پشت دیوارِ شعار

فیلمهایی هستند که می توان به یک یا چند نقطه ی ضعف آنها اشاره کرد،اما اثر تازه ی مسعود جعفری جوزانی سراسر ضعف و اشکال است.فیلمی که نمره ی داده شده به آن تنها به خاطر موضوع بحث برانگیز و سوژه ی پرالتهاب آن است.
فیلمنامه نه شخصیت می سازد و نه شخصیت درست ساخته نشده را می پردازد.حجم عظیمی از دیالوگهای صرفا شعاری و گل درشت را از زبان تک تک کاراکترها،چه کاراکترهای اصلی و چه کاراکترهای فرعی می شنویم که نه در جای درست بیان می شوند و نه عموما قابل درک برای مخاطبین عام هستند.اگر"هیس دخترها فریاد نمی زنند"پوران درخشنده شعار می داد و قصه گو بودن خود را از دست نمی داد،پشت دیوار سکوت قصه ندارد و صرفا با یک مشت شخصیت بی شناسنامه ی پا درهوا داستانی را پیش می برد که سوژه ی دراماتیکی دارد اما در پردازش آن لنگ می زند.همانطور که قبلا هم گفته ام قصه گو بودن و کارگردانی وقتی موثر واقع میشوند که همه چیز درست و به جا باشد.اما این فیلم در مرحله ی فرم می ماند و به اجرا نمی رسد و فیلمنامه هم در فرم روایی خود یک پله از کارگردانی و بازیگر عقب می ماند و در طول فیلم،هرچه سعی میکند جا می ماند و آسیب بزرگی که به فیلم می رسد،از همین جا ماندن ها و نرسیدن هاست که آغاز می گردد.متاسفانه فیلم در بیست دقیقه ی ابتدایی خود سوژه ها و شخصیت ها را جلو می آورد و مخاطب در بدو فیلم،با خیل عظیمی از کاراکترها مواجه میشود و تا حدی سوژه را تحسین می کند اما از نیمه ی فیلم به بعد همه چیز از دست می رود و انگار نویسنده فراموش می کند با آن همه کاراکتر و داستان نصفه و نیمه چه کار باید بکند.
کارگردانی خوب نیست و حداقل به آن لِولی که از مسعود جعفری جوزانی انتظار می رود،نمی رسد.میزانسن های متوسط و قاب بندی های نه چندان هوشمندانه ی "پشت دیوار سکوت"را با آن همه ظرافت کارگردانی در سریال"در چشم باد"که حتی یک کار تلویزیونی به شمار می رفت مقایسه کنید.هرچه بیشتر فیلم پیش می رود متوجه یک پس رفت بزرگ در کارنامه ی کاری مسعود جعفری جوزانی می شویم و شاید بهتر بود یا سوژه و فیلمنامه تغییر می کرد یا کارگردان و یا،همانطور که در ادامه به آن خواهم پرداخت،تیم بازیگری.تدوین فیلم اشکال اساسی دارد و پر از سکانس های بیخود و اضافه است که حذف کردنشان هیچ لطمه ای به فرم روایی داستان نمی زند.
تیم بازیگری یک اشکال بزرگ دارد و آن هم استفاده از بازیگرانی است که هیچ ربطی به نقش خود ندارند و حتی تلاشی هم برای نزدیک تر شدن به رُل خود نمی کنند.سحر جعفری جوزانی و پرویز پورحسینی ضعیف ظاهر شده اند و بهزاد فراهانی و حسین پاکدل و امین تارخ کلیشه ای و متوسط.
پشت دیوار سکوت فیلم محترم و خوبی می شد اگر تا این حد روی عناصر اضافی تاکید نمی کرد و اینقدر شعاری نمیشد.داستانی ملتهب که هیچکس هیچ تلاشی برای سر و شکل دادن و استخوان بندی درست آن نمی کند .انگار همه محض خنده و سرگرمی دور هم جمع شده اند و فیلمی ساخته شده است و قرار نیست چیزی به اسم"داستان" و "کارگردان داشته باشد.