جستجو در سایت

1395/09/10 00:00

ما متوقع شده ایم چاره ای نیست

ما متوقع شده ایم چاره ای نیست

نکته: خطر لو رفتن داستان...

سرانجام انتظارها به پایان رسید و فیلم فروشنده هفتمین ساخته اصغر فرهادی در ایران، اکران و با استقبال بینظری همراه شد. فروشنده به زندگی بین عماد و رعنا می پردازد که در حال بازی در نمایشنامه مرگ فروشنده نوشته آرتور میلر هستند.

همین پیش زمینه کافی بود تا در شب گذشته به سراغ خواندن این نمایشنامه زیبا و برنده جایزه پولیتزر در سال 1949 بنشینم، نمایشنامه خیره کننده ،زیبا و بسیار  گیرا بود. نقش اول آن ویلی لومن (که در فیلم فرهادی #شهاب_حسینی نقش آن را بازی میکرد) و نقش دوم آن لیندا (با بازی ترانه علیدوستی) همسر ویلی میباشد. ویلی دستفروش دورگرد شصت و سه ساله ای که بعد از سی و چهار سال زحمت برای موسسه وانگر فردی از طبقه بورژوازی که بعد از پدر امروز پسر او هوارد وانگر جوان هدایت آن را عهده دارد، خدمت کرده است و چون پیر و فرتوت شده است به رغم سالها زحمت او را اخراج می کنند. بهترین قسمت این نمایشنامه پرده دوم آن و تقابل هوارد و ویلی و درخواست های عاجزانه ویلی برای نجات زندگی خود و خانواده است ولی هوارد سرگرم بازی با ضبط صوتی است که به تازگی خریده و اهمیتی به حرفهای ویلی نمیکند گویی ضبط صوت دیواری است میان دو طبقه از جامعه، یکی بورژوازی و دیگری طبقه کارگری است. (برگردیم به نقد فیلم) فیلم فروشنده، فیلم خوبی است، داستان عالی دارد، طراحی صحنه هم خوب است، موسیقی خوبی دارد، دوربین روی دست هم بخوبی استفاده میشود، فیلمنامه بی نقص است و بازی ها عالی ولی هنوز هم از نظر من بهترین فیلم فرهادی #درباره_الی است و بعد از آن  جدایی ، فروشنده فیلم نامه بسیار قوی دارد که برای هر سرنخی در فیلم فکر شده است، فیلم بیننده را با خود بجلو میکشاند، بازی شهاب حسینی تحسین برانگیز است و گرفتن جوایز #جشنواره_کن برای این دو بواقع، بدرستی و بجاست. خانه ای در حال فروریختن است و شکافهایی در دیوار پدید آمده، شکافی که شاید نشان از یک تزلزل در آرامش میان رابطه دو زوج به نام عماد با بازی شهاب حسینی و رعنا با بازی ترانه علیدوستی است. به لطف بابک با بازی #بابک_کریمی (که با توجه به نقش کوتاهش بازی دیدنی از خود بنمایش گذاشته است) این دو زوج وارد خانه ای جدیدی میشوند ولی بابک یک مسئله را از آنها پنهان میکند و آن وجود یک روسپی قبل از حضور رعنا و عماد در آن خانه است، مسئله ای که شاید بابک از آن نفع میبرده و به اعتراض همسایه ها مجبور به جواب کردن او شده است. روی دیوار خانه آثاری از نقاشیهای کودکانه دیده میشود این نشان میدهد کودکی که نماینده نسل آینده است، در خانه زندگی میکرده و در ادامه ی فیلم این نقاشیها توسط کودکی دیگر رنگ آمیزی میشود، نکاتی ظریف و هشدار گونه در دل فیلمنامه ای قوی. رعنا در شب حادثه در خانه تنهاست و پس از شنیدن صدای زنگ در، بدون اینکه بداند و بپرسد که چه کسی قصد ورود به خانه را دارد، درِ خانه را به تصور آمدن عماد باز میکند تصمیمی که شاید بیننده را متعجب میکند ولی فرهادی در سکانس دیگری چند روز بعد از حادثه دوباره رعنا را با آن روبرو میکند و تا مجددا بیننده را شاهد باز کردن عجولانه در توسط رعنا کند گویی این کار برای او یک عادت است که یکبار آن اینچنین گران تمام میشود. عماد معلم ادبیات است معلم آرامی که در طول فیلم تبدیل به فردی  انتقام جو میشود او معلم نسل نوجوانی است که آینده ای نزدیک را پیش رو دارد نسلی که بظاهر به هنر و فرهنگ ایران بی اعتنا است و در هنگام پخش فیلم #گاو (ساخته #داریوش_مهرجویی) معلم ادبیات خود را به سخره میگیرند، دراین سکانس فرهادی در دل تراژدی حاکم بر فضای فیلم به زیبایی و هنرمندانه کمدی را میگنجاند. فیلم هرچه به پایان نزدیک میشود نفسگیرتر میشود، پایان فیلم بسیار خوب است و میتوان آن را نقطه اوج دانست. وجود یک سایه قرمز در نمای بالا در هنگام اجرای تئاتر، شاید نشان از این دارد که طبقه ای از جامعه به ناخواسته مهره بازی طبقه دیگری شده است.  بازی #فرید_سجادی_حسینی کوتاه ولی بسیار عالی است، در ابتدا داماد او مجید مورد سوءظن قرار میگیرد و بیننده ایرانی به عادت رایج جامعه امروزی متاسفانه خیلی زود در مورد او قضاوت میکند. فرید سجادی حسینی در فیلم فرهادی نقش یک پدر سالخورده را دارد، پدری بسیار متفاوت تر از پدری که در فیلم #جدایی از او سراغ داشتیم، او با اینکه بعد از ورود به خانه میفهمد که فرد درون خانه شخص مورد نظر او نیست و با علم به اینکه فرد روسپی از آنجا نقل مکان کرده است و قرار است وسایل خانه او را بار وانت کند، در پاسخ به سوال عماد فقط یک جمله را بیان میکند: ((وسوسه شدم)).

بهترین دیالوگ: ((آقا اجازه، آدمها چجوری گاو میشن؟ - عماد: به مرور))

بهترین سکانس: (( نگاه معنادار بابک کریمی به یک لباسِ شب خاص وقتی در حال جمع آوری البسه از کمد مستاجر قبلی است.))