۵ بازی برتر ماریون کوتیار؛ از زندگی به رنگ گل سرخ تا اینسپشن
-در-کن-2012.jpg?w=1200&q=75)
اختصاصی سلام سینما - کمال نادری مطلق؛ ماریون کوتیار بازیگری خلاق و باهوش است که نشان داده تقریبا توانایی بازی در هر نقشی را دارد و انعطافپذیریاش بارها مورد تحسین قرار گرفته است. هر چند او هم مثل هر بازیگر دیگری گاه دچار لغزش شده (سکانس مرگ شخصیت او در فیلم «شوالیه تاریکی برمیخیزد» هنوز هم دستمایه شوخیهای برخی از کاربران اینترنتی است) اما تعداد نقشآفرینیهای درخشانش بسیار بیش از این اشتباهات کمتعداد است. در این مطلب 5 نقشآفرینی برتر او را، از «زندگی به رنگ گل سرخ» تا «اینسپشن»، مرور کردهایم.
«زندگی به رنگ گل سرخ»/ La Vie en Rose (الیویه داهان، 2007)
تصویر پیچیده ماریون کوتیار از ادیت پیاف، اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را برای او به ارمغان آورد و نام کوتیار را در تاریخ اسکار بهعنوان اولین بازیگری ثبت کرد که برای ایفای یک نقش فرانسویزبان این جایزه را به دست آورده است. او تصویری همزمان شکننده و مهیب از پیاف به نمایش گذاشت. «زندگی به رنگ گل سرخ» فیلمی بود که معیارهای تازهای برای بیوپیکهای مرتبط با موسیقی به جا گذاشت.
«زنگار و استخوان» / Rust and Bone (ژاک اودیار، 2012)
بازی کوتیار در نقش زنی که نهنگهای قاتل را آموزش میدهد و طی یک حادثه در محل کار پاهایش را از دست میدهد، ترکیبی است از صلابت و آسیبپذیری. سختی فیزیکی این نقش در کنار نوسانهای احساسیاش، «زنگار و استخوان» را به یکی از پیچیدهترین نقشآفرینیهای کوتیار تبدیل کرده است.
«دو روز، یک شب»/ Two Days, One Night (برادران داردن، 2014)
«دو روز، یک شب» پرترهای اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی از کارگری است که برای حفظ شغلش باید همکارانش را قانع کند که در ازای گذشتن از سود شخصی به ماندن او رای دهند. رویکرد مینیمال داردنها این فرصت را به کوتیار میدهد که با حضوری درونگرایانه بتواند تنشهای نفسگیر زندگی یک آدم معمولی را به تصویر بکشد. درخشش کوتیار در عبور از جلوه ستارهگونهاش و باورپذیر شدن در نقش یک انسان کاملا معمولی، نامزدی اسکار بهترین بازیگر زن را برای او به ارمغان آورد.
«اینسپشن»/ Inception (کریستوفر نولان، 2010)
کوتیار در نقش مال، همسر ازدسترفته شخصیت اصلی، حضوری بهیادماندنی در «اینسپشن» دارد. مال تجسم خاطره و عذاب وجدانی فراموشنشدنی است. او هم عاشق است و هم موجودی تهدیدگر. همین حضور دوگانه، هم لحنی پیچیده به نقشآفرینی کوتیار میدهد و هم بُعدی تراژیک را به فیلم اضافه میکند که نشاندهنده توانایی کوتیار در سینمای جریان اصلی است.
«مهاجر»/ The Immigrant (جیمز گری، 2013)
کوتیار در این فیلم در نقش یک مهاجر لهستانی تازهوارد به نیویورک در دهه 1920، بازی ظریف و چندلایهای از خود به نمایش گذاشت. نگاههای عمیق و غمبار کوتیار روح فیلم است و در هماهنگی کامل با حالوهوای کلی «مهاجر» قرار دارد.