جستجو در سایت

1396/04/01 00:00

این تصویری است از مصائب او، او از جنس زن

این تصویری است از مصائب او، او از جنس زن

  

این تصویری است از مصائب او، او از جنس زن. رگ خواب فیلمی به کارگردانی حمید نعمت الله و نویسندگی معصومه بیات با فیلمبرداری عالی و تحسین برانگیز فرشاد محمدی ، ساختاری حرفه ای و بسیار خوبی دارد که آن اثر را یک سر و گردن بالاتر از برخی آثار سینمای ایران نگه داشته است. گرچه رگ خواب داستانی پرتکرار از الگوهای قصه های عاشقانه دارد ولی تمایز آن در کیفیت ساخت و روایت بی نقص و پرداخت به احوالات و روحیات یک زنِ عاشق، ستم دیده و محزون در بالاترین و غیره منتظره ترین نوع خود در قالب ملودرامی داستانی به ثمر نشسته است.

ماجرا از این قرار است، زنی به نام مینا با بازی لیلا حاتمی که گذشته ای نامعلوم دارد، و کارگردان به همین بسنده کرده است که او کودکی سخت، تنها و آسیب پذیر داشته است و بعد تر در ازدواج خود با شکست روبه شده است؛ حال در ابتدای دوران پس از جدایی بدون حتی ذره ای از تعلق خاطر به زندگی مشترک قبلی است. او بعنوان یک زنِ بی پناه و رها شده در آماج خطرها و هیاهوی زندگی شهری، سعی در پیدا کردن شغلی آبرومند و رسیدن به حداقلِ نیازهایش برای ادامه بقا در تلاش است.

قلب پاک و تهی از درک و تجربه ی محبت های مردانه و نگاه معصوم مینا با تمام سادگی و بی آلایشی به دنیای مرموزِ امروزی باعث می شود تا با کوچک ترین نگاه و رفتار محبت آمیزی از سوی کامران با بازی کوروش تهامی، بدون در نظر گرفتن شناختی عمیق از او و ادامه این رابطه، وارد عشقی کودکانه و در ابتدا شیرین و سرخوش با او شود. 

البته که این داستان یک کلیشه ی تکراری است اما ساختار عالی و پرداخت به جزئیات و احساسات و حالت های درونی یک زنِ تنها، با بازی هنرمندانه لیلا حاتمی در نقشی بسیار سخت که ظرافتی مثال زدنی در درون خود دارد، به خلاقانه ترین نوع خود از کلیشه و تکرار جدا می شود. 

دکوپاژ عالی یکی دیگر از نکات قابل توجه فیلم حمید نعمت الله است، استفاده از فضا و رنگ و آب مناسب در هرصحنه کاملا در خدمت داستان و تعریف احوالات بازیگر اصلی آن یعنی مینا است، این جهان تاریک پیرامون او که در کمتر لحظاتی با جرقه های عاشقانه، رنگ و آبی زنده و دلنشین به خود میگیرد و در لحظه ای دیگر در تنهایی و بی پناهی مینا، رنگ خود را به تقدیر او می بازد و یا در سکانسی دیگر مینا از همنشینی کامران در شوق است و در صحنه ای دیگر در اوج تنهایی گربه ای را در آغوش گرفته و با او هم غذا می شود و یا آپارتمان محل زندگی او نیز تنها، ویران و درونی آشفته دارد گویی اینها همه نماد این زن بی پناه است.

تنها انتقادی که می توان از رگ خواب حمید نعمت الله گرفت، پیشبینی ادامه داستان از نیمه ی اثر است، رگ خواب از نیمه به بعد مچ خود را برای تماشاگر باز می کند، اگرچه ویژگی های فوق العاده فیلم زیاد است اما اغراق در به تصویر کشیدن چنین فضای ضد مردی از پدر مینا گرفته تا کامران و کارگر او، شاید لازم نبود. 

لذت دیدن چنین اثری با شنیدن صدای استاد همایون شجریان، تجربه دلپذیری است که شما را به آن دعوت می کنم.