بررسی خاستگاه زیرگونه زامبی از ژانر وحشت | رژه مردگان

اختصاصی سلام سینما – رضا زمانی: زیرگونهی زامبی برخلاف بسیاری از زیرگونههای سینمایی ریشهای ادبی ندارد و از فرهنگی بومی مردمان حوالی دریای کارائیب برخاسته است. در کشورهایی چون هائیتی مردم بر این باور هستند که برخی انسانها بنا به دلایلی چون تاثیرپذیری از قدرتهای سیاه و جادویی قبل از مرگ دیوانه میشوند. این افراد پس از مرگ به واسطهی همان قدرت جادویی به پا میخیزند و چون چهرهای دفرمه دارند و البته به تازگی راهی آن دیار شدهاند و کسی توقع دیدنشان را ندارد، ایجاد ترس میکنند. زامبیهای آن فرهنگها یک سر با زامبیهای که امروزه به واسطهی سینما میشناسیم، متفاوتاند. زامبیهای امروز موجوداتی آدمخوار و سیریناپذیراند و نیازی به قدرتی جادویی برای قدم گذاشتن بر پهنهی هستی ندارند و عمدتا به دلیل گسترش یک ویروس و یک بیماری و در نتیجهی یک خطای انسانی به وجود آمدهاند. تصویر اولیهی زامبیها در سینما به همان تصور مردمان دریای کارائیب شبیه است؛ تماشای«زامبی سفید» (White Zombie) به کارگردانی ویکتور هارپلین و با بازی بلا لاگوسی ساخته شده در سال 1932 یا «من با یک زامبی قدم زدم» (I Walked With A Zombie) محصول 1943 به کارگردانی ژاک تورنر به درک این موضوع کمک کرده و مخاطب را متوجه این تفاوتها میکند.
بیشتر بخوانید:
مباحثی در مورد ژانر - 1: 6 زیرژانر مهم ژانر وحشت؛ از گوتیک تا زامبی
مباحثی در مورد ژانر - 4: بلاکباستر ترسناک چیست؟ | آیا تولیدات پرهزینه ارتباطی به ژانر وحشت دارند؟
نکته اینکه تفاوت اصلی این فیلمها با آثار زامبیمحور امروزی در سر و شکل زامبیها نیست و ارتباط به همان مفاهیم ژانری دارد. حضور عناصر و المانهای ماورالطبیعه (همان قدرتهای جادویی) در آثار قدیمی آنها را بیشتر به زیرگونهی وحشت فراطبیعی نزدیک میکند تا آثاری با محوریت زامبیها در قالب موجود ترسناک که در سینمای امروز زیرگونهای جداگانه به خود اختصاص دادهاند. اما فارغ از این تفاوت، در فیلمهای قدیمیتر به واسطهی همان تاثیرپذیری از فولکلور و باورهای بومی، خبری از دستههای سرکش زامبیها و جولان دادن آنها در هر کوی و برزن نیست. اکثر آن فیلمهای قدیمی تنها از یک زامبی استفاده میکردند و آن موجود فلکزده هم به جای خوردن گوشت دیگران، بیشتر آنها را میترساند و فراری میداد و حتی گاهی فقط سبب کنجکاوی میشد.
زامبیهای امروزی با فیلم «شب مردگان زنده» (Night Of The Living Dead) جرج رومرو ساخته شده در سال 1968 اعلام وجود کردند. آن سالها دنیا و به ویژه آمریکا در تب و تاب و وحشت فرو رفته بود. جنگ ویتنام جریان داشت و ترورهای سیاسی یک به یک گریبان مردم و جامعه را میگرفت. نارضایتیها زیاد بود و به همین دلیل هم مردم احساس ناامنی میکردند. از آن جایی که سینمای وحشت هم در نابترین و اصیلترین شکل خودش بازتاب دهندهی پلشتیهای جامعه به شکلی نمادین است، ناگهان سر و کلهی فیلمهایی در این ژانر پیدا شد که یکی از درخشانترین دورههای سینمای وحشت را رقم زدند. یکی از این فیلمها که یک راست به همان احساس ترس در جامعه و عدم اعتماد مردم به یکدیگر میپرداخت، همین فیلم «شب مردگان زنده» بود.
«شب مردگان زنده» از این منظر یکی از مهمترین فیلمهای ترسناک تاریخ سینما است و چون برگی از تاریخ سینما را ورق زد، بسیاری آن را در صدر فهرست بهترین فیلمها با محوریت زامبیها قرار میدهند. اما باز هم در آن دوران خبری از زامبیهای چابک قرن بیست و یکمی نبود. زامبیها همان قدر که ترسناک بودند، نمادی از همان مردم پراکنده و تکافتادهای بودند که یکدیگر را باور نداشتند. پس خوردن گوشت آدمی توسط آنها هم جنبهای نمادین پیدا میکرد. در واقع جرج رومرو آینهای برداشت و تصویر مردم آمریکا را در قالب مردگانی متحرک به خودشان نشان داد؛ اینچنین آن پایانبندی باشکوه و مرگ بازماندهی سیاهپوستی به دست مردمان محلی ارزشی نمادین پیدا میکرد و یکراست مخاطب را به یاد نژادپرستی ریشه دوانده در این کشور یا ترور کسانی چون مارتین لوترکینگ میانداخت.
در واقع جرج رومرو همان قدر که به مفاهیم پشت فیلمش اهمیت میداد، به زامبیها و آدمیان مقابل دوربینش هم باور داشت؛ پس هنوز خبری از فیلمهای امروزی نبود که تمام هستی یک فیلم، زامبیهای آن باشد. برای افرادی چون جرج رومرو آدمیان حاضر در قاب مهمتر از آن موجودات کریه بودند. اما زمان گذشت و همه چیز عوض شد. بودجههایی سرشار سرازیر شدند و بسیاری پا بر شانههای موفقیت فیلم رومرو گذاشتند و تصویری وارونه از زامبیها ارائه دادند. مالک اصلی آنها فیلم همه چیز بود جز همان موجوداتی که به شکلی نمادین پلشتیهای جامعه را بازتاب میدادند. دنیا عوض شده بود و به طبع آن، سینما هم. پس بلاکباسترهای ترسناک همانطور که در مطلب قبل از این سلسله مطالب ژانر وحشت گفته شد، زیرگونهی زامبی را هم تحت تاثیر قرار دادند.
این زامبیهای تازه با سرازیر شدن پولهای فراوان صاحب هویتی تازه در عالم سینما شدند. حال آن قدری فیلم با محوریت آنها ساخته شده بود که کلیشههایی پیرامون آنها شکل بگیرد و بتوان در آثاری آنها را دست انداخت. از این جا بود که پارودیسازان هم دست به کار شدند و به ساختن زامبیهای کمدی روی آوردند. از آنجایی که دیگر مصالح کافی برای کار آنها وجود داشت و هر علاقهمند به سینمای ترسناکی چندتایی فیلم با حضور زامبیها دیده بود و مخاطب دلنازک غیرعلاقهمند به ژانر وحشت هم با آنها آشنایی داشت، میشد دست به ساختن پارودی زد و پول پارو کرد.
با عوض شدن دنیا در قرن تازه و قدرت گرفتن هر چه بیشتر شبکههای تلویزیونی بار دیگر زامبیها تغییر ماهیت دادند. سریالی چون «مردگان متحرک» (The Walking Dead) از راه رسید که جرج رومرو در کهنسالی خود از آن نفرت داشت. او معتقد بود که این سریال هزینهی تولید یک فیلم زامبی را به شکل آزاردهندهای بالا برده (حتی بیشتر از آن بلاکباسترهای بیسر و ته) و چهرهای تازه از جهان پساآخرالزمانی این فیلمها ارائه داده و در نتیجه نسل تازهای از مخاطب تربیت کرده که دیگر برای آن فیلمهای باشکوه گذشته تره هم خورد نمیکند. اما کمک از جایی سر رسید که کسی توقعش را نداشت تا زیرگونهی زامبی به حیاتش ادامه دهد و کماکان در جذب مخاطب ژانر وحشت موفق باشد.
جایی خارج از هالیوود و در سینمای دیگر کشورها فیلمهایی با حضور گلههای زامبی ساخته شدند تا همه چیز در انحصار آمریکاییها باقی نماند. مثلا اکنون میتوان آثاری متعلق به سینمای کرهی جنوبی برگزید یا سری به سینمای آمریکای لاتین یا اسپانیا زد و فیلمهایی با محوریت این موجودات ترسناک پیدا کرد و از تماشایشان لذت برد. دلیل این لذت هم وفاداری این فیلمهای غیرآمریکایی به همان اصل اساسی سینمای وحشت است که به پایبندیاش به بازتاب پلشتیهای جامعه بازمیگردد؛ عنصری که ظاهرا در هالیوود فراموش شده و اکران فیلم «28 سال بعد» (28 Years Later) در این روزها بر آن مهر تایید میزند.
در نهایت باید به این موضوع پرداخت که دو نوع فیلم با محوریت زامبیها وجود دارد: یکی آثاری «آخرالزمانی» که به زمان شکلگیری و همهگیری ویروس زامبی میپردازند و فیلمهایی نظیر «شب مردگان زنده»، «28 روز بعد» (28 Days Later) یا فیلم خوب اما مهجوری چون «آخرالزمان ز: شروع یک پایان» (Apocalypse Z: The Beginning Of The End) ساخته شده در سال 2024 در زمره آن قرار میگیرند. اما اکثر فیلمهای این زیرگونه ژانر وحشت «پساآخرالزمانی» هستند و داستان آنها به مدتها بعد از همهگیری و مرگ اکثر مردمان کرهی زمین اختصاص دارد. برای فهم بهتر این دستهی دوم باز هم تماشای همان فیلمهای قدیمی جرج رومرو کافی است؛ از «طلوع مردگان» (Dawn Of The Dead) ساخته شده در سال 1978 گرفته که البته زک اسنایدر هم در سال 2004 بازسازی موفقی از آن ارائه داد تا فیلم «روز مردگان» (Day Of The Dead) محصول 1985.