جستجو در سایت

1394/10/17 00:00

قدمی رو به جلو

 قدمی رو به جلو

من دیه گو مارادونا هستم _ ضدیادداشت

به فیلم های قبلی توکلی که دقت میکردم, راش هایی بی روح را میدیدم که برای هیچ گرفته شده اند, اما فیلم آخرش _ من دیگو مارادونا هستم _

  فیلمی شلوغ و هرج و مرج گراست که در میان این شلوغی توانسته است چند شخصیت خلق کند که همین امر به تنهایی برای فیلمسازی مثل او که تا بحال همین را هم بلد نبوده کافی است.

فیلم های قبلی اش به ظاهر روشنفکرانه   بوده است و مدام نابلدی   و ترس را به همراه داشت و ژست هایی اضافی.

حداقل در این فیلم شلوغ سه شخصیت نصفه و نیمه به وجود آمده است. یکی راوی است _ آقاخانی  _ که بازی اش اندازه است. البته خوب روایت نمیکند و بعضی نقاط را خالی میگذارد و وهم را جایگزین میکند,وهمی که گاه گاهی هذیانی هم میشود.

دومی آدینه است که کم و بیش در هر دونقش شخصیت شده است و خوب هم بازی میکند _ البته متفاوت  _

فضای خانه و هرج و مرج , باید با پیشینه ی مناسب از شخصیت ها و حتی تیپ ها معنا بگیرد _ که نمیگیرد _ بیشتر کارت پستال میشود و عکس.

اما آن سه شخصیت به فضاسازی کمک میکنند. کسانی همچون سیدی هم شخصیت شده اند اما کامل نیستند و جزئیات دارند و کل نمیشوند. کامل نیستند و باید بیشتر روی آن ها کار شود.

صابر ابر اما پلاستیکی جدا از اثر است که با بازی خوبش میتوانست تحول مهمی ایجاد کند _ که نتوانست _ و بسیار اوراکت بود.

این بهترین فیلم فیلمساز است. فیلمی ضعیف و شلوغ که چند شخصیت دارد و از فیلم ها و ژست های قبلی فیلمساز جلوتر است.

اما به عقیده ی من مقصر اصلی "مارادونا"  نیست, مقصر اصلی جریان طولانی و مسموم سینمای اجتماعی ایران است که از خود مفاهیم بی معنا و ژانر تولید میکند. فیلمسازانی با بیان این که نگرش و البته دغدغه ی اجتماعی دارند,می آیند و خود را در مقام مصلح اجماعی میبینند و مردم را بی سواد و نادان فرض میکنند و سعی دارند با ساختن این فیلم ها مردم را به آگاهی اجتماعی برسانند. گویا مردم نمیدانند در اجتماع چه میگذرد!

مقصر اصلی جریان به ظاهر روشنفکرانه ی دگماتیسم است که سعی در هدایت مردم داشته است و با کمال وقاحت مردم را بی دانش و بی اطلاع فرض کرده است  که تاریخ نشان داده نه آنان روشنفکر اند و نه مردم نادان... برعکس این ماجرا, شاید.

آرشیا صحافی

امتیاز از 4 ستاره: 0/5 (نیم)