جستجو در سایت

1395/11/16 00:00

فیلم پشت دیوار سکوت

فیلم پشت دیوار سکوت
تیتراژ فیلم با مستندی درباره پرونده معروف خون‌های آلوده هموفیلی‌ها شروع می‌شود و بعد دختری دانشجو، که به عنوان مددکار در کانون ایدز کار می‌کند و حساب کنید قرار است تا چه حد جملات شعاری و کلیشه‌ای درباره ایدز بشنوید. جوزانی، به گمانم خواسته با ما شوخی کند که چنین فیلمِ ضعیفی ساخته و یا این‌که خواسته فیلمی برای دخترش بسازد؛ وگرنه، از کارگردان باتجربه‌ای چون او ساختن چنین فیلمی محال می‌نماید. در فیلم، تعدادی بازیگرند که به سرعت برق و باد می‌آیند جلوی دوربین دیالوگ می‌گویند و می‌روند بازی‌ها گاه در حد گروه تیاتر مدرسه‌ها نزول می‌کند. چون کارگردان از به تصویر کشیدن حس و حال بازیگران عاجز است به ناچار، با نریشن به سراغ روایت می‌رود. پدرِ ستاره فوت کرده و در انتهای فیلم باید ملتفت شویم کسی که از ابتدا حضور داشته روح او بوده؛ مادرش معلوم نیست در دارالمجانین است یا خانه سالمندان؛ و اصلاً چرا آنجاست؟ چرا به یکباره خوب می‌شود؟ چون قرار است زندگی شیرین شود و تمام بیماران ایدزی و بچه‌هایشان بروند پارک و شاد و خندان با لانگ‌شاتی از پرواز آنها فیلم به اتمام برسد و مخاطب هم پیش خودش متنبه شود و از معظلات اجتماعی آگاه و متوجه رفتارش با بیماران اچ‌آی‌وی شود: دقیقاً در همین حد، شعار است که توی صورت بیننده پرت می‌شود.