سرکوفتی بر سر مادر و سرزمین مادری

«ابد و یک روز» فیلم ضعیفی نیست. که ای کاش بود. غیر واقعی نیست. ولی دُرُست نبود. روایت فیلم بدون خلا و اشکال نیست. اما خط داستان سر راست و پیام فیلم روشن بود.
ابد و یک روز برخلاف فیلم جدایی نادر از سیمین قصه پر پیچ و خمی نداشت. اصلا قصهای نداشت. و برخلاف جدایی نادر از سیمین پیام فیلم کاملا روشن و سر راست بود. فیلم صادقانه نظرش را نسبت به وضعیت کشور مطرح میکند. ادا و اطوار های روشنفکری هم در نمیآورد. آنچه را که فهمیده بیان میکند. و چه فهم رادیکال و تندی.
دوست ندارم تنها با همین تک فیلم خط فکری سعید روستایی را قضاوت کنم. ولی حرف فیلم کاملا جدی است. که نمیشود از کنار آن ساده گذشت.
این فیلم اصلا دعوت به رفتن نمیکند. با یک دیالوگ پیمان معادی که شخصیت منفی فیلم میشود نمیتوان نتیجه گرفت که «هر کی بتونه از اینجا بره و نره از سگ بدتره، و هر کس که بره و برگرده از اون از سگ بدتره، بدتره». خصوصا اینکه پرینار ایزدیار میرود و برمیگردد. این فیلم سیاهنمایی هم نمیکند. بلکه فقط با روایت تلخش مخاطب را درگیر ابدیتی از بدبختی میکند.
سعید روستایی ادعا دارد که فیلمش نمادی نیست. دروغ میگوید. سادهانگارانه است گمان ببریم فیلم ابد صرفا روایتی است ار زندگی یک خانواده ایرانی. که اگر بود میشد فیلم را بالای سر گرفت. و سخت است بپذیریم ناخواسته یک فیلم نمادی ساخته است. روستایی میترسد نگذارند فیلمش به جشنوارههای خارجی راه یابد. همین.
در بخش بازیگری نوید محمدزاده فوقالعاده بود. پریناز ایزدیار بدک نبود. پیمان معادی خوب بود. ولی مناسب این نقش نبود. اگر شهاب حسینی بود فیلم بهتر و قدرتمندتری میشد.
یکی از بدترین دیالوگهای فیلم که به شکل عریان سیاستهای کلی نظام را زیر پا له میکند آنجایی بود که فرزندان توهین آمیز مادر را بخاطر تعداد فرزندان سرزنش میکنند. و مادر در یک دیالوگ کفرآمیز فرزندانش را نفرین خدا میداند.
فیلم ابد و یک روز نه پیام اخلاقی دارد و نه اجتماعی. فقط سرکوفتی بود بر سر مادر و سرزمین مادری. و کاملا در تائید تحدید نسل. همین.