جستجو در سایت

1394/12/22 00:00

سومین ناکامی پیاپی

سومین ناکامی پیاپی

پل جاسوس ها فیلم بدی است، فیلم بد برای کسی مثل استیون اسپیلبرگ که ده ها شاهکار در کارنامه اش دارد. شاید اگر یک فیلمساز تازه کار این فیلم را می ساخت از او به عنوان یک عجوبه یا آینده دار یاد می شد اما برای اسپیلبرگ فیلم بدی است.

 

ابتدا از بازیگران شروع می کنم که بعد از کارگردان بخاطر نام تام هنکس بیشتر جلب توجه می کند. تام هنکس بی چون و چرا آدمی است که بازی بد تا به حال نداشته است و به اصطلاح آدم کاربلدی است؛ در این اثر هم او کارش را به عنوان بازیگر خوب انجام داده ولی وقتی که نام تام هنکس و اسپیلبرگ با هم در یک فیلم مشاهده می شود آدم انتظار یک شاهکار و یک بازی فراموش نشدنی از این دو دارد که متاسفانه در این فیلم شاهد چنین انتظاری نبودیم. 

مارک رایلنس بی شک بهترین بازیگر بود و توانست نظر همه را به خودش جلب کند به طوری که همین الان اسپیلبرگ و نولان او را برای فیلم های بعدی شان (یعنی The BFG و Dunkirk) استخدام کرده اند. دیالوگ ها، طرز راه رفتن و حرکاتش، حالات صورت و در کل هر چیزی که مربوط به او می شد، بسیار گیرا و خوب از آب در آمده بود. باقی بازیگران هم خوب بودند و نمی توان ایراد خاصی از بازیگران گرفت.

دو نقطه ی قوت اصلی این اثر، فیلمبرداری و موسقی اش است. مخصوصا در سکانس هایی که مربوط به برلین است فیلمبرداری و نورپردازی به اوج خود می رسد به طوری که اسپیلبرگ و کامینسکی توانستند فضای خفقان و وحشت خوبی در حال و هوای کمونیستی شرق آلمان ایجاد کنند. موسیقی متنی که توماس نیومن درست کرده بود بسیار با فیلم همراه بود و کاملا با فضای اثر جور در می آمد، مخصوصا در اولین سکانس فیلم و اواخر آن.

صحنه ی مربوط به سقوط هواپیما هم یکی دیگر از نکات خوب فیلم است و می توان گفت اینجا بود که هنر اصلی استیون اسپیلبرگ در کارگردانی و سپس هنر کامینسکی در فیلمبرداری به وضوح دیده می شود. البته نباید جلوه های ویژه این سکانس را نادیده گرفت چون بسیار قوی کار شده بود.

 

اما می رسیم به نکات منفی فیلم؛ اول باید از خود محتوا شروع کرد که به نظرم از خلاصه داستان آن می توان نتیجه گرفت که داستان جذابیت لازم را ندارد و اینکه می دانیم اول و آخرش این مبادله انجام خواهد شد. ثانیا فیلم را آنقدر کش داده بودند که به نظرم راحت می توانستند حدود نیم ساعت از فیلم را بکاهند بدون آنکه به داستان لطمه ای وارد شود. این کشش بی خود در اواخر فیلم کاملا اعصاب خورد کن است چون دائما تام هنکس در حال چونه زدن با روس ها  یا با آلمان ها است. 

صحنه ی مبادله که قرار است اوج التهاب و دلهره فیلم باشد به طور کامل تلف شده و هیچ تعلیقی ایجاد نمی کند، حتی می شود دو سه دقیقه از این سکانس را صرف خواندن پیامک های گوشی کرد چون حداقل کمتر از دست این سکانس خسته می شوید و خوابتان نمی گیرد!

نکته ی منفی دیگر این است که اگرچه بعضی پیام های فیلم خوب و انسان دوستانه است ولی فرم آن به شدت کلیشه ای و بدتر از آن بعضی از محتوا های فرعی اش بسیار تاریخ مصرف گدشته و بچگانه است. آنقدر سینمای هالیوود از جنگ جهانی و جنگ سرد فیلم های تکراری با حرف های تکراری ساخته که واقعا به جای آنکه آدم از به اصطلاح دلاوری های آمریکا در جنگ ها خوشش بیاید بیشتر متنفر و زده می شود. امیدوارم فیلمساز بعدی که می خواهد چنین فیلم هایی بسازد، حرف و پیام تازه ای برای گفتن داشته باشد.

 

به این ترتیب پل جاسوس ها -همانطور که گفتم- یک فیلم بد از اسپیلبرگ است. این سومین فیلم پیاپی او است که طرفدارانش را ناامید کرده و امیدوارم فیلم بعدی اش یک شاهکار باشد تا دوباره به اوج برگردد. این فیلم دیدنش فقط یک بار می ارزد و جزو فیلم هایی است که ماندگار نخواهد شد.