پیرمردی که یه لحظه به گفته ی خودش وسوسه شد و کنترل خودشو از دست داد و با این کارش زندگی عماد و رعنا(ترانه علیدوستی) رو کاملا عوض کرد ، با اینکه پیرمرد میدونست اون زن در حمام نیست باز هم نتونست جلوی خودشو بگیره ، همونطور که توی فیلم جدایی نادر(پیمان معادی) با اینکه میدونست راضیه(ساره بیات) حامله اس ، در لحظه کنترل خودشو از دست داد و نتونست عصبانیتش و کنترل کنه.
توی این فیلم برعکس فیلمای قبلی فرهادی خیلیا نمیتونن رفتارای عماد و درک کنن و باهاش همزاد پنداری کنن.
به نظرم این فیلم ضعیف ترین فیلم فرهادی بود ، این اصلا به این معنی نیست که فیلم فروشنده فیلم خوبی نبود ، ولی بین فیلمای خودش ضعیف بود.
شعار های اخلاقی بزرگ وسط فیلم برای من قابل هضم نبود ، فیلم خیلی به بازی بازیگرا تکیه داشت خصوصا بازی شهاب حسینی ، که البته بازی ها خیلی خوب بود.
نکته جالب فیلم این بود که نشون میداد هرکس به سهم خودش عوض میشه.
آخر فیلم که نشون داد عماد خودشو گم کرده و داره از خط قرمزای خودش رد میشه و گاو شده بود ، یه بار از عصبانیت توی صورت پیرمرد زد و بلافاصله گریه کرد و از خودش ناراحت شد.همون لحظه همه تماشاچیای سالن یه نفس راحت کشیدن که بالاخره عماد انتقام خودشو گرفت.همین نشون میداد با وجود اینکه عماد گاو شده بازم از نظر اخلاقی از خیلیا که حتی توی این شرایطم نیستن جلوتره ، مثل همسایه ای که میگفت باید آفتابه گردن این آدما بندازن بچرخوننشون دور شهر ، یا همسایه دیگه ای که میگفت اینو تحویل من بدین حساب دارم باهاش.
رعنا با وجود اینکه این اتفاق براش افتاده بود پیر مرد و بخشیده بود و نمیخواست ازش انتقام بگیره ولی عماد نمیتونست و میخواست ازش انتقام بگیره.
توی فیلم به ما نشون داد که ما زود قضاوت میکنیم ، وقتی عماد وانت و پیدا کرد و دید صاحبش مجیده همه تماشاچیا داشتن زیر لب به مجید فحش میدادن ولی چند دقیقه بعد معلوم شد که اون شخص مجید نبوده و پدر زن مجید بوده.
فیلم با نگاه مات و مبهوت عماد و نگاه عصبانی رعنا تموم شد ، عمادی که باورش نمیشد تونسته انقدر عوض شه و خودش مات بود و رعنایی که عصبانی بود که عماد اینقدر عوض شده.
فیلم نشون میداد آدما با یه اتفاق و به راحتی عوض میشن
آقا اجازه؟آدما چجوری گاو میشن؟
-به مرور