یک سیاسی پر لکنت

به نام خدا
نقد و تحلیل فیلم من
منتقد و تحلیلگر :مهیار محمد ملکی
یک سیاسی پر لکنت .....
معرفی اثر :
کارگردان :سهیل بیرقی
تهیهکننده :
سعید سعدی
سعید خانی
نویسنده :سهیل بیرقی
بازیگران:لیلا حاتمی
امیر جدیدی
بهنوش بختیاری
علیرضا استادی
علی منصور
سعید عطائیان
مانی حقیقی
فیلمبرداری :معینرضا مطلبی تدوین :شیما منفرد
توزیعکننده:نسیم صبا
تاریخهای انتشار
۲۷ مرداد ۱۳۹۵
فروش گیشه:۲٬۲۸۱٬۱۵۸٬۰۰۰ تومان
من فیلمی به کارگردانی و نویسندگی سهیل بیرقی و تهیهکننده سعید سعدی و سعید خانی محصول سال ۱۳۹۴ است.
این فیلم برای حضور در بخش سودای سیمرغ و همچنین نگاه نو سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر انتخاب شده است. این فیلم در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۹۵ در سینماهای ایران اکران شده است
خلاصه داستان :
این فیلم داستان زنی به نام آذر است که اقدام به کارهای غیرقانونی و خلاف برای دیگران و کسب درآمد از این راه میکند. کارگردان آن گفته که «نمیخواستم این زن، زن معمولی باشد. اولین هدف من ارائه تصویری از زنی غیرمعمولی بود و قرار شد انقلاب تکنفره از سوی او علیه قانون، آدمها و ضوابط جامعه پیرامونش را به تصویر بکشم و به این صورت، فیلمنامه سمتوسو گرفت.
۲:مقدمه و پیش گفتار :
قبل از هرچیز بیاییم کمی در مورد سیستم رده بندی سنی در سینما و تلویزیون کشورمان صحبت کنیم
گستردهتر شدن موضوع تعیین رده سنی برای فیلمهای سینمای ایران موضوع فوقالعاده بااهمیتی است که تاکنون مغفول مانده و هرازگاهی در خصوص برخی فیلمهای حاشیهدار سروصدا میکند و به حاشیههای آن فیلم میافزاید.
اینجا در ایران داستان هنوز آنچنانکه باید جدی گرفته نشده و مثل یک موضوع تبلیغاتی، حاشیهای و فرمالیته به آن نگاه میشود.طی سالهای گذشته تعداد فیلمهایی که رده سنی مخاطب برای آنها تعیینشده زیاد نبوده و هر بار حاشیههایی برای این فیلمها به وجود آمده و البته بعضاً این حاشیه به بیشتر دیده شدنشان کمک کرده است.
در دهه 70 تماشای «مصائب شیرین» علیرضا داود نژاد مختص رده سنی بالای 18 سال اعلام شد اما هیچکس این محدودیت را جدی نگرفت و متعاقب این جدی نگرفتن نظارتی روی این ماجرا صورت نگرفت.
سال پیش عوامل «استراحت مطلق» عبدالرضا کاهانی هم اعلام کردند تماشای این فیلم برای افراد زیر 16 سال توصیه نمیشود اما این بار هم کسی موضوع را جدی نگرفت و فیلم نیز فروش نسبتاً خوبی داشت.امسال اما ماجرا با ورود «لانتوری» رضا درمیشیان به چرخه اکران بحث تعیین رده سنی برای فیلمها باز شد تا نگاهها نسبت به این فیلم تغییر کرده و آنهایی که نسبت به موضوع این فیلم کنجکاو بودند دنبال دلایل تعیین این محدودیت میگشتند.
ظاهراً سکانسی طولانی از اسیدپاشی باعث این شده که روی پوستر «لانتوری» بنویسند تماشای این فیلم برای افراد زیر 16 سال توصیه نمیشود و بعد از مدتها حواس در این خصوص کمی جمع شود که میشود این موضوع را جدیتر گرفت. اما بلافاصله فیلمی وارد چرخه اکران خواهد شد که آنهم از این رویه استفاده کرده است.حالا عبارت « تماشای این فیلم برای افراد زیر 15 سال توصیه نمیشود» روی پوستر فیلم « من» ساخته سهیل بیرقی که البته فیلم ترسناکی بهحساب نمیآید و البته صحنه اسیدپاشی هم ندارد دیده میشود .اینجا اما عوامل فیلم متهم شدهاند که از این عبارت برای کشاندن تماشاگر به سالنهای سینما استفاده کردهاند چراکه محتوای فیلم موضوعاتی را در برنمیگیرد که لازم باشد حتماً برای این فیلم محدودیت سنی اعلام کرد.به همین خاطر عدهای معتقدند حرکت عوامل این فیلم بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد چراکه بیشتر باعث تحریک نوجوانان میشود تا حتماً به سینما بروند.البته عوامل فیلم «من» هم اعلام کردهاند این تعیین محدودیت ربطی به آنها ندارد و شورای پروانه نمایش حکم کرده است که این عبارت در پوستر فیلم وجود داشته باشد.
بعد از این بحث مختصر که به نوعی دلالت بر میزان جذب مخاطب به سینما و کم و کیف آن داشت نگاهی بیاندازیم به قصه و ببینیم من چی میخواست بگه ؟
واقعیت امر این است که در فیلم من اساسا قصه ای وجود ندارد چرا که چیزی که ما مشاهده میکنیم به مانند یک گزارش خبری یا در بهترین حالت یک فیلم مستند گونه است به این صورت که فیلمنامه نویس از همان ابتدا بنا را بر شخصیت پردازی به صورت متمرکز روی کاراکتر آذر (لیلا حاتمی )میچیند آذری که قرار است در کل پروسه ۸۳ دقیقه فیلم به صورت روزمره بخش هایی از زندگی وی را شاهد باشیم
کمی در مورد فضای قصه صحبت کنیم :
فضای قصه یک سیکل پر از تکرار میباشد :
بدین معنا که تکرار و تکرار اتفاقاتی را شاهد هستیم که به مرور با پیشبرد فیلم حتی پیش بینی نوع پلان بندی و سکانس ها برای من مخاطب ساده میگردد
این یک فاجعه و عقب گرد برای فیلمی است که مدعی حرف خوب است کارگردان در مرحله تدوین نوع کات ها .مونتاژ س
کانس ها .پی او وی ها .میزانسن ها.لوکیشن ها همه و همه به شیوه تکراری و کسل اور کار کرده است
موسیقی در قصه به صورت سایه وار با فیلم حرکت میکند متاسفانه در بحث موسیقی هم رضایت بخش کار نمیکند چرا که رفت و امد موسیقی هم به میزان زیادی قابل پیش بینی است به این معنا که عمده پلان های ورود و خروج موسیقی بک گراند صحنه های,گشت زنی آذر در خیابان است کارگردان به نوعی به چرخش سیکل وار به شیوه غیر داستانی و به صورت مکرر و پر تکرار علاقمند بوده و نقطه قوت قصه شاید بحث دیالوگ باشد که گاهی عملکرد خوب و گاهی بد دارد
فیلم من اصلا شباهتی به سینما ی داستانی یا به صورت خاصش سینمای طعنه وار سیاسی ندارد
قبلا هم ذکر کردم اینجا مجددا تاکید,میکنم وقتی مخاطب در سینما مقابل مدیوم پر ابهت پرده قرار میگیرد انتظارش از اثر در بحث کیفی چیست ؟
پاسخ :سرگرمی .یعنی یک فیلم قبل از هرچیز مخاطب خودش را سرگرم میکند حالا این سرگرمی در سینمای کمدی سبک یا فاخر ترش عمدتا به صورت متمرکز و تک بخشی است اما در اقسام دیگر سینما مثل سینمای داستان محور یا سیاسی یا ورزشی و....این موضوع به دو قسمت تقسیم میشود
۱:لایه اول :سرگرمی :مخاطب با یک داستان و محتوای خوب به طور کامل درگیر قصه میشود
۲:لایه دوم :مفاهیم :شیوه رساندن مفاهیم هم نباید به نوعی باشد که ریتم سرگرمی فیلم را دچار افت کند بلکه باید انگونه باشد که به صورت همراه و کادوپیچ شده به گوش مخاطب خود برسد,
خب باید قویا عرض کنم که فیلم من از ان دست فیلم هایی است که تمرکز خاصش روی رساندن مفاهیمی است که به دلیل حضور خیلی از مسایل مثل ممیزی از شفافیت کافی برخوردار نیستند به نوعی هر جا که کارگردان مفهوم را به خوبی نرسانده خودش را بین حال هوای مبهم وراز الود قصه اش پنهان کرده است
تا شاید کمی از بار گناهش در بحث کج فهمی مخاطب کم کند
کما اینکه داستان وقتی نیست فیلمم نیست
در مورد بازی ها باید بگم که یکی از نکات قوت کار در بحث بازی هاست در این میان میتوان به بازی خوب خانم بهنوش بختیاری (ملیحه)اشاره داشت که به درستی از خود و تیپ های قبلیش گذر کرده و شخصیت جدیدی خلق کرده است
فیلم من در بحث شخصیت پردازی و خرده پیرنگ هم موفق نبوده چرا که در این قسمتم ما چیزی از شخصیت پردازی کاراکتر ها نمیبینیم تنها جایی میتوان شخصیت پردازی دید که ما آذرو داریم و در ادامه به واسطه شکل گیری رابطه خاصش با خواننده جوان (امیر جدیدی)به میزان کمی شخصیت پردازی او را هم شاهد هستیم
در این کار چیزی به اسم خرده اکت یا خرده پلان برای ایجاد شخصیت پردازی بهتر وجود ندارد هر چه هست دیالوگ هست و دیالوگ
نکته ای که لازمه به ان توجه داشت بحث پی او وی یا نمای شخص از دید دوربین است که با کنش و اکت بازیگر ها همخونی ندارد این بدین معناست که پی او وی رو میدیم اما بازیگر مقابل نگاهش جایی غیر از دوربین است
اکت لیلا حاتمی به شدت شخصیت محور است اما شاید ایرادی که میتوان به ان داشت میزان زیاد خیرگی و بی حرکتی چشم هایش است که به نوعی حس و حال شخصیت را از ما میگیرد
حرکت دوربین و لرزش هایی که در ان شاهد هستیم به خوبی جهت همذات پنداری بهتر با کاراکتر صورت گرفته است
در پلان های ساختمان نیمه کاره غیر از تیم اصلی بازی های قابل باور کارگران افغانی را شاهد هستیم
راوی کل فیلم به صورت اول شخص و آذر (لیلا حاتمی )میباشد یعنی ما در کل فیلم هیچ پلان یا نمایی را نمیبینیم که در ان آذر حضور نداشته باشد فی الواقع فیلم در تمام مدت به شرح حال وی میپردازد
مدیوم کلوز اپ خوب آذر در زمان نواختن موسیقی توسط شاگرد وی
انجایی که آذر انگلیسی صحبت میکند اکت مناسبی ندارد
توشات های خوب
ضرب کات ها در برخی سکانس ها به خوبی اتفاق نمیافتد
فیلم قهرمان محور است قهرمان فیلم من آذر است که به شدت روی بحث عقایدی اش پافشاری میکند
قبل از این موضوع اشاره ای به سیکل وقایع فیلم داشته باشم :
به ترتیب:
۱:ماجرای امیر و ساختمان نیمه کاره و گرفتن پاسپورت
۲:ماجرای مجتبی و کارت معافی اش
۳:ورود به سوپر مارکت و دادن اطلاعات به صورت پنهانی
۴:ماجرای خواننده زیر زمینی
۵:ماجرای ملیحه و گرفتن زمینش
۶:ماجرای مرد جو گندمی (مانی حقیقی)و گرفتن اطلاعات از وی در اتومبیل
۷:ماجرای کلاس خصوصی موسیقی آذر
۸:ماجرای پیتزای شبانه و فایل صوتی محرمانه برای آذر
این هشت اتفاق کل سیکل قصه میباشند بعد از حدود پانزده دقیقه از زمان فیلم و یک گذر کامل روی هشت اتفاق آذر به مورد شماره یک میرسد از اینجا به بعد انتظار میرفت کارگردان و فیلمنامه نویس کمی خلاقانه تر و با یک پرداخت بهتر در خصوص ادامه پروژه کار کنند اما چیزی که شاهدش هستیم تکرار مکررات و گره هایی فرعی است که هیچ طعم و بویی از قصه به ما نمیدهد
قاب بندی به شدت تلویزیونی
جمع بندی نهایی :من فیلمی است که سودای بزرگ در سر دارد اما در سینمای امروز حرف اولو قصه میزنه این
که مخاطب میپرسه قصه کجاست ؟
تعریف قصه :حرکت از نقطه یک به سمت نقطه دو با حضور موانع منطقی داستانی
اما فیلم من هیچ کدام از نقاط یک و دو را ندارد
ووقتی نقطه یک به عنوان سر اغاز و نقطه دوم به عنوان پایان وجود نداشته باشد موانع تنها کاری از پیش نمیبرند ضمن اینکه موانع هم طعم و بوی یک قصه جنجالی و خوب متناسب با فضای سیاسی فیلم را به ما نمیدهد
چیزی که فیلمو نگه داشته کمی بازی است و کمی دیالوگ
نمره ارزشیابی از ده :۴
امیدوارم با خرید نسخه اورجینال حمایت بفرمایید
منتقد و تحلیلگر :مهیار محمد ملکی