جستجو در سایت

1401/01/09 00:00

کپی برداری از ایندیانا جونز ؟

کپی برداری از ایندیانا جونز ؟

ترجمه اختصاصی سلام سینما

«شهر گمشده» به کارگردانی ارون و آدام نی، فیلمی در ژانر ماجراجویی و شبیه به فیلم عاشقانه با سنگ (1984) است و داستان یک نویسنده رمان عاشقانه (ساندرا بولاک) را روایت می‌کند که در زندگی خود درگیر داستانی شده که تک تک قسمت‌هایش به اندازه ماجراهایی که خود او از خلقشان برای طرفداران خسته شده احمقانه است. 

با اینکه دیگر دیدن آن روی حساس و خنده‌دار چنینگ تیتوم تعجب‌آور نیست اما وفاداری سگ‌مانند او به کاراکتر مغرور و غیرمستقل بولاک برای فیلم نتیجه خوبی داشته و اکشنی را در آن زنده می‌کند که در غیر این صورت بسیار معمولی می‌بود. این فیلم نسبت به اولین کار این دو کارگردان یعنی “The Last Romantic” که با بودجه کمی ساخته شد و در سال 2006 به جشنواره “SXSW” راه پیدا کرد، پروژه بسیار بزرگ‌تری است و علی‌رغم اینکه به نظر می‌رسد در زمان خود شهرت بیشتری نسبت به منبع الهامش (عاشقانه با سنگ) دارد، فیلمی کاملاً تجاری محسوب می‌شود.

لورتا (بولاک) پنج سال پس از مرگ شوهرش، با امتناع از به پایان رساندن رمان جدید و مورد انتظارش برای او سوگواری می‌کند. او از نوشتن این چیزها متنفر است چرا که این کار سوءاستفاده از آثار جدی تاریخی و باستان‌شناسانه‌ای است که حرفه خود را با آنها شروع کرد. اما اینها پایه و اساس انتشاراتی را تشکیل می‌دهند که توسط بث هاتن (داوین جوی رندولف) اداره می‌شود، بنابراین لورتا کتاب را تمام کرده (به خودش قول می‌هد این آخری باشد) و با بی‌میلی شروع به گذاشتن تور تبلیغاتی برای آن می‌کند.

شما هم اگر طرفدارانتان فقط برای دیدن یک مدل جذاب سر و کله‌شان پیدا می‌شد، از گذاشتن تورهای تبلیغاتی حالتان به هم می‌خورد. دش (تیتوم) با آن کلاه گیس بلوند چنان نمایش طوفانی به پا می‌کند که از زمان بازی جادویی گاب در سیتکام پرورش شکست‌خورده تا به حال دیده نشده بود). لورتا به تور گند زده و سریع صحنه را ترک می‌کند و پس از آن هم در یک چشم به هم زدن ربوده می‌شود.

حالا نگو که یک میلیاردرِ عشق باستان‌شناسی به نام ابیگل فرفکس (دنیل ردکلیف) به دنبال یک عتیقه باستانی می‌گردد و فکر می‌کند لورتا تنها کسی است که می‌تواند در پیدا کردن آن به او کمک کند (لورتا با استفاده از تحقیقاتی که در سال‌های جدی‌تر زندگی خود انجام داده بود، در آخرین رمان عاشقانه‌اش اطلاعات واقعی و جدیدی را درباره زبان‌های مرده فاش کرده بود). ابیگل لورتا را به جزیره‌ای فراموش‌شده می‌برد و توقع دارد او در آنجا از روی حکاکی سنگ‌ها تاجی افسانه‌ای به نام تاج آتش را پیدا کند.

دش مثل شخصیت ماجراجوی رمان‌های لورتا تصمیم می‌گیرد برود و او را نجات دهد - حتی اگر این کار نیازمند یک مرد واقعاً بامهارت باشد. جک ترینر (برد پیت) مردی قوی و کم‌حرف و همان قهرمانی است که لورتا در تمام این سال‌ها درباره‌اش خیال‌پردازی می‌کرده است. تفاوت‌های بین این دو مرد در مسیرشان به سمت جزیره کلی آدم را می‌خنداند. آنها لورتا را پیدا می‌کنند؛ همچنان در همان سرهمی مسخره‌ای که بث مجبورش کرده بود برای تور بپوشد، اما طولی نمی‌کشد که از هم جدا می‌شوند و در دل جنگل آن مدل صادق و بی‌دست‌وپا می‌ماند و زنی که آرام آرام می‌فهمد عاشقش است. 

این شیفتگی یک طرفه باقی می‌ماند، علی‌رغم فرصت‌های فراوانی که در اختیار لورتا قرار داشت تا از لطافتی که زیر آن همه عضله پنهان شده باخبر شود. بولاک در اینجا در بشرگریزترین حالت خود نیست اما لورتا نیز مانند دیگر کاراکترهای قبلی او مغرور و کوته‌بین از آب درآمده است؛ جوری کمک دش را قبول می‌کند انگار دارد به او لطف می‌کند. در عین حال دش برای او کفشی مناسب جنگل و همچنین خوراکی‌هایی را می‌برد که می‌داند دوست دارد و در نهایت هم یک نقشه هوشمندانه برای فرار از دست محافظان فرفکس می‌کشد.

این فیلم خیلی شبیه فیلم‌های کلاسیک رمانتیک - اسکروبال است. با اینکه مثل آثار اولیۀ اسکروبال نیست اما برادران نی و دیگر نویسندگان فیلم راهی را برای قرار دادن بخش‌های مطلوبی در فیلمنامه پیدا کرده‌اند که به کمک آنها نشان دهند چگونه وابستگیِ رو به افزایش قهرمان‌های داستان به عشق منجر خواهد شد. البته خیلی بد است که لورتا تنها پس از دیدن پایین‌تنۀ بدنی که دائماً از کمر به بالا لخت است، با دش گرم می‌گیرد اما او مرد بزرگی است و از این قضیه می‌گذرد.

برادران نی در اینجا با فاصله گرفتن از عاشقانه با سنگ و پیشروی به سمت ایندیانا جونز شانس خود را برای موفقیت افزایش داده‌اند. اکشن در این فیلم وقتی نتیجه خوبی می‌دهد که کمدی و شخصیت‌محور است و ما را یاد شاهکارهای این ژانر نمی‌اندازد. اگر نرسیدن به استانداردهای مهاجمان صندوق گمشده جرم بود، الان بیشتر هالیوود در زندان به سر می‌برد.

فیلم حتی با وجود یکی دو پلان فرعی و غیرضروری، برای مدت‌زمان تقریباً دوساعته‌اش به طرز معقولی سریع می‌گذرد - حتی گاهی هم هول هولکی، آنجا که نوبت به پایان رابطه‌ای می‌رسد که بالاخره داشت شبیه آنهایی می‌شد که باعث موفقیت کتاب‌های لورتا شده بودند. البته منظورم این نیست که نیاز است دنباله‌ای از روابط این زوج عجیب ساخته شود: برادران نی خیلی کار عاقلانه‌ای می‌کنند اگر پیش از ساختن دنباله‌ای مثل دنباله ناموفق عاشقانه با سنگ یعنی جواهر نیل (1985) دست از دلبستگی‌شان به این فیلم بردارند.

منبع: هالیوود ریپورتر

مترجم: وحید فیض خواه


شهر گمشده Lost City (2022)

تاریخ اکران: 12 مارس 2022

کارگردان: آرون نی، آدام نی

نویسنده: آدام نی، اورن اوزیل، دانا فاکس

توزیع‌کننده: پارامونت

بازیگران: ساندرا بولاک، چنینگ تیتوم، دنیل ردکلیف، پتی هریسون، اسکار نونز،‌ برد پیت

فیلمبرداری: جاناتان سلا

تدوین: کریگ آلپرت

موسیقی: پینار توپراک

خلاصه داستان: یک نویسنده‌ی رمان‌های عاشقانه‌ی منزوی به همراه مدل جلد کتاب جدیدش برای تور معرفی کتاب سفری را شروع می‌کنند؛ اما در راه با یک نقشه‌ی آدم‌ربایی روبه‌رو می‌شوند و فرار می‌کنند و در جنگلی دورافتاده گرفتار می‌شوند. آن‌ها باید ماجراجویی‌های زیادی را پست سر بگذارند.