ساده اما بی هدف

ترجمه اختصاصی سلام سینما
با علم به اینکه این فیلم یکی از غیرضروریترین دنبالههایی است که تاکنون در دنیای سینما ساخته شده است و تنها دلیل تولید آن به دلیل فروش فوقالعادهی اثر اول(۱۴۴ میلیون دلار در سینمای داخل و ۶۱۰ میلیون دلار در سینماهای سرتاسر دنیا) بوده است، باز هم سخت است که از «ماما میا: دوباره شروع کنیم»(Mamma Mia: Here We Go Again) متنفر باشیم. سخت است که دربارهی داستان غیرمتمرکز این اثر انتقاد کنیم چرا که همچین انتقادی را به نسبت فیلم اول نیز میتوانستیم داشته باشیم. در کل این داستانی است که روی خواهد داد وقتی تعدادی آهنگ محبوب از دهههای گذشته که به دلایل مختلفی مورد اقبال قرار گرفته بودند را در کنار یکدیگر جمع کنیم. «ماما میا: دوباره شروع شد» کم و بیش همین داستان است. ممکن است برخی احساس کنند که بینندهها خواستار هیچ چیز متفاوتی نیستند.
یکی از مشکلاتی که فیلمسازان(کارگردان قبلی یعنی «فیلیدا لوید» با «اُل پارکر» جایگزین شده است) با آن روبهرو بوده اند این نکته است که تقریبا تمام آهنگهای سطح بالا و رده A از ABBA در فیلم قبلی یعنی «ماما میا»(Mamma Mia) مورد استفاده قرار گرفته بودند. در حالی که این گروه موسیقی آهنگهای بسیار زیادی را دارند اما بیشک میزان رضایت بینندگان از شنیدن چیزی که هنوز هم در رادیوهای مختلف پخش میشود تا شنیدن آهنگهایی که از دهه ۷۰ تا کنون پخش نشده اند متفاوت خواهد بود(اگر حتی آن موقع هم شنیده باشند). به همین خاطر بسیاری از آهنگهایی که در «ماما میا: دوباره شروع شد» مورد استفاده قرار گرفتند از دو ردهبندی متفاوت هستند؛ آهنگهای درجه دوم یا B که تنها طرفداران پر و پا قرص ABBA شنیده اند و تکراری از آهنگهای تکراری که در فیلم قبلی هم مورد استفاده قرار گرفته بودند. بیشتر آهنگها متعلق به گروه دوم هستند تا گروه اول. همچنین دو آهنگ معروفی که به فیلم اول راه نیافته بودند هم در این اثر هستند:«واترلو» و «فرناندو».
«ماما میا» راه خود را به عنوان یک نمایش موزیکال آغاز کرد که در سرتاسر دنیا سفر میکردند و کار خود را در «برادوی» برای تماشاگرانی که سالن را پر میکردند اجرا میکردند، ماهها قبل از اینکه اصلا فیلمی در کار باشد. «دوباره شروع شد» محصولی است که مستقیماً به نقطهی اصلی میرود. بیشتر بازیگران این اثر برای ایفای نقشهای خود بازگشتهاند به جز یک استثنای بسیار بزرگ: «مریل استریپ». در حالی که «استریپ» به طور کامل از بازی در این اثر کنار نرفته است(او نقشی را بر عهده داشت که فیلمبرداری آن تنها چند روز طول کشید) اما شخصیت «دونا» وقتی که فیلم دوم شروع میشود مرده است و تنها در فلشبکها حضور دارد که نقش آن را هم شخص دیگری «لیلی جیمز» بازی میکند. بسیاری به این قضیه مشکوک هستند که آیا این تصمیم یعنی کشتن شخصیت «دونا» در این اثر به این خاطر بود که «استریپ» میخواست مشارکتش در اثر را محدود کند یا خیر؟ این مسئله به نظر منطقی و محتمل میرسد چرا که نبود این شخصیت باعث بروز نوعی تلخی در لحن اثر شده است که با لحن پاپ و شادگونهی ABBA تناسب چندانی ندارد.
به خاطر اینکه هیچگونه داستان معقولی در این اثر وجود ندارد تا بتوان مدت زمان دو ساعتهی فیلم را با آن پر کرد، فیلم به این حربه که داستان کامل «دونا» و اینکه چگونه «سوفی» را باردار شده بود تعریف کند. این فلشبکهای طولانی که ما را به بیش از ۲۵ سال پیش میبرند گروهی از بازیگران جدید را معرفی میکنند که نسخههای جوانتر شخصیتهای اصلی را ایفا میکنند. در دنیای حال حاضر هم «سوفی»(با بازیِ آماندا سیفرید) در حال آمادهسازی مقدمات برای بازگشایی مجدد رستوران یونانیای است که مادرش که سال پیش فوت کرد، پایهگذاری کرده بود. تلاش او با کمک معشوقهی مادرش یعنی «سم»(پیرس بروزنان) که از زمان ملاقات مجدد با عشق زندگیش در همان جزیره باقی مانده بود همراه شده است. همچنین «فرناندو»(اندی گارسیا)، مرد فوق مودبی که برای ادارهی رستوران استخدام شده بود نیز در فیلم حضور دارد. دو پدر دیگر «سوفی» یعنی «هری»(کالین فرث) و «بیل»(اسکلان اسکارسگارد)، شوهرش یعنی «اسکای»(دومینیک کوپر) و مادربزرگش «روبی»(چِر) همراهان «سوفی» هستند. بهترین دوستانِ او یعنی «تانیا»(با بازیِ بسیار خوب کریستین بارانسکی) و «روزی»(با بازیِ درخشان جولی والترز) دیگر همراهان او هستند.
در همین حین در گذشته ما شاهد این هستیم که چگونه یک نسخهی جوانتر از «دونا»، «تانیا»(جسیکا کینان وین) و «رزی»(الکسا دیویس) را رها میکند تا به سوی دیدن دنیا برود و در نهایت سر از یونان در میآورد. در راهش به آنجا، او مدت کوتاهی را با «هری»(هیو اسکینر) میگذارد تا قبل از اینکه وارد رابطه با «سم»(جرمی اروین) شود. پس از اینکه این رابطه به سردی تمام میشود او مدتی را از روی سرخوشی با «بیل»(جاش دیلان) که یک قایق دوتخته دارد سر میکند.
خیر، با اثری از «شکسپیر» طرف نیستیم اما واقعا چه انتظاری دارید؟ تمام هدف فیلم این است که به نوعی موزیکویدئو برای مجموعهای از آثار ABBA باشد که توسط بازیگران متبحر لبخوانی میشوند، بازیگرانی که لزوماً خواننده هم نیستند. هیچ مشکلی با این مسئله وجود ندارد، جز اینکه این حرکت قبلاً انجام شده است آن هم با آهنگهایی یکسان!
برای اینکه از فیلمسازان هم تحسینی کرده باشیم باید تلاش و کار فوقالعادهی آنها در انتخاب بازیگران برای نسخههای جوان شخصیتهای فیلم را تقدیر کرد. همگی به خوبی نشانگر نسخهی پیر خود هستند و همان اخلاقیات را به نمایش میگذارند(این همان چیزی است که بهتر بود «لوکاس فیلم» هم به آن در انتخاب بازیگر نقش جوانتر «هان سولو» توجه میکرد). حداقل کار آنها این است که بیهدفیِ فلشبکهای اثر را با برقرار کردن ارتباط بین خود و نسخههای پیرتر خود حفظ کرده اند. «لیلی جیمز» به همان اندازهای که «مریل استریپ» در ایفای نقش «دونا» موفق بود در این اثر خوب عمل کرده است. دو نسخهی مختلف شخصیتهای اثر با یکدیگر تا زمان پایان فیلم و تیتراژ مواجه نخواهد شد، جایی که «فانتزی» جای «واقعیت» را میگیرد.
اگر بخواهیم دربارهی آهنگهای ABBA صحبت کنیم، این حس وجود دارد که آهنگها به چاه عمیقی افکنده شده اند. نسخهی «ملکهی رقاص»(Dancing Queen) در این اثر تنها آهنگی است که بهتر از فیلم اول است؛ بسیاری از دیگر آهنگها به گونهای اجباری به نظر میرسند و چند تای آنها حال شما را بد خواهند کرد. از آهنگهای به اصطلاح «جدید»، تنها «فرناندو» خوب است و آن هم شاید به خاطر داشتن «چِر» و صدای خاص او است که اینگونه میشود.
کسانی که از نسخهی اول این فیلم متنفر بودند اگر مجبور به تماشای این اثر شوند احتمالا شدیداً عصبانی و ناراضی خواهند بود. طرفداران فیلم اول نیز متوجه از دست رفتن جادوی اثر اول خواهند بود. برای بسیاری از جامعهی دوستدار فیلم که بین این دو گروه قرار میگیرند هم هیچ دلیل واجبی برای دیدن «ماما میا: دوباره شروع شد» وجود ندارد. فیلم اول در همه چیز بهتر از نسخهی دوم خود بود که افراطی، ساده اما بدون هدف است.
منبع : Reelviews
مترجم : وحید فیض خواه