نقد منصفانه فیلم یتیم خانه ایران

بسم الله الرحمن الرحیم
بدون شک شهامت کارگردان فیلم ، در انتخاب این موضوع و همچنین فیلم گذشته او (قلاده های طلا) ستودنی است.
و جای سوال است که چرا تا کنون دیگر کارگردانان محترم اقدام به ساخت صنایع هنری با این قبیل موضوعات نکرده اند.
این اثر هنری دارای پشتوانه استراتژیک قوی و هدفمندی مستحکم و انسجام ایدئولوژیک کم نظیری میباشد لکن به مقصود بازتاب نقاط مثبت و منفی این فیلم در راستای هر چه بهتر شدن صنایع هنری فیلم سازان محترم به نقد آن می پردازیم.
قطعا اولین نکته ای که با دیدن این فیلم به ذهن هر بیننده یا نقادی می رسد پیام های تند و بدون پرده این فیلم باشد ، که بدون استفاده از ترفند های هنری و سینمایی ، کاملا مستقیم و آشکار همانند گزارشی خبری از یک واقعه به مخاطب ارایه می شود.
شاید بتوان این مطلب را ناشی از دغدغه های عمیق کارگردان این اثر دانست ؛ اما باید به یاد داشت که هنر ابزار اعجاز آمیزی برای انتقال محتواهای مورد نظر در قالبی زیبا و غیر مستقیم است نه صرفا ارائه عریان محتوای مورد نظر.
نکته بعدی ضعف فیلمنامه این اثر می باشد که بدون شک هر هنرمندی را آزرده خاطر می کند.
اساسا این فیلم خط داستان ندارد و به نوعی می توان این اثر را به عنوان یک گزارش خبری از وقایعی دانست که در دوره ای ، پیرامون یک موضوع واحد (قحطی) اتفاق افتاده است . لذا انسجام داستانی نداشتن فیلم باعث می شود تا مخاطب نتواند ارتباط پیوسته و تأثیر پذیر با فیلم برقرار کند.
فیلم یتیم خانه ایران با توجه به موضوع آن که روایتگری از یک فاجعه بزرگ تاریخی می باشد ، انتظاراتی را باید بر آورده می کرد که متأسفانه مجال تأثیر گزاری را به راحتی در چندین نقطه فیلم از دست داد و نتوانست حد اکثر استفاده را از موقعیت های ممکن ببرد.
به عنوان نمونه می توان به برخی صحنه های دردناک مثل لحظه حمله نظامیان انگلیسی به یتیم خانه و بیرون کردن کودکان از حجره ها و همچنین صحنه های خیل کثیر قربانیان کوچه و بازار و عظمت قبرستان های ایجاد شده اشاره کرد که در تمامی این صحنه ها به شدت انتظار می رفت که اوج احساس مخاطب را درگیر موضوع فیلم کند ؛ به عنوان مثال میتوان گفت برخورد نظامیان انگلیسی با کودکان می توانست خشونت آمیز تر باشد تا قدری از این مصنوعی بودن صحنه ها خارج شود یا اینکه با شیوه های فیلم برداری مختلف می شد جمعیت انبوه کشته های قحطی را با عظمتی بسیار بیشتر از جمعیت های چند صد نفری نمایش داد ؛ همانطور که در گزارشات داناهو افسر اطلاعاتی انگلیسی وقایع به تصویر کشیده شده است . در واقع یک پاراگراف از گزارشات داناهو به تنهایی می توانست نقطه اوجی در بعد احساسی فیلم ایجاد کند این پاراگراف به این شرح است: " اجساد چروکیده زنان و مردان، پشته شده و در معابر عمومی افتاده اند. در میان انگشتان چروکیده آنان همچنان مشتی علف که از کنار جاده کنده اند و یا ریشه هایی که از مزارع در آورده اند به چشم می خورد؛ با این علفها می خواستند رنج ناشی از قحطی و مرگ را تاب بیاورند. در جایی دیگر، پابرهنه ای با چشمان گود افتاده که دیگر شباهت چندانی به انسان نداشت، چهار دست و پا روی جاده جلوی خودرویی که نزدیک می شد می خزید و در حالی که نای حرف زدن نداشت با اشاراتی برای لقمه نانی التماس می کرد "
همانطور که میبینید تصویر سازی های این گزارش به تنهایی می توانست با مجموع تحریک احساسات این فیلم برابری کند ، لذا انتظار می رفت برای ارایه این گزارشات عجولانه از این نقاط کلیدی و حساس عبور نمی شد .
در مجموع می توان بر آیند نقاط قوت و ضعف این فیلم را بدین شکل توضیح داد که فیلم از نظر ایده و انتخاب موضوع و انتخاب اسمی شایسته و گویا برای این فیلم که به درستی ایران را یتیم خانه ای مظلوم در دست پدرخوانده های نالایق معرفی میکند، دارای نمره قابل قبولی خواهد بود ولی از بعد هنری و دقت های سینمایی و حرفه ای به دلیل وجود نقص های فیلمبرداری ، جلوه های ویژه ، صحنه ها درام ، پیام های مستقیم و بی پرده فیلم و مسایلی از این دست ،نمی تواند رتبه بالایی را کسب کند.
سید مرتضی موسویان