جستجو در سایت

1395/11/19 00:00

فیلم قاتل اهلی

فیلم قاتل اهلی

شکی نیست کیمیایی متعلق به نسلی‌ست که از اولین‌ پرچم‌داران سینمای موج نو بود و با دشنه‌ی قیصر کمر به زخمی کردن فیلمفارسی بست. با این‌حال و با تمام احترامی که باید برای چنین کارگردان مولفی قائل شد، فیلم قاتل اهلی بسیار ضعیف و کم‌مایه است. به هچ‌وجه، خبری از دیالوگ‌های قرص و محکم سینمای کیمیایی نیست؛ دیالوگ‌ها به قدری سطحی‌ست که گاه بدل به کاریکاتور می‌شود و مدام باید از خودت بپرسی که واقعاً این فیلمنامه از زیر دست کیمیایی بیرون آمده؟ با توجه به پرداختن به مسأله فساد اقتصادی، قصه و روایت می‌توانست بسیار پرکشش و با افت و خیز همراه شود در حالی که تمامیت فیلم با شتاب هرچه تمام‌تر به سمت سقوط در شعارزدگی حرکت می‌کند: سکانس حجامت با زالو (لابد باید بفهمیم که سمبل زالوهای اقتصادی هستند)، سکانس اسلوموشن حضور لعیا زنگنه (نقش پری) که حتی دیالوگی هم ندارد و اصلاً چه لزومی به حضور اوست که هیچ نقشی در پیشبرد داستان هم ندارد، مصاحبه با رضا رشیدپور که در شخصیت واقعی خودش حضور دارد، پایان‌بندی و ترور جلال سروش بسیار غیرواقعی و اغراق‌آمیز است، بهمن (بازیگر نقش خواننده) میان کلماتش باید نام مردم را به زبان آورد و قس‌علیهذا. تمام سکانس‌هایی که پولاد کیمیایی مشغول خواندن است اضافی‌ و حوصله‌سربر است و الکی و بی‌ربط زمان فیلم را افزایش می‌دهد و هیچ لزوم و توجیهی برای آن وجود ندارد. مضاف‌بر این، گاه پیوند روابط علی و معلولی منطقی هم گسسته می‌شود: سیاوش در حال صحبتِ تلفنی با وکیل است و بعد یکباره او را در استخر می‌بینیم یا زمانی که سراغ شرکت رقیب (پیسارو) می‌رود و هاردی که نمی‌دانیم چه اطلاعاتی دارد را به سرقت می‌برد. در قاتل اهلی، حتی خبری از آن قهرمان کلاسیک کیمیایی هم نیست؛ امیر جدیدی در نهایت فقط یک صحنه تعقیب و گریز دارد و یک صحنه قتل. آخرین فیلم کیمیایی، به اندازه کافی ناسره است و با حواشی پیرامون آن (دعواها و اختلاف‌های بین بازیگران و تهیه‌کننده) ناراست‌تر و مأیوس‌کننده‌تر هم می‌شود.