جستجو در سایت

1394/09/15 00:00

واقعیت های پنهان

واقعیت های پنهان

بزرگراه گمشده بازی تصاویر است در داستان یک فیلم . تصویری که سینما بر پایه ی آن بنا شد و به مرور مونتاژ ، صدا و بازی در ساختار آن وارد شد . اگر کتاب تصویر دنیای خیالی از بابک احمدی را خوانده باشید نگاه دقیق تری به اینگونه فیلمها خواهید داشت . فیلمی که بر پایه ی تصویرپردازی بدعت گذاری شده و دیالوگ و بازی نقش چندانی در فیلم ایفا نمی کند .

داستان ، مربوط به خیالپردازیهای یک مرد به نام فرد است که آنگونه که در فیلم بیان می کند دوست دارد واقعیت آنطور باشد که او تصور می کند . او یک نوازنده ی موسیقی است که روابط سردی در زندگی با همسرش دارد که بخش مهمی از آن مربوط به عدم تواناییش در رابطه ی جنسی است . او پس از بازگشت از یک مهمانی که به اتفاق همسرش رنی در آن شرکت داشت از وی در مورد ارتباطش با اندی میزبان می پرسد که رنی جواب سرراستی به او نمی دهد و از همانجا خیانت رنی در ذهن فرد جرقه می زند تا جایی که خود را بر سر جنازه ی همسرش می یابد !

از اینجا خیالپردازی فرد آغاز می شود . او در زندگی اش شکست خورده و به دنبال تغییر به آنچه که آرزو دارد ، شخص دیگری را متصور می شود که هم برای زنان جاذبه ی جنسی داشته باشد و هم قدرت گرفتن انتقام از عوامل بیرونی که منجر به سردی همسرش شده را داشته باشد . بنابراین در خیال خود جوان 24 ساله ای به نام پیت را وارد می کند و همسرش را نیز به اسم آلیسا و چهره ی تغییر یافته با موهای بلوند وارد داستان می کند که علاقه ی شدیدی هم به پیت پیدا می کند .

دیوید لینچ در مصاحبه ای در مورد این فیلم گفته که انسان با شیرجه زدن در مغز خود می تواند به لایه های عمیق ذهنش پی ببرد و به تعالی در همه ی احساسات و منطق دست یابد . و اینکه این جمله که دقیقن نمیدانم از کیست که باید دوربینی باشد تا از کابوسها و رویاهایمان فیلمبرداری کند کاملن درخصوص این فیلم صدق می کند . هرکدام از ما شخصیتهای پیچیده تری در رویا داریم که گهگاه به سراغمان می آیند و این از دغدغه ی اتفاقاتی است که دوست داریم بیفتند اما نمی افتند ! فیلم یک اثر سوپررئالیستی با تم روانشناسانه است که هر بیننده ای را در انتهای فیلم به عمق وجود خود نیز هدایت می کند . عمقی که برای هریک از ما ناشناخته است و به مانند فیلم نیز که از دیدن یکباره آن چیز زیادی دستگیرت نمی شود شخصیت هریک از ما نیز بارها نیاز به بازبینی دارد .

اما در نهایت خیال نیز ، لینچ شخصیت فرد را یه شکست محکوم می کند و به واقعیت باز می گرداند . جایی که آلیسا به پیت می گوید که تو هرگز به من دست نخواهی یافت . یکی از تفکرات برجسته ی فیلم این است که با وجود اتفاق قتل در داستان ، کارگردان جهت گیری جنایی به آن نمی دهد و در جستجوی شخصیت روانی قهرمان داستان ، ما را به رویای او هدایت می کند تا او را مورد واکاوی قرار دهیم و همچنین طعنه ای که در جای جای فیلم نسبت به ورود دوربین به زندگی هریک از ما زده شده است نیز دیدنی ست . از ورود فیلمی که از درون خانه ی فرد فیلمبرداری شده بود تا صحنه های ضبط فیلم پورنو در خانه ی اندی و فیلم گرفتن شخصی که همه جا با فرد است و به نظر می آید ناخودآگاه او باشد .

فیلم در نهایت مرز رویا و واقعیت را از میان برمی دارد و اتفاقاتی را که می تواند بر اثر خیالپردازی از شخصیت هر انسانی رقم بخورد را جلوی بیننده قرار می دهد . دیوید لینچ کارگردان بزرگی ست که کارهایش به دلیل برهمکنش خیال و واقعیت تامل بیشتری طلب می کنند