«آکتور» یک ادای دین جذاب به تئاتر و سینما

آکتور اولین سریال نیما جاویدی میتواند از بهترینهای شبکه نمایش خانگی باشد، از آنجا که جاویدی در دومین فیلم سینماییاش یعنی سرخپوست توانست از عناصر مهمِ سینمایی کمک بگیرد و اثری قابل تحسین بسازد در آکتور هم همان مسیر را ادامه داده، البته با چگالی بیشتر، از همان نمای اول دوربین جایی قرار میگیرد و نوید این را میدهد که قرار است با شکل جدیدی از سریالسازی مواجه شویم. دقیقاً این اتفاق هم رخ میدهد، البته که آکتور با دراماتیک بودن جهان روایتش میان نمایش و سینما در تعلیق قرار گرفته و این میتواند بستر متقاعدکنندهای برای فضاسازی داستان باشد، از همین حیث این احتمال وجود دارد که مخاطب عام کمی با فضای سریال مشکل داشته باشد و فکر کند که ریتم سریال کُند و غیرقابل تحمل است، اما از قسمت سوم تا ششم داستان با تعلیقهای ریزبینانه شکل میگیرد.
حالا علی و مرتضی به عنوان شیفتگان نمایش و بازیگری باید برای امرار معاش کارهایی را انجام بدهند که ربط مهمی به علاقه آنها دارد، جاویدی به عنوان نویسنده و کارگردان تلاش کرده بحرانهای کوچک، اما مرتبط به فضای کلی داستان را با گونهای نمایشی و سینمایی منطبق کند؛ بنابراین جاویدی انگار میخواهد با ادای دین به تئاتر و سینما سریالش را جلو ببرد.
تاکنون هشت قسمت از این سریال پخش شده و در این هشت قسمت اگرچه روند اصلی داستان کمی کُند به نظر میرسد، اما توانسته علی و مرتضی را به درستی معرفی کند و این کُند بودن جزئی از فرم سریال است که از فیلمنامه میآید، از سوی دیگر نکتهای که در آکتور جلب توجه میکند فضاسازی است.
فضاسازی نمایشی، چیدمان نما که باعث شکلگیری فضای کلی شده و میزانسنی که جاویدی برای سریالش تدارک دیده میتواند برای اولین بار باشد.
این را که آکتور در ادامه چگونه میشود نمیدانم، اما تلاش جاویدی برای رسیدن به فرم و اجرای تکنیکال در آکتور جواب داده است. البته که به نظر میرسد جاویدی به عنوان نویسنده اثر در همان بخش نوشتاری به فرم مورد نظر رسیده است، به طوری که انگار حتی میزانسنها یا انتخاب لنز مورد نظر در فیلمنامه شکل گرفته شده و معلوم است جاویدی تلاشی برای باورپذیر شدن جهان سریالش کرده که در بعضی از مقاطع سریال سوررئال جلو میرود که البته آن را کنترل میکند تا به درام و جزئیات درهم رفته که دلیل گرهافکنی است، آسیب نرسد.
آکتور از رشتههای به هم متصل ساخته شده برای همین چیدمان قصه و رخدادها اساساً میتواند برای مخاطب با جذابیت همراه باشد حتی برای مخاطب عام سکانس سهنفره مرتضی، علی و آلما در مطب دکتر میتواند مهمترین بخش این سریال باشد که مشخص است جاویدی با انسجام و هدف خاص آن سکانس را نوشته و کارگردانی کرده به همین دلیل بازیها باورپذیر هستند. حتی سکانس خانه مادر علی هم بهشدت ملموس است که آن تعلیق و جا خوردن مخاطب بهدرستی شکل میگیرد.
آکتور در فضاسازی و پیوند سیال ذهن و واقعیت خلاصه میشود. سکانسهای خانه سالمندان را به یاد بیاورید، فضاسازی و ایجاد گرههای پیدر پی و چیدمان روایت انتخاب بازیگران از مهمترین نکات مثبت این سریال محسوب میشود.
در این هشت قسمت مشخص است که جاویدی تلاش برای بازیگیری کرده که بازیها در یک سطح مشخصی هماهنگ است، حتی نابازیگران هم منطبق با شرایط کلی سریال و هماهنگ با بازیگران اصلی ایفای نقش میکنند و چه جالب که جاویدی در آکتور توانسته با گونههای متنوع نگاهی به قشر ضعیف و غنی جامعه بیندازد، در شمایل کلی آنچه در این هشت قسمت توانسته مخاطب را همراه خود کند اجرای مناسب و قالب معمایی است که باعث جذابیت سروشکل آکتور شده است.