عشق در زمان جنگ

پیمان معادی بعد از (برف روی کاجها) اینبار با (بمب، یک عاشقانه) به جشنواره آمده
فیلم دو حرف اساسی برای گفتن دارد که به کمک هریک آن یکی را بیان میکند. حرف اول این است که با عشق زندگی معنامیگیرد وحرف دوم اینکه، گفت و گو چاره خیلی از مشکلهاست. زوج جوان فیلم باهم مشکل دارند و تا وقتی با هم حرف نزدهاند مشکل حل نمی شود و نمیتوانند بگویند عاشق همند. اما در این بین ما نیمی از فیلم را با سکوت لیلا حاتمی میبینیم در حالی که ناگهان صحنهای را میبینیم که لیلا حاتمی به دختری که به او درس میدهد میگوید در مورد مشکلت با والدینت حرف بزن. این صحنه قطعا به پیش زمینه هایی نیاز دارد. مثلا ما باید چند جلسه تدریس لیلا حاتمی را ببینیم .
اما بهترین قسمت فیلم قسمت مربوط به پسربچه عاشق است که اتفاقا لذت بخش ترین بازی در فیلم هم مربوط به پسر بچه است. بچه ای که عاشق می شود. برای عشقش دزدی می کند و برایش نامه هم می نویسد. یعنی او هم نوعی حرف زدن را انتخاب میکند. ومهم اینجاست که پسربچه زودتر از زوج جوان قصه به فکر حرف زدن با طرف مقابلش میافتد .
باید توجه کرد که موضوع گفت و گو که در فیلم مطرح میشود مشکل اصلی این روزهاست و از این جهت فیلم حرفی متناسب با زمان حال میزند.
بازیهای فیلم همه خوب است اما پسربچه بیشترین تاثیر را روی مخاطب میگذارد.
موسیقی فیلم به فضای عشقی فیلم بسیار کمک میکند.
فیلمبرداری فیلم کار محمود کلاریست که در این فیلم هم خوب فیلمبرداری کرده و هم خوب بازی کرده (پدر کاراکتر لیلا حاتمی)
فیلم در زمینه کارگردانی گام رو به جلویی برای پیمان معادیست و فیلمنامه فیلم هم قابل قبول است
در کل فیلم در حد جشنواره است و کاندید چند سیمرغ خواهد شد.