بدون قاب ولی زیبا

آلخاندرو اینیاریتو،شاید بابل اولین چیزی باشد که با شنیدن نام اینیاریتو به ذهنتان برسد،ولی این بار نه
نه خبری از برد پیت با موهای طلایی و نه خبر از یک فیلنامه چند قسمتی با لوکیشین های مختلف است
قطعا از آلخاندرو اینیاریتو انتظار یک اثر پست مدرن با فلسفه ای سنگین رو نداریم،بلکه یک فیلم با فیلمبرداری خیره کننده و فیلمنامه ای غیر معقول هم کفایت میکند.
مرد پرنده را میتوان به عنوان شناسنامه اینیاریتو قبول کرد،فیلمی بسیار غیرمنتظره،همان سکانس اول شمارا در جریان میگذارد که آماده صحنه های عجیب غریب باشید!!!
برای من هم عجیب بود که یک مرد میانسال با بدن نیمه برهنه رو در ارتفاع نیم متری معلق از سطح زمین در حال یوگا اون هم برای سکانس آغازین فیلم تماشا کنم
اما ایندفعه فرق دارد،زود قضاوت نکنید!!!
*چند نکته جالب*
_فیلم هیچ کات مقطعی ندارد
_در ژانر خاصی قرار نمیگیرد
_موزیک متن ساده متشکل از درام ست ترکیب جالبی بوجود آورده بود
در آغاز هیچ پارامتری برای علاقه و همدردی با ریگان(بازیگر مرد نقش اول)پیدا نمیکنید.رفتار غیر اخلاقی و پرخاشگرانه او همه را عصبانی میکند
ولی در اواسط فیلم بعد از شنیدن سرگذشت او و مقایسه با وضعیت حال به صورت خودکار دلتان میسوزد و او را به عنوان فردی میانسال با مشکلات متعدد قبول میکنید.
فیلم پس از استفاده مواد مخدر توسط ریگان وارد بخشی جدید میشود،مشکلات او رفع و زندگی او روی غلطک می افتد،همه چیز درست میشود.
سر انجام ریگان با شلیک به بینی خود روی صحنه برادوی همه چیز را تمام میکند.
فیلم پر از دیالوگ های تک نفره و دونفره جذاب است.چه گفت و گوی ریگان با موجود خیالی درون ذهنش و چه مباحثه های رکیک که بین بازیگران تئاتر شکل میگیرد،همه چیز دست به دست هم میدهد تا فیلم متفاوت تر از همیشه جلوه کند.
در پایان خیلی علاقه داشتم که سال 2014این فیلم به جز 4 اسکاری که موفق به دریافت شد اسکار بهترین فیلم عجیب غریب به کارگردانی اینیارییتو را میبرد(ارزششو داشت)