جستجو در سایت

1395/11/23 00:00

یه تریلر سیاسی حساب شده و تاثیرگذار ، تریلری که جرأت پلک زدن رو از بیننده میگیرد

یه تریلر سیاسی حساب شده و تاثیرگذار ، تریلری که جرأت پلک زدن رو از بیننده میگیرد

فیلم با اطلاعاتی از وضعیت سیاسی ایران به بعد از برکناری بنی صدر ، پیوستنش به سازمان مجاهدین خلق ، دو جناحی شدن موافقان رجایی و موافقان بنی صدر بصورت گزارشی مختصر و مشخص آغاز میگردد. این گزارش به بیننده ای که حتی دانش زیادی از وضعیت سیاسی ایران ندارد اطلاع میدهد در این وضعیت شرایط دو قطبی بر کشور حاکم است. سکانس تاثیر گذار ابتدایی فیلم که بصورت دقیق سعی بر ان دارد تا مخاطب در دل شرایط سیاسی اجتماعی کشور قرار بگیرد با پسری کلاه پوش روبرو هستیم که در کنار ایستاده و دارد از اعتراضات و تجمع دو گروه مشخص عکس میگیرد ، دوربین معلق گونه حریانات را دنبال میکند مثل دو چشم که دارد بطور نامنظم تصاویر رو ثبت کرده و با شنیدن هر صدایی ناخوداگاه به سمت ان روانه میشود. دختری جوان روی اتومبیل دارد بیانیه سازمان مجاهدین خلق را میخواند در این بیانیه مشخصا از اعتراض علنی سازمان مجاهدین که سعی بر تشویش اذهان عمومی و تحریک مردم در جهت اغتشاش و شورش دارد دنبال میشود . ناخوداگاه براساس حضور افراد مخالف شورش شدت بیشتری گرفته و باه اتیش گرفتن یه تاکسی پایان میپذیرد. هنر کارگردان در سکانس ابتدایی فیلم مشخص و مبرهن است ، کاملا حال و هوای اجتماعی و سیاسی ایران در فیلم در این سکانس بیننده رو میرباید و تصاویر بی بدیل ، تاثیرگذار و مشخص باعث میشود مخاطب به دل اون فضا کشیده شود. فیلم با یه کات مشخص به راهرویی میرود که در انجا احمد مهران فر با صدا زدن فردی دیگر همراه میشوند تا پیرامون واقعه رخ داده حرف بزنند حرفهایی که بوی بحث امنیت را میدهد و با مواجه شدن دو فردی که خودشون را با اسم مسعود بهم معرفی میکنند. یکی از ان دو میگوید تو واقعا مسعودی؟ طرف مقابل با تعجب از جواب دادن طفره رفته ولی اون در جواب میگوید ولی من اسم واقعیم مسعود !! این دیالوگ رد و بدل شده نشان میده که شما با فضای اطلاعاتی امنیتی روبرو هستیم و فضایی که نام ها مهمن !! شناسایی نشدن ، مرموز بودن و گمنام بودن امری بسیار حیاتی و ضروری است. استفاده از دوربین لانگ کمک میکند تا مخاطب مثل یه بیننده شاهد صحبت آنها باشد گویی خود شما در این راهرو قرار داری و میدونی در چقدر موقعیتی قرار داری .... فیلم با بازجویی از یکی از دانشجویان یزدی دانشگاه که دست بر قضا با بازجو همکلاسی دانشگاه بوده ادامه می یابد. در این سکانس فرد با طفره رفتن از دادن اطلاعات، سعی میکند ترس و هراسی که از موقعیتی که از دو طرف ماجرا دارد را به بیننده القا کند ، استفاده از یه فرد یزدی بسیار هوشمندانه است 1- از نظر محیطی مردم یزد مردمی محافظه کار و ترسو هستند 2- استفاده از لهجه یزدی رد گم کنی بوده و بوی سادگی میدهد 3- اصولا یزدی های بسیاری در سازمان مجاهدین فعال بودند و با تضعیف سازمان ، از سازمان خارج شده ، توبه کرده و به گروه های انقلابی پیوستند کمیته انقلاب اسلامی و سپاه پاسداران بعدها خبر داد بعضی ها همکاری خوبی در جهت شناسایی گروه مجاهدین داشته اند.

نقد در ادامه .....